اگر به جای پا چرخ داشتم میتوانستم تندتر بردم. اگر بال داشتم که بهتر هم بود. اگر صدف داشتم میتوانستم تویش راحت باشم، اگر یک چشم پشت سرم داشتم میتوانستم... چی میشد اگر همه چیزهایی که روی بدنمان نداریم را میداشتیم؟ چاپ اول اردیبهشت ۱۳۶۳ چاپ دوم اردیبهشت ۱۳۶۵
در کودکی شیفته ی داستان این کتاب و مرعوب تخیّل فوق العاده ی نویسنده اش بودم و چه قدر بعضی قسمت هاش من را می ترساند و تکانم می داد! هنوز هم به نظرم موضوع و پرداختش عالی می رسد. فقط نمی فهمم که چرا سطربندی اش چنین است. چرا جملات تقطیع و شبیه شعر زیر هم نوشته شده اند؟ امشب، کتاب "ترسناک و تأمل برانگیز" ِ آن سال ها را می گذارم در کیفم تا فردا سر کلاس برای بچّه ها بخوانم. ببینیم این سال ها طنینش در گوش ها و تصویرش در چشم ها چگونه است؟
اولین کتاب علمی تخیلی که در 10 سالگی خواندم و مرا ترساند ، همین الان در سن سی سالگی به حد مرگ مرا می ترساند... سال ها پیش کتاب را گم کرده بودم اما به مناسبت 50 امین سالگرد کانون، در چاپ مجدد خریداری کردم.
تصویرگری کتاب فوق العاده چشمگیر بود، هم من رو می ترسوند و هم شدیدا جذبم می کرد، امسال که بعد از حدود ۲۵ سال تونستم کتاب رو، اتفاقی البته، تو کانون پیدا کنم، دیدم دیگر از اون ترس خبری نیست اما تصاویر همچنان فوق العاده هستند