من شعرهای سعید بیابانکی رو دوست دارم، توی خیلی از شعرها و بیتهاش واقعا عاطفه غوغا میکنه، طبیعتا همهٔ غزلهاش رو نمیشه خیلی خوب دونست اما بعضی بیتهاش واقعا بینظیر و نو بود. توی چارپارههاش بعضا اتفاقات خوبی افتاده بود که منِ مخاطب از ضربههای پایانیش خوشم میومد. بازتاب واژههای باد، بهار، سکه ماه و انار خیلی توی شعرهاش بیشتر بود.
اصلا انتظاراتم را برآورده نکرد بیابانکی. مخصوصا شعرهای طنزش، باز توی غزل یه کم بهتر بود. (البته شاید فضای طنز فعلی ایران همین باشه) شاه بیت آتشین! لب واکن از هم تا که من چون غزل آغوش بگشایم تو را تضمین کنم
کتاب «سنگچین» تنها مجموعه شعری است که در سال های اخیر این حجم از چارپاره را در خود گنجانده و در واقع وجود این ویژگی، ارزش خاصی بر این اثر نهاده است. اشعار این کتاب گویای موضوعاتی از جمله مسائل عاشقانه، اجتماعی، آیینی و تاریخی است و همواره تمام فضای کتاب با حسرتی به گذشته همراه بوده و ریشه در گذشته شاعر دارد.