از غلامرضا طریقی قبلا چندتا شعر خوب در فضای مجازی خونده بودم، ترغیب شدم کتابش رو تهیه کنم. راستش تعداد غزلهای خوب این مجموعه انگشت شمار بود. توی بعضی غزلها، بهترین بیتها هم بسیار معمولی و سطح سه بودند حتی. حالا شاید آثار تازهش بهتر باشه. این مجموعه شعر دههٔ هشتاد طریقیه.
خوشحالم که اولین اشعارش رو از شلتاق خوندم ،چون این مجموعه برای معرفی شاعر خیلی فقیره و شایدفقط یکی دو تا غزل باشه که دوست داشتم:)
گرچه هنگام سفر فاصله ها کوتاه اند روی نقشه همه ی فاصله ها کوتاه اند
فاصله بین من و شهر شما یک وجب است نقشه ها وقتی از این فاصله ها می کاهند !!
______________________________________________ کافیست دلت نامه بخواهد که به جایش من روح خودم را به کبوتر بسپارم
___________________________
آنقدر به دنبال تو ام سایه به سایه کاین سایه پابسته به دنبال خودم نیست ! _____________________________ گرچه سخت است به فکری هوس نان نرسد قصه ای نیست که با عشق به پایان نرسد
قصه ای نیست که حتی شده در آخر آن بوی یک یوسف گم گشته به کنعان نرسد
عشق احساس خطر کردن و رفتن به رهی ست که در آن هیچ سری ساده به سامان نرسد
راهی آمیخته با خواهش و عرفان و وصال که بدون یکی از این سه به پایان نرسد *** همه محتاج به عشقید چه باید بکنید گر چنین زرد بمانید و بهاران نرسد
زندگی حاصل آمیزش عشق و نفس است گر یکی زین دو نباشد به شما جان نرسد 🌱
کتابی با غزلهایی نهچندان شُستهرُفته؛ غزلهایی که میتوانستند و لازم بود که پاکنویسشدهتر باشند. باز هم تصوّر کن شاعری خسته از سختگیری و ویرایش و پیرایش، ورژنهای نخستِ سرودههایش را منتشر کرده باشد. فارغ از این موردِ فنّی، به لحاظِ مضمونی هم یک تشتّت و گاهی تناقضمانندی به چشمِ آدم میآمد در شعرها. آهنگ و وزنِ برخی از اشعار خوب و دهنگیر بود. این تنهاویژهگیِ قابلِ تأمّلِ کتاب است از نظرِ من. از «سورهی مِهر».
آن کس که می بایست با من هم سفر باشد / باید کمی هم از خودم دیوانه تر باشد... ------------------------------------------------------ دوباره زنده شدن بیمِ جان نمی خواهد / دودل نباش، جنون امتحان نمی خواهد... ------------------------------------------------------ شرمنده ام که حرفِ دو پهلو نمی زنم / رک گفته ام که پیشِ تو زانو نمی زنم /.../ پا روی آب میزنم و غرق می شوم / اما به سوی خاکِ تو پارو نمی زنم...