عبور میکنم از دالانهای پوشیده به برگ بس نکتهها برای گفتن و لب خاموش درختان خیس پائیزی عریاناند هوای عصر طراوتی یافته از باران غمی نیست تا نگاه تو هست ای بهارِ در راه! من خرسندم به اندوه عشق ای همسایهی نسیم! تو دور میشوی دور میمانی اما همیشه در حضورت هر خلوتی آکنده از توست