Feminism provides an introduction to some of the major debates within feminist theory and action. Focusing on the perennial question of equality and difference, the book examines the ways in which this has been played out in different areas of feminist social and political theory. Jane Freedman adopts a refreshing approach by focusing on issues rather than schools of thought. Among the subjects she examines are politics and women's citizenship, paid and unpaid employment and the global economy, sexuality and power, and race and ethnicity. Finally, the book analyses the problem of essentialism for feminism and the challenge of postmodern and poststructuralist theories. Written in a jargon-free style, this book presents a clear and concise introduction to a wide range of feminist thought.
جین فریدمن بیش از هرچیزی به مسئله تساوی-تفاوت بین زن و مرد میپردازه که همواره موضوع جدلی بین فمینیستها بوده. آیا باید با زنان مثل مردان رفتار بشه یا تفاوتها ارجمند شمرده بشه؟ خود این واژهها هم مبهمند: تساوی-تفاوت. میتونن در موقعیتهای گوناگون به کار برن و لزوماً مطلق نیستند. فریدمن بیشتر از اینکه از خودش نظری داشته باشه در حال آوردن تحلیلهای باقی فمینیستها درباره تساوی-تفاوت، حقوق شهروندی، اشتغال و اقتصاد جهانی، احساسات جنسی و قومیت هست و اون وسط خودش هم یه نیمچه نظری هم میده.
مقدمهای روان بر فمینیسم. نویسنده از دوگانهی «تقاوت - تساوی» با مردان از نظر فمینیستها، معانی و گونههای فمینیسم (لیبرال / مارکسیست / رادیکال)، دو موج بزرگ فمینیسم (پایان قرن نوزده و دههی شصت قرن بیستم)، نسبت آن با امر سیاسی و حوزهی اقتصاد نوشته است. در فصل یکی مانده به آخر دیدگاههای فمینیستها در مورد رابطهی جنسی بررسی میشود و فصل آخر به قرائتهای پستمدرن از جنسیت و قومیت و... اختصاص دارد
فمینیسم جین فریدمن ،مترجم فیروزه مهاجر عناوین مورد بحث این کتاب متنوع است .از ویژگی این کتاب نگاهی تاریخی به به فمینیسم و تردید در بسیاری از اصولی است که در عمر فمینیسم با ثبات تلقی می شد این کتاب عمده محورهای مهم در جنبش فمینیستی را در بردارد و نشان می دهد که زنان چه راه طولانی برای کسب حقوق خود پیموده اند. در اینجا به مرور چند نمونه آن می پردازم. ۱_مفهوم فمینیسم : فمینیسم بایستی تنها به حقوق زنان و سرکوب آنها بپردازد و گروههای حامی صلح را در ابن مفهوم قرار نمی دهد.زن باید بطور مجزا از طبقه و نژاد مورد توجه قرار گیرد. فمینیسم را باید در یک پیوستار دید نه بصورت موج اول و .. ۲_مفهوم تساوی و تفاوت: تفاوت فقط بین زن و مرد نیست.طبقه، نژاد ، سن، گرایش جنسی در مسائل زنان موثر است. نگرشی که به تفاوت جنسی معتقد است عملا بستر ساز مردسالاری است..سیمون دوبوار با برساخته بودن مفهوم زن موقعیت فرودستی زنان را طبیعی نمی داند.زمانی که زن بواسطه عوامل زیست شناختی او و نه اجتماعی و تاریخی دیده شود مفهومی از زن به نام “ مونث ابدی “ ساخته می شود. مردسالاری جنسیت را صرفا مربوط به زنان می داند در حالیکه جنس و جنسیت هر دو برساخته قدرتند. اخیرا تقسیم دوگانه جنس مورد تردید جدی قرار گرفته وآن را مرکب می دانند و این ارتباط جنس و جنسیت را بهم می زند. ۳_مادری: چودورا فمینیست بنام بنگلادشی اشاره دارد که مادری غریزی نیست .عملا دختر بچهها انتخابی بجز توجه به آن ندارند.نحوه رشد دختر و پسر به گونهای است که دختران راهی بجز بازتولید نقش مادری ندارند ۴_حوزه عمومی و خصوصی.یکی از درخشانترین بخش کتاب اشاره به این مفهوم است .هدف مردسالاری طبیعی جلوه دادن تفاوت این دو حوزه است ولی فمینیسم آن دو را وابسته به هم می داند. بعد از انقلاب فرانسه زنان از عرصه های شهروندی حق نمایندگی و قدرت سیاسی طرد شدند. ترس قدرت از بین رفتن تمایز این دو جنس بود.اینکه رابطه جنسی از بین برود و مردها قدرتشان را از دست بدهند. روسو معتقد بود که مردان قوانین را می سازند و زنانه باید به امور خانه محدود بمانند.قوانین ساخته شده بر منع سقط جنین، تقسیم کار جنسیتی و آزار جنسی متکی بود. موج دوم فمینیسم اعلام کرد که هر آنچه شخصی است سیاسی است و باید متکی برتساوی جنسیتی باشد .زنان معترض بودند که عدالت ارزش عمومی و مراقبت و مسئولیت ارزش خصوصی قلمداد شود.آنها خواستار عمومی بودن همه عرصه های زندگی بودند ۵_حق رای : زنان بایستی برای کسب این حق با ایده تفاوت زن و مرد مبارزه کنند. زنان حق رای بدست آوردند ولی شهروند سیاسی نشدند و سهمشان از قدرت محدود ماند. ۶ _تاکید بر فعالیت غیر رسمی : زنان به این نتیجه رسیدند که به فعالیتهای غیر رسمی بپردازند و بر قوانینی که هدفشان سرکوب زنان است بپردازند. قوانینی چون منع سقط جنین، بهداشت، آموزش، فرهنگ و تجاوز جنسی. شبکه های غیر رسمی از پایین شکل میگیرد و دولت را کنار می گذارد و در واقع سیاست را درگیر مسائل زنان میکند. در مراحل بعدی زنان وارد عرصه سیاست شدند و قانون سهمیه بندی برای حضور آنها ایجاد شد و موجب دسترسی بیشتر زنان به آموزش و بهداشت گردید. ۷_زنان و کار بی مزد: از محورهای بسیار مهم کتاب تاکید نویسنده بر ارزشمندکردن کار بی مزد زنان و ایجاد تساوی دوجنس است. ۸_دستمزد مساوی زنان:این خواسته و تلاش برای ایجاد امکانات بیشتر برای کودکان فمینیسم را به سوسیالیسم نزدیک کرد. کلارا زتکین نیز در ۱۸۸۹ تفاوتی بین زن و مرد کارگر نمی دید ولی در سال ۱۸۹۶ بر تصویب قوانین مخصوص زنان تاکید کرد. برخی از فمینیستها اشتغال زنان را بار اضافه بر زنان می دیدند ولی مارکس بر اشتغال زنان تاکید داشت ،اگرچه تاکیدش تنها بر زنان کارگر بود. به نظر او کارفرما در مواجه با افزایش دستمزد کارگران ارتش ذخیره مار راه به میدان می آورد تا در مقابل آنها مقاومت کند. فمینیستها زنان را ارتش ذخیره کار می نامیدند که با دستمزد کم کار می کند بویژه زنان متاهل که شوهرانشان نانآور اصلی بودند. ۹_زنان تحت سرکوب دو نظام مردسالار و سرمایه داری: این نیز از محورهای بسیار مهم کتاب است که یکی از جلوه های آن کار بی مزد زنان است.به نظر فمینیستها زنان باید برای برابری مزد، حق سقط جنین و حق طلاق اعتصاب کنند. ۱۰_ فمینیستها مخالف تقلید جوامع توسعه نیافته از الگو توسعه جوامع پیشرفته اند. جوامع پیشرفته متکی بر محصولات و نه مواد اولیه جوامع توسعه نیافتهاند زیرا مزد کارگر در آنجا ارزانتر است و این رویه به ویرانی محیط زیست منجر شده است و حفظ محیط زیست دغدغه جهان توسعه نیافته نیست.استعمار عملا بر همبستگی زنان جهان تاثیر گذاشته زیرا افزایش حقوق کارگر کشاورز زن موجب فشار بر زن جوامع صنعتی می شود . ۱۱_احساسان جنسی: بنظر فمینیستها این احساسات برساخته جنسیت است. علت دفاع از ارگاسم مهبلی در زنان بدین علت است که اینگونه ارگاسم بشدت مطلوب مردان است بویژه که ارگاسم زنان نه از این طریق بلکه از طریق کلیتوزیس صورت می گیرد. کتاب در ادامه به شکل گیری روابط لزبینی که یک پیوستار است تاکید دارد و انرا مقابله با مردانگی می داند. پورنوگرافی نیز ابزار سلطه مردسالاری بر خرید بدن زن است و عامل افزایش تجاوز جنسی می شود. ۱۲_تمایزات جنبش سیاهان: برجستهترین بخش کتاب به نگاه زنان سیاه به مسایلشان تعلق دارد .انها بر خلاف فمینیسم منکر یکدستی مسائل زنان اند .بنظر آنها سرکوب مردان نیست و سرکوب سفیدها بر سرکوب جنسیتی پیشی گرفته است و فمینیستهای سفید بر استثمار جنسی زنان توسط مردان سفید در دوره برده داری بی توجه بودند. فمینیستها باروری زنان را عامل سرکوب زن می دانند در حالیکه زنان سیاه خانواده را عامل تقویت مقاومت علیه سرکوب نژادی می دانند. از آنجا که اشتغال مردان سیاه کم است و بیشتر زنان نانآورند زنان سیاه وابسته مالی مردمانشان نیستند. آنها مخالف تساوی خود با فمینیستهای سفید پوستاند ۱۳_فمینیسم در جهان سوم وارداتی از غرب نیست: چایاوارد## فمینیست بنگلادشی معتقد است که زنان در جهان سوم حول مسائل میهنی و ملی و البته زیر لوای مردان متشکل شدند. رشد صنعت نیز آنان را از خانه بیرون آورد .جنبشهای استقلال طلب نقش مهمی در رشد اجتماعی زنان داشت. مردان جهان صنعتی خود را حامی زنان جهان سوم و آنان را بدون عاملیت می دانند. بنظر آنها حجاب و دین اسلام را عامل سرکوب زنان است و ورود دختران محجبه به مدارس را در ضدیت سکولاریسم می دانند..این رویه ها موجب انشعاباتی در فمینیسم و شکلگیری فمینیستهای ساختارگرا شد . رشد اسلام در ایران و افغانستان و الجزایر در این روند نقش داشت .
how can I read the book if the book is does not open for me?? !!! why do not you make easy for people to get a copy of the book especially that in some countries there is no possible way to have a card for paying shame on you