تکین حمزه لو در 22 فروردین سال 1356 در تهران متولد شد.تحصیلاتش را در رشته مهندسی عمران دانشگاه آزاد به اتمام رساند.ایلیا پسرش حاصل دوران دانشجویی اوست.وی چندی به ویرایش و خلاصه کردن متون در نشر شادان پرداخت.در این زمان به نظرش متون متون سنگینی نیامدند و وی خود شروع به نوشتن کرد."افسون سبز" بدون هیچ گونه بازنویسی و ویرایشی به چاپ هشتم رسید و تمی عشقی و پر کشش داشت که شخصیتها از روس یکی از آشنایان این نوینده که درگیر طلاق بود تاثیر گرفته بودند."مهر و مهتاب" را در حالی نوشت که حدود 4 ماه به آسایشگاه معلولین سر زده و در مورد جانبازان شیمیایی تحقیق کرده بود. وی معتقد است که پیش از نوشتن باید تحقیق کرد تا به شعور مردم توهین نشود. از کتابهای او می توان "در پایان شب" "از آنسوی آیینه" ، "بعد از او" ،"دختری در مه" ،"عاشقانه برای پسرم"و جدیدترین اثر این نویسنده "از این همه جا"را نام برد.
سالهای دبیرستان بود. مامانم اومد توی اتاق و داشتم این کتاب رو میخوندم. یکم نگاه کرد، سرش رو تموم و داد و گفت حیفه با وقتت این کار رو نکن. امتحان کن که بدونی چیه ولی پشیمون میشی. چطوری از دزیره و کنت مونت کریستو خوندن رسیدی به اینجا؟
تلنگر خوبی بود. این شد آخرین کتاب زرد ایرانی من. حتی نتونستم درست تمومش کنم. هنوزم کتاب آشغال که میخونم نگاهش یادم میاد
خیلی سال پیش از روی گوشی خوندمش و تنها چیزی که یادمه این بود که شخصیت مرد داستان چشمهای سبز داشت و خیلی غیرتی بود و دختره رو میزد. به طوریکه یکی از دوقلوهاشونم سر همین داستان مرد. دوتاشونم پزشک بودند. از قشر تحصیل کرده ناامیدم کرد کلا.
من اصلا از این رمان های عاشقانه نمی خرم و خیلی کم پیش می آید یکی شون رو قرض بگیرم و بخونم. ولی این یکی رو که برای کادوی تولد خریده بودم نشستم خوندم، بعد هدیه دادم! اگه اهل رمان های عامه پسند هستید،"افسون سبز"انتخاب خوبیه.
کتابی است کسل کننده و اعصاب خورد کن و نسخه کپی کتبی از این قبیل چرا در کتب زرد همه کاراکترا پزشک هستن؟ و هیچ کدام دغدغه های انسان های عادی را ندارند؟؟!!!
میتونم بگم رمان خوبیه اما معمولیه بطوریکه حداقل من را به عنوان یک رمان خوان نتونست جذب خودش و من را تشنه دنبال کردن داستان بکنه ولی با این اوصاف جزو رمان های تقریبا خوبه عاشقانه موجود در بازار محسوب میشه.والسلام