Jump to ratings and reviews
Rate this book

حتّی یک دقیقه کافی است

Rate this book

192 pages

First published January 1, 1389

16 people want to read

About the author

آتوسا صالحی

64 books15 followers
آتوسا صالحی شاعر، نویسنده و مترجم است. او در سال 1351 در تهران متولد شد. صالحی فعالیت حرفه‌ای خود را در سال ۱۳۶۹ با با سردبیری نشریه سروش نوجوان آغاز کرد و پس از آن با نشریه‌هایی دیگری مانند مجله همشهری، هفته‌نامه و روزنامه آفتابگردان، روزنامه شرق و ایران همکاری کرد. او عضویت در شورای مباحث نظری و رمان نوجوان کانون پرورش فکری و دبیری مجموعه‌های رمان‌هایی که باید خواند (نشر پیدایش)، کارگروه بازآفرینی (انتشارات نردبان)، داوری‌ جایزه‌هایی مانند پروین اعتصامی و کتاب سال وزارت ارشاد، جشنواره‌ی سپیدار، جشنواره‌ی کتاب برتر و ادبیات کودک شیراز و کتاب سال کانون پرورش فکری را در کارنامه حرفه‌ای خود دارد. هم ‌اکنون آتوسا صالحی سرویراستار بخش کودک و نوجوان نشر افق است و مسئولیت مدیریت باشگاه کتاب افق را برعهده دارد.
صالحی جوایزی هم از جشنواره‌های مختلف دریافت کرده که منتخب کتابخانه مونیخ، جایزه‌ی پروین اعتصامی، کتاب تقدیری سال، جایزه‌ی بانوی فرهنگ، برگزیده‌ی جشنواره‌ی کودک و شاهنامه و قلم بلورین جشنواره‌ی مطبوعات از آن جمله‌اند.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
8 (15%)
4 stars
13 (24%)
3 stars
19 (35%)
2 stars
12 (22%)
1 star
1 (1%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for Masoome.
427 reviews51 followers
February 17, 2020
ما نوجوون بودیم روزی که توی بم زلزله اومد. خدمات تلفن همراه این‌‌قدر پیشرفته نبود و اولین خبر رو بعد از ظهر، ده ساعت بعد زلزله، تو برنامه‌ی کودک، عمو پورنگ گفت که تو بم زلزله اونده و ما امیدواریم بچه‌ها بتونن برنامه مارو ببینن.
همون شب یا فرداش بود که ابعاد قضیه مشخص شد. بم آوار شده بود و آدم‌های زیادی زیر آوار مونده بودن...
این قصه هم درباره‌ی بمه، درباره نوجوانی و ماجراجویی.
Profile Image for Neda.
511 reviews83 followers
January 17, 2015
خب از این جهت که به زلزه بم پرداخته خانم صالحی برام جالب بود.
این واقعه شاید برای ما که دور ازش بودیم چندان اثرگذار نبود.. شاید اما اینکه از نزدیک درک کنیم که چی گذشته به نظرم خوبه.. اگرچه قسمتی که مربوط به زلزله میشه هم خیلی کم اومده در رمان .

به هر حال دوست داشتم این رمان رو و سبکش رو هم دوست داشتم.. اگرچه سبک و در کل روایت یه جاهایی سردرگم و پیچیده میشد و برای همین بهش 4 ستاره دادم وگرنه از نظر من استحقاق 5 ستاره را هم داشت .

به نظرم آتوسا توانسته هنرمندانه نگرانیها، ترسها و شکهای دختری همچون رها رو به تصویر بکشه. و این نکته مثبت رمان هست و به نظرم نوجوانها میتنن باهاش رابطه برقرار کنن. البته باید دید..
16 reviews1 follower
July 23, 2024
داستان در مورد زندگی دختر نوجوانی به نام رهاست. همه چیز از آنجایی شروع می‌شود که رها در کمد مادرش به دنبال اطلس گیتاشناسی می‌گردد تا برای تکلیف درس جغرافی‌اش نام شهری را پیدا کند که کمتر نام آن شنیده شده باشد. او در جستجوهایش در فضای خالی زیر کشو، به جعبه‌ای قدیمی بر می‌خورد. کنجکاو می‌شود که چه چیزی داخل آن است. جعبه را باز می‌کند و با یک جفت گل سر که دو تا خرس شیشه‌ای روی آن است و یک عروسک مو طلایی و چند تکه کاغذ روبرو می‌شود. لای کاغذها شناسنامه‌ای کهنه و رنگ و رو رفته‌ می‌کند. مشخصات شناسنامه با نام و تاریخ تولد رها یکی است. اما محل تولد و نام خانوادگی‌اش فرق دارد. در قسمت محل تولد نوشته شده: بم.
رها نامه‌ها را می‌خواند و حقیقتی که سال‌ها از او پنهان شده بود، برملا می‌شود. رها متوجه می‌شود که پدر و مادرش، پدر و مادر واقعی او نیستند. بعد از این او دچار بحران روحی شدیدی می‌شود. در مدرسه به مشکل می‌خورد. برگه امتحانش را سفید می‌دهد. سر کلاس حواسش پرت افکار آشفته‌اش است. مدیر مدرسه از مادرش می‌خواهد که او را پیش مشاور ببرند. اما رها با مشاور هم صحبت نمی‌کند. فکر می‌کند که خودش می‌تواند از پس این مشکل برآید. همه جای خانه را به دنبال سرنخی از گذشته‌اش زیر و رو می‌کند تا بلکه چیزهای بیشتری دستگیرش شود.
رها در شطرنج حرفه‌ای است. در مسابقات مدرسه شرکت می‌کند و برای مسابقات کشوری انتخاب می‌شود. در اردوی ۵ روزه‌ی برگزاری مسابقات، با دختری به نام شیرین آشنا می‌شود. شیرین اهل کرمان است و رها به این فکر می‌کند که از طریق او و به کمک او شاید بتواند اثری از پدر و مادر واقعی‌اش پیدا کند. رها ایمیلی به شیرین می‌زند و همه چیز را برای او تعریف می‌کند و تصمیم می‌گیرد که به کرمان برود. برای مادرش نامه‌ای می‌نویسد و به او می‌گوید که دنبالش نگردند تا وقتی که خودش به آنها زنگ بزند. اما درست لحظه آخر که رها فکر می‌کرد همه چیز همانطور که می‌خواسته پیش رفته، نقشه‌اش خراب می‌شود. مادر شیرین با مینو (مادر خوانده‌ی رها)تماس گرفته و مینو متوجه قصد رها و رفتنش به کرمان می‌شود. مینو به همراه رها به کرمان می‌رود. او تصمیم می‌گیرد که رها واقعیت را بداند. اما نه از زبان او. شماره تلفن عمه‌ی رها را که چندین بار با آنها تماس گرفته بود تا با برادرزاده‌اش صحبت کند؛ به رها می‌دهد و خودش به تهران برمی‌گردد. رها به کمک شیرین و خانواده‌اش، با عمه مهری ملاقات می‌کند و همه چیز را از زبان او می‌شنود. مادر و پدر رها، در زلزله‌ی بم از دنیا رفته‌اند و مینو زمانی که بعد از زلزله‌ی بم برای کمک و مخصوصا کمک به بچه‌ها به آنجا می‌رود، با دیدن رها تصمیم می‌گیرد او را به عنوان دخترش به فرزندی بپذیرد و او را به تهران می‌آورد.
داستان روند کُند و کسل‌کننده‌ای داشت. بعضی توصیفات ضروری به نظر نمی‌رسید و گاهی مخاطب رو خسته می‌کرد. اما خیلی خوب تونسته بود شخصیت نوجوان رو وقتی که با یک همچین بحرانی روبرو میشه، توصیف کنه. چیزی که برای من عجیب بود، اینه که چرا وقتی رها اون شناسنامه رو پیدا کرد و شک کرد به اینکه نکنه واقعیتی ازش مخفی شده، همون موقع از پدر و مادرش نپرسید؟! مدت‌ها با خودش درگیر بود و با هیچکس حرفی نمی‌زد. حتی با مشاور. انگار یه جورایی خودشو عذاب می‌داد‌.
نکته جالب دیگه این بود که اسم داستان خیلی هوشمندانه انتخاب شده بود و با محتوای داستان ارتباط داشت. نشون داد که بعضی وقتا حتی یک دقیقه هم چقدر می‌تونه مهم و سرنوشت‌ساز باشه. اما به نظرم یه ضعف داستان این بود که از همون اول، میشد آخر داستان رو حدس زد. یعنی همون جایی که رها اون شناسنامه رو پیدا کرد، مخاطب متوجه میشه که داستان از چه قراره و رها بچه‌ واقعی این خانواده نیست و انگار که دیگه، کششی واسه خوندن ادامه داستان باقی نمی‌مونه‌.
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Parnian.
63 reviews9 followers
September 4, 2020
من خاطره‌ای از زلزله‌ی بم ندارم، خیلی دور بودم و بچه‌تر از اون که چیزی یادم باشه ولی خوندن کتابی راجع به یه نفر که اینقدر از نزدیک درگیر این فاجعه‌ی طبیعی بوده و تازه همزمان شطرنج هم بازی میکنه(یک عاشق شطرنج:"))) برام جالب بود. یعنی "قرار" بود جالب باشه.
این کتاب برای من کند بود و حوصله‌سربر و هیچ اتفاقی نمیفتاد و خب توییست داستان رو هم خیلی زود متوجه شدم و ته کتاب خیلی بلند از خودم پرسیدم:"همین؟ خب، که چی؟!"
نمیدونم اگه بیکارید و کتاب دیگه‌ای هم برای خوندن ندارید، بخونیدش؟ شایدم نخونید، نمیدونم چیز خاصی از دست نمیدید.
2/5
Profile Image for Farinaz.
4 reviews1 follower
March 10, 2022
به نظرم کتاب فوق العاده سطحی ای هست که اصلا ارزش خوندن نداره، به هیچ مسئله ای به صورت عمیق پرداخته نشده و صرفا یه داستان آبکی رو دنبال میکنه. اصلا پیشنهادش نمیدم
Displaying 1 - 5 of 5 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.