سپیده دختری ظریف و زیبا عاشق پسرخاله خود علی ست.اما علی به دلیل نامعلومی او را پس می زند و طرد می کند.سپیده به ناچار با خواستگارش ازدواج می کند اما ازدواجش ناموفق است او مجبور به جدایی می شود.در آخر با علی ازدواج می کند اما علی پس از چندی بر اثر بیماری می میرد و باز سپیده تنها می شود اما...
رمان امانت عشق داستان بدى نداره ولى چيزى به عنوان شخصيت پردازى و فضاسازى نداره. مثال هاى ساده بخوام بزنم ديالوگ هاى همه كاراكترها با يه لحن نوشته شده. حديث نفس شخصيت صادقانه نيست و سطحيه و تصويرى كه از بعضى قشرها مى ده غيرواقعيه. با اين حال براى سرگرمى بد نيست ولى انتخاب بهتر از اين هم وجود داره.
گاها پیش بیاد وقت کنم اینجا میگردم دنبال کتابای بیهوده ای که خوندم ...الکی .... در جهت پر بار کردن قفسه ی کتابایی که با خوندشون وقتمون تلف شد و حالا اینو پیدا کردم الان :)) خیلیم چیزی ازش یادم نمیاد .
خیلی زیاد ازش یادم نیست ولی اگه اشتباه نکنم این همون رمانیه که دختر عاشق پسر خاله اش علی بود که پسره تهش با یه بیماری از دنیا میره. بعدش با پسر داییش سیاوش ازدواج میکرد آخر کتاب. نکته جالبشم این بود که موقع عقد با علی همون دفعه بله رو میگفت ولی موقع عقد با سیاوش چهارمین بار! البته اولشم یادمه با یه پسر دیگه ای ازدواج میکرد، یعنی کلا سه بار ازدواج. یادمه علی توی یه پارکی بهش پیشنهاد ازدواج میداد ولی بعد که میفهمید که بیماره از دختره دوری میکنه و دختره هم از لجش با اون نفر اولی ازدواج میکنه ولی بعدا باهم آشتی میکنن. فکر کنم توی دبیرستان خوندمش واسه همین همینقدرم که یادمه خودش خیلیه! ولی یادمه اون موقع دوسش داشتم.
جزو اولین رمانهایی که چند سال پیش میخوندم بود و اون موقع ب شدت دوستش داشتم و حتی باش گریه کردم ولی الان که فک میکنم میبینم چقد سه ازدواج دختره یه جوری بود چقد فلان جاش ی جوری بود ولی خب کلن برای سرگرمی اون موقع خوب بود بنظرم
وقتی این کتابو میخوندم حتی نمیدونستم کتاب ینی چی اما واقعا واسم سواله وقتی یکی هیچی از کتاب بارش نیست و میفهمه چ فاجعه ای تحویل ادبیات دادن خود نویسنده چجوری روش شده این داستانو پخش کنه 😑