آنچه در جمالزاده در این اثر دوست دارم - که البته در آثار دیگرش، تا آنجا که من خواندم، هم هست - صمیمیت و روایت خودمانی است. وقتی می گویم خودمانی منظورم فقط زبان نیست، بلکه آدم ها و موقعیت ها را نیز شامل می شود. حس نمی کنی چیز "تازه" ای می خوانی اما در عین حال از خواندنش لذت می بری - شاید چون حس می کنی مثل درددلی است که گاهی خودت با خودت می کنی یا کسی با تو. قلتشن دیوان و شیخ مرتضی اسطوره نیستند، در عین حال آدم هایی از سرزمینی بیگانه هم نیستند؛ انگار با تمام وجود می دانی جمالزاده چه می گوید، می دانی این آدم ها چه ها کرده اند و چه ها می کنند؛ می دانی همه همینجا هستند، همین حوالی
اما آنچه در این میان نپسندیدم اصرار گاه به گاهی جمالزاده برای اصطلاح نمایی بود. مثلا در یک کلام خودمانی ناگهان چند ضرب المثل یا چند عبارت هم معنا را همراه هم و پی در پی می آورد؛ چیزی که در حرف زدن هیچ آدم معمولی ای دیده نمی شه. گاهی این تکرارها به حدی می رسه که عملا حس می کنی با یک "فرهنگ اصطلاحات عامیانه" روبرویی! البته این نقیصه با نزدیک شدن به پایان کتاب تقریبا درست می شود. در این مورد حس می کنم گاهی هدایت را پیشتر می پسندم - به خاطر زیاده روی نکردن در اصطلاحات و در عین حال نگه داشتن آن حالت عامی. اما بعدش حس می کنم کمی جفا است این همه تلاش جمالزاده و این همه اصطلاح را با اصطلاح های بسیار معدودتر هدایت نادیده بگیرم
مقاله ی کاتوزیان شاهکار نیست،اما پرت هم نیست. در حد اشاراتی پراکنده به تمایزهایی جمالزاده و هدایت اشاره کرده - و گاهی بیشتر طرف این و گاهی بیشتر طرف آن را گرفته. اما حرف اصلیش که دائم تکرار می کند این است که قلتشن دیوان و شیخ مرتضی نماینده ی شر و خیر نیستند؛ بلکه آدم هایی هستند از جنس ما. او را با تارتوف مولیر مقایسه می کند و می گوید مثل تارتوف آنقدرها شر نیست که نشود همین دور و بر پیدایش کرد. همچنین تذکر می دهد که جمالزاده دیدی طبیعت گرایانه به قضایا دارد ( اصطلاح از من است )؛ یعنی حرف از شمر و امام حسین نمی زند و آخر داستان ها را ماستمالی نمی کند. صرفا روایت می کند و می گوید دنیا چنین جایی است
قٍلتَشُن؟! قَلتَشَن؟!! قُلتِشِن؟!!! آخه جمالزاده عزیز این چه اسمی بود برای کتابت انتخاب کردی ؟ دو روز طول کشید تا فقط اسمشو یاد گرفتم! حالا معنیاش بمانَد . تازه تو کتاب اینقدر از این اسم ها بود که نگو! بعدش نشستم کمی با خودم فکر کردم تقصیر جمالزاده نیست که، اون زمان همه اسمها اینجوری بوده تازه شرایط زمانه هم مثل اسمها و آدمها کلا عوض شده . خلاصه اگه خواستین کتابی بخونین که از آداب و رسوم و اسم و رسم مردمان قدیم (با لحن و طنز شیرین و البته به بیان دیگه بانمک جمالزاده )با خبر بشین نه فقط این کتابو بلکه نوشتههای جمالزاده رو از دست ندین .
نثر زیبایی داشت و واقعا لذت بردم . داستان از زبان راوی که خانواده اش از اصفهان به تهران کوچ کرده اند و در یک کوچه بن بست در همسایگی پنج خانواده دیگر سکنی گزیده اند ، نقل میشود. و مربوط میشود به سالهای بعد مشروطه و جنگ جهانی اول . دو شخصیت اصلی داستان حاج شیخ مرتضی سقط فروش و افراسیاب خان قلتشن دیوان است که در نهایت قلتشن دیوان پدرحاج شیخ مرتضی را در می آورد . در مجموع نثرساده و عامیانه داستان که با چاشنی ضرب المثل ها و استعارات زیبا و نکات جالب همراه شده بود ، همان نثر زیباو خاص جمالزاده درداستان نویسی بود . درقسمتی از داستان ،جمالزاده به توصیف غروب شهر طهران ومراحل سه گانه شامگاهان میپردازد که الحق شاهکار است " مرحله اول مرحله آفتاب زردی و مرحله دوم مرحله خاموشی وافسردگی وخفقان ومرحله سوم مرحله خنک شدن هوا وبیداری وشکفتگی است . اینک مرحله نخستین را می پیماییم . آسمان مدام رنگ می گیرد و رنگ برمیدارد و نقدا به رنگ پوست پیاز در آمده است . طبیعت چادرشب زعفرانی وغبارآلوه شام غریبان را بر سرملک ری کشیده است ودر کنارغربی آسمان یک قافله از ابرهای تیره و تار پاره پاره به صورت اشخاص ماتم زده سیاه پوشی که جنازه ای را مشایعت نمایند آهسته و آرام در جاده لاجوردی افق در حرکت هستند درست تنگ کلاغ پر است....." .
سید محمدعلی موسوی جمالزاده (۲۳ دی ۱۲۷۰ در اصفهان - ۱۷ آبان ۱۳۷۶ در ژنو) نویسنده و مترجم معاصر ایرانی بود. او را پدر داستان کوتاه زبان فارسی و آغازگر سبک واقعگرایی در ادبیات فارسی میدانند. او نخستین مجموعهٔ داستانهای کوتاه ایرانی را با عنوان یکی بود و یکی نبود در سال ۱۳۰۰ در برلین منتشر ساخت. جمالزاده در سال ۱۹۶۵ نامزد جایزه نوبل ادبیات گردید. وی تا به امروز در کنار زین العابدین رهنما، حسین قدس نخعی و ابوالقاسم اعتصامزاده به عنوان تنها فارسی زبانان نامزد جایزه نوبل ادبیات شناخته میشوند. داستانهای وی انتقادی (از وضع زمانه)، ساده، طنزآمیز و آکنده از ضربالمثلها و اصطلاحات عامیانه است. وی در سال ۱۳۷۶ در ۱۰۵ سالگی در یک آسایشگاه سالمندان در ژنو، سوئیس درگذشت.
محمدعلی جمالزاده آثار جمالزاده در نثر فارسی و قصه نویسی را نه می شود با آثار بعداز او، و نه با آثار نویسندگان اروپایی همدوره اش در ابتدای قرن بیستم، مقایسه کرد. برای درک بهتر آثار جمالزاده و بدعت هایی که در نثر و قصه نویسی معاصر ما گذاشته باید آنها را با آثار نویسندگان ایرانی همدوره ی او، مثلن نوشته های کسانی چون "اعتمادالسلطنه"، "امین الدوله"، زین العابدین مراغه ای، میززا ملکم خان، آخوند زاده و میرزا آقا تبریزی، یا در نهایت با نثر میرزا حبیب اصفهانی در ترجمه ی "حاجی بابا" مقایسه کرد تا بدعت های او در قصه نویسی و ساده نویسی، و حد تاثیر گذاری اش بر داستان نویسی معاصر فارسی را بهتر دریافت. متاسفانه جمالزاده هم مثل بسیاری از نویسندگان ایرانی، داستان نویسی را از روی خواندن داستان های اروپایی فراگرفته و چندان به نقد و بررسی، به ویژه از نظر آکادمیک آشنا نبوده است. از همین رو با وجودی که آثارش از "پلات"ها و هسته های اصلی زیبایی برخوردار است، اما داستان و شخصیت های آن دچار نارسایی ها و کمبودهایی هستند که بعد از مدتی که از انتشار آنها می گذرد، جذابیت خود را از دست می دهند و از یادها می روند. عیبی که در کار اغلب داستان نویسان ما دیده می شود. در مجموعه ی "یکی بود، یکی نبود"، غیر از "فارسی شکر است"، بقیه ی قصه ها هم از زمینه و هسته ی خوبی برخوردار اند. مثلن "رجل سیاسی" یا "دوستی خاله خرسه" و... نشانه های درک نویسنده از داستان کوتاه معمول زمانه در اروپا را با خود دارند. اما از آنجا که سابقه ی صد و چندین ساله ی داستان نویسی در غرب، هنوز به زبان فارسی راه نیافته بوده و جمالزاده اولین قدم های لرزان این کودک را برداشته، برای کسی که حتی چند داستان خوب خوانده باشد، اضافات و کمبودهای بی دلیل، بسیار دارند و ملال آور بنظر می رسند. بعداز یکی بود، یکی نبود، تقریبن تمامی آثار جمالزاده با همان نثر و همان مضامین تا اوایل دهه ی چهل منتشر شده. "صحرای محشر"، "تلخ و شیرین"، "راه آب نامه"، "دارالمجانین"، "قصه قصه ها"، "کهنه و نو"، "آسمون و ریسمون"، "قنبرعلی" و... همه شامل روایاتی حکایت گونه اند که به زبانی متعلق به همان دوره نوشته شده اند. سر و ته یک کرباس در دو جلد که به یک خود زندگی نامه شبیه است، و همین طور کشکول جمالی در دو جلد، پر اند از شرح سنت ها و شکل و شمایل اتاق و خانه و کوچه و محله های قدیم اصفهان و تهران و... شرح بسیاری از سنت ها و اصطلاحات رایج میان مردم و... مجموعه ی آثار جمال زاده به همان "کشکول" می ماند، انبانی از اصطلاحات معمول در زبان و فرهنگ فارسی در دوران مشروطه تا انتهای دوران قاجار، پر از خاطرات کودکی و نوجوانی و بعضن یکی دو سفری که نویسنده بعدن در سال های رضاخانی و بعد از شهریور بیست به ایران داشته. از نظر آشنایی با برخی سنت های جاری در خانواده و کوچه و خیابان و بازار، آثار جمالزاده خواندنی ست.