جلال خالقی مطلق (زاده ۲۰ شهریور ۱۳۱۶) ادیب، زبانشناس، ایرانشناس و شاهنامهپژوه ایرانی است. عمده کارهای پژوهشیِ او، در زمینه شاهنامه و حماسهسرایی در ایران بوده است. دوستداران فرهنگ ایران، خالقی مطلق را بزرگترین شاهنامهپژوهِ همه ادوار میدانند؛ زیرا این باور به صورت عام وجود دارد که او توانسته بهترین تصحیحِ شاهنامه را ارائه کند. وی عضو هیئت امنا و قائم مقام بنیاد فردوسی است و سالها در دانشگاه هامبورگ، آلمان تدریس کرده است.
با توجّه به اینکه این کتاب، خلاصهای از مطالب فصلی از کتاب «شعر پهلوانی» موریس بورا و تکلمهای بر آن است، شاید قضاوت صحیح کیفیت کار دکتر خالقی بی خواندن کتاب بورا ممکن نباشد. امّا به نظر من رسید در جاهایی خالقی دچار تعصّبش به شاهنامه شده؛ مثلا خیلی جاها از صغراهایی بهنظر نامربوط، نتیجه میگیرد که شاهنامه حماسهی بداهه و شفاهی نبوده است. همچنین نحوهی چینش مطالب کتاب در فصلهایی که به ساختار و ویژگیهای حماسه میپردازد چندان مرتّب نیست. جدا از محتوای کتاب، نثر دکتر خالقی نثری آشفته و معیوب است و این نقصی بزرگ برای یک شاهنامهپژوه، ادبیاتپژوه و آکادمیسین ادبیات فارسیست.
عالی بود. حماسه های ایرانی با حماسه های اروپایی تطبیق داده شدند. در این بین شباهت ها و تفاوت هایشان بررسی شدند. در مورد تفاوت ها برایم جالب بود که زبان فارسی تقریبا تنها زبانی است که این گنجینه حماسه مکتوب را دارد و برخی از حماسه های مکتوب نیز خود منابع مکتوب داشتند در حالی که حماسه های مشهور اروپایی تقریبا همگی شفاهی بودند. متاسفانه به اصطلاح شاهنامه شناسانی چون دیک دیویس و الگات دیویدسون متاثر از همین پیش فرض شفاهی- ناشی از حماسه های ملی خودشان- مرتب شاهنامه را اثر یک گوسان معرفی می کنند. جلال خالقی مطلق باز هم نشان داد که استاد ادبیات فارسی است