Giorgio Agamben's work develops a new philosophy of life. On its horizon lies the conviction that our form of life can become the guiding and unifying power of the politics to come. Informed by this promise, The Power of Life weaves decisive moments and neglected aspects of Agamben's writings over the past four decades together with the thought of those who influenced him most (including Kafka, Heidegger, Benjamin, Arendt, Deleuze, and Foucault). In addition, the book positions his work in relation to key figures from the history of philosophy (such as Plato, Spinoza, Vico, Nietzsche, Wittgenstein, and Derrida). This approach enables Kishik to offer a vision that ventures beyond Agamben's warning against the power over (bare) life in order to articulate the power of (our form of) life and thus to rethink the biopolitical situation. Following Agamben's prediction that the concept of life will stand at the center of the coming philosophy, Kishik points to some of the most promising directions that this philosophy can take.
David Kishik is the author of To Imagine a Form of Life, a series of five paraphilosophical books. He also translated, from Italian, two of Giorgio Agamben's essay collections. Some of his shorter pieces appeared in The New York Times, Los Angeles Review of Books, Lapham's Quarterly, 3:A.M. Magazine, and Public Seminar. His work has been translated into German, Russian, Korean, Farsi, and Hebrew. Previously he was a fellow at the ICI Berlin Institute for Cultural Inquiry. Currently he is a professor at Emerson College in Boston. Usually he lives in New York City.
اکنون در عصری که روایتهای کلان متلاشی شدهاند و امر سیاسی در بحران غرق است، بایست آثار جورجو آگامبن را چون کاتالیزوری برای گشایش یک پارادایم رادیکال فهمید، پارادایمی که در آن، شکلزندگی نه بهمثابه موضوعی انفعالی در برابر ساختارهای اقتدار، بلکه بهسان بستری متحرک و انضمامی ظهور میکند که قادر است خود را به منزلهی هستهی هدایتگر و یکسازندهی سیاستی آیندهنگر بازتنظیم کند. این امر مستلزم عبور از زیستسیاست حکومتمندانه بهسوی تاسیس یک زیستتوانشناسی است که در آن هستی انسانی خود را از چنگال تمایز متافیزیکی زندگی برهنه و زندگی کیفی رها ساخته و به سوی تعین بیمیانجی یک زندگی غیرقابل تفکیک از شکل آن پیش میتازد. کتاب مزبور با احضار این وعدهی آپوریتیک، لحظات استعلایی و گسستهای زیستسیاسی در سراسر چهار دهه پروژهی فکری آگامبن را در یک دیالکتیک ناهمزمان با آن دسته از اندیشهورزانی درهم میتند که بیشترین بار تاثیرگذاری پویا را بر دستگاه مفهومی او برجای نهادهاند، از کافکا با پارابولهای قانونشکنانهاش، هایدگر با هستیشناسی زمانمندی و مفهوم دازاین، بنیامین با الهیات سیاسی و نقد خشونت، آرنت با تبارشناسی امر عمومی و خصوصی، دلوز با ایدهی شدن و حیات به مثابه مقاومت و فوکو با صورتبندی زیستقدرت و تکنیکهای سوژهسازی. افزون بر آن، این کتاب، گفتوگوی نامرئی متون آگامبن را درون یک آگورای گستردهتر از تاریخ فلسفه، با چهرههای ماتریسیای چون افلاطون با مسئله ایدئا و مشارکت در هستی، اسپینوزا با، میل به بقا و تکثیر توانمندی، ویکو با تاریخ به مثابه ساختهی بشری و تبارشناسی اسطورهها، نیچه با اراده معطوف به قدرت و اخلاق ارباب و بردگی، ویتگنشتاین با بازیهای زبانی و صورتهای زندگی و دریدا با متافیزیک حضور و نوشتار تمایز ترسیم میکند. این روش شناسی بینامتنی و باستانشناسانه، کیشیک را توانا میسازد تا چشماندازی را ترسیم کند که از هشدار نخستین آگامبن دربارهی اشغالگری زیستسیاسی قدرت بر زندگی یعنی سلطه بر زندگی برهنه به مثابه بنیان حاکمیت فراتر رفته و به سوی یک بیان ایجابی از قدرت زندگی یعنی توانایی شکلزندگی برای خودموسسسازی سیاسی گام بردارد. بدین ترتیب، خود پارادایم زیستسیاسی در پرتو این واژگونی پراکسیولوژیک مورد بازاندیشی رادیکال قرار میگیرد، سیاست نه بهسان ادارهی حیات، بلکه چونان شکلی از حیات که خود را در پرتو عدم کارکرد و کاربرد مشترک بازمییابد. کیشیک، پس از صورتبندی پیشبینی آگامبن مبنی بر قرارگیری مفهوم زندگی در کانون کیهان فلسفهی آینده همچون ستارهای قطبی برای دریانوردی در اقیانوس پسامتافیزیکی به ترسیم برخی از امیدوارکنندهترین مسیرهای گسست و چینشهای مجدد مفهومی میپردازد که این فلسفهی نوظهور قادر است از دل متناظرهای پارادوکسیکال خود با امر الهیاتی، زیباییشناختی و اتیکال سربرآورد.
اوج کتاب فصل آخر بود. اگر کیشیک سه فصل قبل رو میریخت دور، فصل آخر را میگذاشت فصل اول و چند فصل در ادامهاش مینوشت کتاب خیلی بهتری میشد، و اصل نظریهی کیشیک بر پایهی کار آگامبن بهتر به خواننده مخابره میشد.
بخشی از فصل انتهایی کتاب (ص. ۱۵۳)
چه این را بدانند و چه ندانند، همهی دستگاههای برقرارشدهی قدرت بر سر نکتهای اساسی به توافق میگرایند، نکتهای که بهترین ذهنهای نظری رایش سوم آن را در قالب روشنترین واژگان صورتبندی کردند: از آنجا که «هیچ نظام سیاسیای نمیتواند حتی به اندازهی عمر یک نسل هم تنها با مهارتهای عریانِ حفظ قدرت پابرجا بماند»، سیاست اساساً رویهی «شکلدادن به زندگی مردم» است. برای پیچیدهکردن دوشاخگی پایهایمان، باید اذعان کنیم که آنچه قدرتِ علیه زندگی بیش از هرچیز دیگر دغدغهاش را دارد این نیست که ما صرفاً زندگی میکنیم، بلکه این است که چگونه زندگی میکنیم. فقط زمانی که قدرتهای موجود درمییابند که موفق نشدهاند نتیجهی دلخواهشان را به دست بیاورند ـــ اینکه زندگی اهمیت نداده است تا با یک شکل معین سازگار شود ـــ رویهی نقطهی مقابل از بند رها میشود: عریانکردن زندگی از شکلش (هرسان که باشد)، این استحالهی اهریمنی از مراقبت (از شکل زندگی) به وانهادن (زندگی برهنه)، چنانکه قدرت به خشونت دست میزند و زیستسیاست به «مرگسیاست» (سیاستی که بهجای زندگی با مرگ دلمشغولی دارد) دگردیسی مییابد. فروکاستن اشخاص به زندگیهای برهنه بههیچوجه نه یک نمود قدرت حاکم، بلکه در عوض گواه برای اثبات بیقدرتی حاکم است، یعنی ناکامی از اثرگذاری بر راهورسم زیستن ما، یا نگهداری آن. هیچچیز آسانتر از این نیست که یک زندگی برهنه را تابع قدرت کنیم (در حقیقت، میل به انجام این کار معمولاً نشانی از ضعف است)؛ اما آنچه بهغایت دشوار است، اگر نه یکسره ناممکن، این است که یک شکل زندگی را به انقیاد قدرتی بیرون از آن درآوریم. فرقی نمیکند قدرتهای دولت، قانون، حاکم، حکومت، پلیس یا ارتش چقدر عالی باشند، آنها بههرحال فقط با موفقیت محدود میتوانند قدرت انفجاری شکلهای زندگی ما را در بر بگیرند.
One may then begin to see oneself, one’s own life, as something thought. 42
agamben (through mbembe) has resonance with the things I study and care about. But I find his work, especially read through others, tedious and bordering on inconsequential. This book though, well, it plainly subverts standard “thinker” studies formats—those “my study on Benjamin will discuss his use of melancholia throughout his oeuvre” books that are somehow both reductionist and obfuscating in their parsing, and most woefully extinguish the original thinker’s sparkle and verve. Even if they permit you to contextualize canonicity and leap logically between texts and influences, secondary literatures read to me too often as inferior translation.
And although it is no doubt very stupid to speculate on authorial intention, I believe Kishik follows what interests and intrigues him. His work is beautiful and unique and suggestive, as if he took time to rummage through a cherished journal from his impressionable years and extrapolate with sensitive maturity on why he holds certain phrases dear, and how they now form his tenebrous conceptual constellations. I would like to write this way; it is the telling of a story and it shows the shortfalls of so much continental philosophising.
*update. Some brief internet sleuthing, and I find most of the chapters of this book were formulated on his blog. I find further that he writes with lovely reflexivity on “the alienation of theory.”
دریدا خاستگاه متافیزیک حضور را در گرایش به فکر کردن دربارهی زبان -پیش و بیش از همه- به منزلهی گفتار ردیابی میکند، که در آن آوای حاضر یک کلمهی گفتهشده میتواند مستقیماً با موجودیتی حاضر همخوان باشد. اما، ما نوشتن را در درجهی دوم نسبت به گفتن میپنداریم، مانند رد پای چیزی که دیگر آنجا نیست. برای مثال، من به بیرون پنجرهام نگاه میکنم و میگویم: الان شب است. سپس این حقیقت بدیهی را در یک ایمیل به دوستم مینویسم. اما شأن همین جملهی یکسان، زمانی که پس از یک خواب خوب شبانه یا در یک منطقهی زمانی متفاوت خوانده میشود، چیست؟
یک بخش تعیینکننده از استراتژی دریدا این است که تلاش میکند با وارونه کردن این تصویر سنتی بر متافیزیک حضور غلبه کند، با لحاظ کردن نوشتن به جای گفتن، به منزلهی پدیدهی ارجح. در این شیوه، جملهی نوشتهشده دربارهی شب، یک زندگی از آن خودش به دست می آورد بدون آنکه به خود شب پایبند باشد.
The book in itself is disappointing. It is an introduction to Agamben.s theories on biopolitics and says very little about foms-of-life. But the last chapter is very good. Under the title "how to imagine a form of life", Kishik adventures into the interesting questions posed by agambean philosophy. A shorter version of this text is posted online for free in his old blog (Notes for the Comming Community) as a set of posts called "Thesis on the Concept of Form of Life".