در دل متون سیاسی جهان، کمتر اثری را میتوان یافت که تا این اندازه، همزمان تاریخ را بکاود، اسطوره را بخواند، و سیاست را نه بهعنوان یک سازوکار قدرت، بلکه بهمثابه یک فرآیند رهایی انسان تعریف کند. اوجالان در «از دولت کاهنی سومر به سوی تمدن دمکراتیک» نه یک سیاستمدار، که بیشتر یک تاریخنگار آرمانخواه و یک فیلسوف شورشی است که بر خطوط سنگی تاریخ، ردپای قدرت و سلطه را میجوید و همزمان، راهی به بیرون از آن جهنم جستوجو میکند.
نقطه عزیمت او از سومر است؛ جایی که دولت بهمثابه یک پدیدهی تمرکز یافتهی قداست و اقتدار زاده میشود. دولت-کاهن، در نظر او، نخستین ماشین ایدئولوژیکیست که به کمک اسطوره، زن را به بردگی کشاند، اقتصاد را کنترل کرد، و هستی را به نام نظم، از زیربنای آزادی تهی کرد. تاریخ در نگاه او، نه پویشی خنثی، بلکه رژهای از مناسبات سلطه است، که هر مرحلهاش با زنجیرهایی نو تداوم یافته.
اما متن، تنها یک سوگنامه بر خاکستر تمدن نیست. در دل این تاریکی، اوجالان با لحنی سرشار از ایمان رهاییبخش، افق دیگری را نیز ترسیم میکند: تمدن دمکراتیک. نه یک مدل سیاسی مدرن، نه کپی ناقصی از لیبرالیسم غربی، بلکه شکلی از هستی جمعی، متکی بر خودگردانی، همبستگی، برابری جنسیتی، و چندصدایی فرهنگی. پروژهای که به روشنی تحت تأثیر تجربهٔ مقاومت کردها، بهویژه زنان مبارز روژاواست؛ جایی که بدن زن، نه فقط یک سوژه اجتماعی، که یک امر انقلابیست.
اوجالان، در بند، با ذهنی آزاد مینویسد. هر واژهاش ریشه در زیستن دارد، و هر جملهاش تلاشیست برای برش زدن به اعماق ساختارهای کهنهای که هنوز بر تن جهان نشستهاند. نقد سرمایهداری در متن او صرفاً اقتصادی نیست، بلکه هستیشناسانه است؛ حملهای به نظامی که حتی زمان و حافظهی انسان را هم تصرف کرده. و بدیل او؟ اخلاق، حافظهٔ جمعی، و دمکراسی بومی.
در جهان امروز که جنبشهای اعتراضی اغلب در سطح میمانند و آلترناتیوهای رهاییبخش گرفتار شعار، اندیشههای اوجالان همانند رودخانهای زیرزمینیست: ساکت، اما ژرف و جاری. او نه تنها به گذشته مینگرد، که آینده را نیز صدا میزند؛ آیندهای که شاید هنوز متولد نشده، اما در ذهن نسلهایی از شورشیان، آرامآرام شکل میگیرد.
این کتاب، دعوتیست به بازاندیشی همهچیز: از تعریف دولت گرفته تا نقش اسطوره، از هویت زن تا مفهوم آزادی. و اگر بخواهیم بهدرستی بخوانیمش، باید نه فقط چشم، که وجدان تاریخی خود را نیز باز کنیم. چرا که این متن، همانطور که خود او گفته، نه تنها سندی سیاسی، که فراخوانیست به بازیافت خویشتن.
در جهانی که تاریخ را فاتحان مینویسند و تمدن را قدرتها تعریف میکنند، عبدالله اوجالان روایت دیگری میسازد؛ روایتی از «مقاومت» در برابر «تمدن» به معنای متعارفش. در این کتاب، او با جسارتی کمنظیر، ریشههای دولت، دین، اقتصاد و قدرت را در ساختارهای کهن و نادیدهگرفتهشدهای چون دولت کاهنی سومر پی میگیرد، تا نشان دهد آنچه امروز «پیشرفت» یا «تمدن» نامیده میشود، اغلب چیزی جز نهادمند شدنِ سرکوب و سلطه نبوده است.
کتاب نهتنها از لحاظ محتوایی یک اثر تئوریک رادیکال است، بلکه از منظر زبان و ساختار نیز، پرتنش و پرانرژیست؛ زبان اوجالان، زبانیست سیاسی، آرمانگرایانه و در عین حال فلسفی. او مانند یک اندیشمند رهاییبخش، نظم موجود را زیر سؤال میبرد و نشان میدهد که چگونه دین، دولت، مردسالاری و سرمایهداری، دست در دست هم دادهاند تا تاریخی از اطاعت، تبعیض و استثمار بسازند. بهویژه تمرکز ویژه او بر «زن» به عنوان نخستین مستعمره و قربانی قدرت، این اثر را به متنی رادیکالفمینیستی نیز بدل کرده است، بیآنکه در دام کلیشههای گفتمانهای غربی بیفتد.
از نظر اوجالان، دولت کاهنی سومر نقطه آغازیست برای پروژهای هزار ساله: حذف جامعه از خودآیینیاش. کاهنان با ابزار مذهب، نوشتار، و نظم اجتماعی متمرکز، انسان را از خویش بیگانه کردند و آنچه به عنوان «تمدن» بنیان نهادند، در واقع همان نهادینهسازی بردگیست؛ بردگی ذهن، بردگی زن، و در نهایت بردگی همهجانبه بشر.
اما اوجالان صرفاً منتقد نیست. او در دل ویرانههای تاریخ، رؤیای تمدنی دیگر را میپرورد: تمدن دموکراتیک. تمدنی که نه بر پایهی قدرت، بلکه بر اساس جامعه، نه بر محور تمرکز، بلکه بر اساس کنفدرالیسم و خودمدیریتی استوار است. در این آرمان، زن بار دیگر نه به عنوان مفعول تاریخ، بلکه به عنوان نیروی محرکه آن بازمیگردد؛ جامعه به عنوان موجودی زنده و آگاه، از دل خاکستر امپراطوریها و دولتملتها برمیخیزد و حیات را، نه بر مبنای توسعهطلبی، بلکه بر پایهی عدالت و همزیستی بازمیسازد.
این کتاب، بیشتر از آنکه یک تحلیل تاریخی صرف باشد، بیانیهایست فلسفی-سیاسی از دل انزوا. نوشتهشده در زندان جزیرهای، اما حاوی افقیست جهانی؛ برای کسانی که نه به دنبال بازتولید نظم موجود، بلکه در پی آفرینش نظمی دیگرند.
متنیست که باید با درنگ خوانده شود؛ نه فقط برای فهم گذشته، که برای بازاندیشی در اکنون و امکانهای آینده.