"رمان حاضر براساس «مسخ» اثر فرانتس كافكا نوشته شده و در واقع دنبالهی كار او پی گرفته میشود .در داستان اصلی، این ماجرا روایت شده است: «گرگور سامسا»، مامور فروش سیار تجارتخانهای در پراگ، یك روز صبح كه از خوابی آشفته بیدار میشود، در مییابد كه به حشرهای عظیم بدل شده است. او از پنجره به بیرون نگاه میكند، صدای ریزش قطرات باران را میشنود و از دیدن آسمان ابری دلش میگیرد. او از شغلی كه دارد چندان راضی نیست، چون آن را خودش انتخاب نكرده است. او سرانجام از روشنایی میگریزد و... در این اثر نیز وضعیت روحی گرگور توصیف شده و نویسنده در آن، عمق تنهایی آدمی و گریز از واقعیتها را به تصویر میكشد ."