نغمه ثمینی، نمایشنامهنویس، متولد ۱۳۵۲ در ایران، دارای دکترای پژوهش هنر (اسطوره و درام) است. از او تاکنون هفت نمایشنامه و دو کتاب پژوهشی منتشر شدهاست. همچنین بیش از ده نمایشنامه از جمله «شکلک» و «خواب در فنجان خالی» در ایران و نیز کشورهای دیگر از جمله هندوستان، انگلستان و فرانسه بر صحنه رفتهاست. وی از سال ۱۳۸۲ در مقام فیلمنامهنویس مشغول بهکار شد. از فیلمنامههای او که برخی به صورت مشترک نوشته شد میتوان به «خونبازی»، «حیران» و «سهزن» اشاره کرد؛
این کتاب از دل رسالهٔ دکتری نغمه ثمینی بر آمده است.نگارنده در کتاب خویش به سراغ گوشهای مغفولمانده در حوزهٔ اسطوره رفته،به حضور اسطوره در ادبیات نمایشی ایران پرداخته و سیر تطور اسطورهها و کهنالگوها را(از زمان باستان تا دههٔ هفتاد)بازنمایانده است.پژوهش ایشان هم از این نظر و هم به جهت بهرهگیری از منبعهایی که در دسترس نیست،ارزشمند محسوب میشود. اما نقطهٔ ضعف کار فقدان تحلیل است.پایه و اساس علمی در آن به چشم نمیخورد و یا بسیار محو و کمرنگ است.در فصلهای مختلف کتاب،نویسنده فقط به ترسیم حضور کهنالگوها و اسطورههای باستان در نمایش دورههای مختلف بسنده میکند و فراتر از آن نمیرود.عمق و تحلیلی در کار نیست.تنها به این اشاره میشود که این کهنالگو ما را به یاد ساختار فلان اسطوره میاندازد.خانم ثمینی گاه دست بر روی مواردی چنان بدیهی و واضح میگذارد که لحظهای شک میکنی که با رسالهٔ دکتری طرفی یا با قصهگوییها و بازنویسیهای یک دانشجوی سال اولی
علیرغم احترامی که برای نویسنده قائلم،در کل فقط با توجه به اینکه کار در نوع خود بدیع است و همینطور،به خاطر زحمت بسیاری که در جستجوی منبعهای کمیاب و یا غیر قابل دسترس به پایش کشیده شده،سه ستاره میدهم
خانم ثمینی با شرح و تکیه بر اسطورههای ایرانی نگاهی به بنیان نمایشنامههای ایرانی از نگاه اسطوره و نقد اسطورهای میپردازد. البته منظور نظر او صرفا نقد نیست و تلاش دارد چگونگی نمایشی کردن اسطورهها و کهن نمونه های ایرانی را نشان دهد. کتابی کامل، مهم و ضروری برای هر درام نویس ایرانی به خصوص در تئاتر. نگاه خانم ثمینی به تاریخ تئاتر ایران هم جذاب و خواندنی است. ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۲
تماشاخانهی اساطیر: اسطوره و کهننمونه در ادبیات نمایشی ایران / نغمه ثمینی / تهران: نشر نی، چاپِ سوم 1393 اساطیر ایرانی – تأثیر اساطیر در نمایش
کتاب با مقدمهای هفت بخشی از نغمه ثمینی شروع شده است. 1. اساطیر: مقتدر، باشکوه و رازآلود هستند. و دائماً بازتولید میشوند. 2. ما واژهی «اسطوره» را از اعراب وام گرفتهایم و –به اشتباه- معادل واژهای یگر، یعنی Myth، قرار دادهایم.حالآنکه اعراب آنرا برای ترجمهی historia بهکار گرفتهاند. اما «اسطوره»، تاریخ نیست. دین و آیین هم نیست. و گرچه نظریهپردازان، برای اسطوره (میت)، کارکردهای متعددی قائل شدهاند اما اسطوره (میت) هرچه که هست، دانشی زنده است و همواره نیازمند بازنگری است. [...]