به نام خالق خالق کلمات
از نظر من این کتاب را باید زندگی کرد، چرا؟ چون از دل خاطرات و محاورات و زندگی ما در آمده.
اگر بدنبال شاهکار ادبی هستید، اگر به دنبال یه مرجع دستور زبان فارسی آمده اید، اگر بدنبال طنز و قهقهه هستید راه را اشتباه آمدهاید یا آدرس را اشتباه به عرضتان رساندند.
این کتاب ایستگاه تصفیه است ازجنس همان ایستگاههای تصفیه ی خون و آب انارهای محمد منتها از جنس زبانی. اینجا باید لحظهای ایستاد و لبخند زد و با متن این کتاب زیست.
در واقع این کتاب مجموعه مقالات(۳۰مقاله) با رویکرد نشان دادن کژتابی و کجتابی های زبان فارسی است. از حافظ مثال دارد از روزنامه مثال دارد و حتی از مکالمه دو دوست.
چند مقاله انتهایی با نقیضه هایی بر رباعیات خیام آغاز میشود.
چند مقاله ابتدایی با بررسی غزل حافظ خاتمه میابد. هر مقاله از ریز داستان ها و گزیده گویی ها و حاضر جوابی ها تشکیل شده. نویسنده گاهی به اصطلاح میزند به جاده خاکی و به خاطره گویی میافتد ولی بیراهه ی زیبایی بود.
در طول داستان جز چند مورد قهقهه ای در کار نیست ولی با تقریب خوبی در همهی مقالات چاشنی مطالعهی شما لبخند بر لب است بیآنکه انحنایش را از حدی بیشتر کند یا به عبارت پایش را از گلیمش درازتر. نویسنده کتاب با اثرپذیری از حافظ معتقد است بهترین نوع طنز طنز کمرنگ است و این در کتابشان مشهود.
به قول نویسنده، باری، این کتاب چشمان شما را(به همراه لبان شما) و گوش شما را باز میکند به کژتابی های زبان و بی آنکه بحث تئوریای پیش بیاید کم و بیش متوجه شباهت در ساختار بسیاری از کژتابی ها میشویم و این از دو حیث مورد توجه ااست: یک پرهیز از کژتابی هنگامی که مضر است و استفاده از کژتابی برای ایجاد طنز آنجا که نیاز است.
فرق کژتابی کجتابی و ایهام را در این کتاب بیابید.
اگر اهل زبان فارسیاید اگر به واژه سازی بازی با کلمات ایهامسازی علاقه دارید این کتاب اوقات خوشی را برای شما رقم خواهد زد و گرنه اوقات خود را با تلخ نکنید.
اضافه زیادت است والسلام