۴۳ داستان عاشقانه نام یکی از داستانهای این کتاب است اما تعداد داستانهای خود کتاب نیز ۴۳ است و البته بیشتر آنها عاشقانهاند. همهٔ داستانها از زبان آلمانی ترجمه شدهاند هرچند که معدودی از آنها در اصل به زبانهایی غیر از آلمانی (اسپانیولی، ترک، بلغار) هستند که احتمال ترجمهٔ آنها از زبان اصلی نسبتاً ضعیف مینموده است. داستانها را مترجم در طول سالیان از میان انبوه داستانها و کتب برگزیده و هر یک را به دلیلی – نکته و دقیقهای زبانی، شیوهٔ نگاهی خاص، یا مضمونی گیرا – مناسب شمرده است. همهٔ داستانهای کتاب برای نخستین بار به فارسی ترجمه شدهاند، مگر داستانهایی از کافکا که، با ملاکهایی تازه و متفاوت، بار دیگر ترجمه شدهاند.
واقعا کتاب بدی بود. اول از همه که جز چندتا از داستانها، بقیه عاشقانه نبودن. حتی اکثر داستانها درباره روابط انسانی هم نبود، چه برسه به عشق. جدا از موضوع، انتخابهای خوبی هم نبودن. شاید به درد کسی میخورد که میخواد با ادبیات آلمانی (مترجم از آلمانی ترجمه کرده بود ولی همه نویسندهها آلمانی نبودن، تک و توکی هم آلمانیزبان نبودن) و انواعش آشنا شه. چون اکثر داستانها از لحاظ فرمی داستان کوتاه نبودن. شبیه به فستفیکشنهای کوتاه یا حکایت بودن. برای همین برای مخاطب عادی مثل من جذاب نبود.
طراحی جلد رو هم میبینید که چقدر زشته. کتابه توی تخفیف نشر مرکز بود که خریدمش.
سال ها پیش این کتابو هدیه گرفتم و صادقانه بگم که طرح جلد دافعه ی زیادی برام داشت. اما موضوع داستان ها هیچ ربطی به طرح جلدش نداره.عنوان هم در واقع اسم یکی از داستانک هایی است که عموماً از نویسنده های خوبی جمع آوری شده.اما…آیا ازشون لذت بردم؟ نه.😑
... جلوی دروازه نگهم داشت و پرسید: "ارباب، کجا می روی؟" گفتم: "نمی دانم. فقط از این جا می روم، از این جا می روم. از این جا که دور بشوم، به مقصدم می رسم." پرسید: "مقصدت را هم بلدی؟" پاسخ دادم: "بله"، و گفتم که "رفتن از این جا، مقصدم این است." ... *عزیمت/ فرانتس کافکا
به طبیعت بنگر، به آن سو بنگر، و بپرس: آنجا چه باید سامان یابد، چه باید از نو کاشته شود؟ *طبیعت/ گونتر کونرت
انسانها، به طور وحشتناکی از هم دورند و آنهایی که همدیگر را دوست می دارند، اغلب دورتر از هم اند. آنها به آنچه که به هردوشان تعلق دارد، هجوم می برند، ولی آن را به دست نمی آورند. و آن چیز جایی مابین آنها در گوشه ای متروک می ماند روی هم انبار می شود و آخر سر هم مانع از این می شود که آنها یکدیگر را بنگرند و به سوی هم گام بردارند... *گورکن/ راینر ماریا ریلکه
چهل و سه داستان عاشقانه هم اسم کتاب و هم اسم یکی از داستان هاست. علاوه برین که کتاب چهل و سه داستان دارد. داستان ها خوب بود ، ترجمه ی خوبی هم داشت اما داستان ها به هم نمی خوردند و در فضاهای ذهنی متفاوتی بودند.