The Ocean of the Soul is one of the great works of the German Orientalist Hellmut Ritter (1892-1971). It presents a comprehensive analysis of the writings of the mystical Persian poet Farīd al-Dīn ‘Aṭṭār who is thought to have died at an advanced age in April 1221 when the Mongols destroyed his home city of Nīshāpūr in the north-east of Iran. The book, which resulted from decades of investigation of literary and historical sources, was first published in 1955 and has since remained unsurpassed not only as the definitive study of ‘Aṭṭār's world of ideas but as an indispensable guide to understanding pre-modern Islamic literature in general. Quoting at length from ‘Aṭṭār and other Islamic sources, Ritter sketches an extraordinarily vivid portrait of the Islamic attitude toward life, characteristic developments in pious and ascetic circles, and, in conclusion, various dominant mystical currents of thought and feeling. Special attention is given to a wide range of views on love, love in all its manifestations, including homosexuality and the commonplace sūfī adoration of good-looking youths. Ritter's approach is throughout based on precise philological interpretation of primary sources, several of which he has himself made available in critical editions. (Source: Publisher)
علیرضا امامی اگر این جا رو میخونی باید بگم، من خیلی ناراحتم که مجبور شدم ۵۳۰ صفحه راجعبه عطار بخونم و در تمام مدت احساس بدبختی میکردم. مرگ بر عرفان و متون عرفانی. کتاب ریتر رو برای کلاس منطقالطیر باید میخوندم و حالا جدا از این که اصلا حال خوبی پیدا نمیکنم که دربارهی عرفان و اینا بخونم باید بگم، کتاب مفیدیه واقعا. اینطوری توضیح بدم که بهنظر من کلا عرفان مفید نیست ولی حالا اگه بهنظر کسی عرفان مفید و مهمه خوبه که این کتابه رو بخونه. برخلاف کتابای دیگه و بهخصوص مقدمهی شفیعی برای منطقالطیر نویسنده چون شیفته و والهی عرفان نیست مثل آدم حرفشو زده و تحقیقشو انجام داده و ما رو عنتر منتر خودش نکرده. تو مقدمه یه توضیحی راجعبه عطار و کتابای مختلفش داده که خب جامعه و اگه کسی بخواد موضوع کتابای مختلفشو بفهمه براش مفیده. بعد اومده مضامین مختلفی رو که عطار تو کتابهاش گنجونده در قالب فصلهای مختلف جدا کرده. تو هر فصل هم موضوعات رو ریزتر کرده و براش از کتابای عطار مثال آورده. شیوهی بیرونکشیدن مضامین از کتابهای عطار خیلی منو یاد اون کتاب قرابت معنایی هامون سبطی انداخت. برای آشنایی با افکار عطار و حتی بهنظر من کلیت عرفان میتونه خیلی مفید باشه ولی خب دوباره تاکید کنم که عرفان خودش کلا چیز مزخرف و بیاهمیتیه.
فعلا جلد اول را خواندهام. کتاب تقریبا رویکردی ساختارگرایانه دارد. به این معنا که میکوشد حکایتهای مثنویهای عطار را ذیل عنوانهایی مرتبط با عرفان اسلامی مرتب کند. گاهی هدف عطار از حکایت آن چیزی نیست که ریتر برداشت کرده، ولی هوشمندی ریتر است که از آن حکایت مقصود دیگری را نیز توانسته دریابد. باید دید جلد دوم چطور خواند بود.