The War of the End of the World Quotes

Rate this book
Clear rating
The War of the End of the World The War of the End of the World by Mario Vargas Llosa
8,581 ratings, 4.23 average rating, 708 reviews
Open Preview
The War of the End of the World Quotes Showing 1-29 of 29
“Science is still only a candle glimmering in a great pitch-dark cavern.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“Revolution will free society of its afflictions, while science will free the individual of his.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“Death isn't enough. It doesn't remove the stain. But a slap, a whiplash, square on the face, does. Because a man's face is as sacred as his mother or his wife.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
tags: slap
“إن ما يفسّر البطولة خير تفسير ليست الدوافع السامية دائماً. هناك التحامل ، ضيق العقل و أشد ما يمكن تصوره من الأفكار غباءً.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“It's easier to imagine the death of one person than those of a hundred or a thousand. When multiplied, suffering becomes abstract. It's not easy to be moved by abstract things.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
tags: death
“Nostalgia is cowardice”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“زمین از اینکه ناچار است یکسر همان چیزها را بر گرده خودش ببیند خسته شده است و یک روز فریادش درمی‌آید که می‌خواهد کمی هم آرام بگیرد.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“And yet, my dear Estela, in the end one accepts the will of God, resigns oneself, and discovers that, even with all its calvaries, life is full of beautiful things.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“Honor, vengeance, that rigorous religion, those punctilicious codes of conduct - how to explain their existence here, at the end of the world, among people who possessed nothing but the rags and the lice they had on them?”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
tags: honor
“Instead of speaking of justice and injustice, freedom and oppression, classless society and class society, they talked in terms of God and the Devil.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
tags: devil, god
“La sua cecità intellettuale non gli permetteva di capire che questi fratelli, con istinto sicuro, hanno orientato la loro rivolta verso il nemico primo della libertà: il potere. E qual è il potere che li opprime, che nega loro il diritto alla terra, alla cultura, all'uguaglianza? Non è forse la Repubblica? E se sono armati per combatterla ciò significa che hanno indovinato anche il metodo, l'unico che posseggono gli sfruttati per spezzare le loro catene: la forza.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“سالار آزادی خدا نیست؛ شیطان آن عاصی اولین است!”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“منطقه‌ای که در آن بردگی اخلاقی و جسمی زنان به حد افراط کشیده شده است، چون این‌ها تحت ستم مالک، پدر، برادر و شوهر هستند. این‌طرف‌ها مالک برای زیردستانش همسر انتخاب می‌کند و زن جماعت درست توی خیابان زیر شلاق پدران حیوان‌صفت و شوهران مستشان می‌افتند و مردمی هم که شاهد این صحنه‌ها هستند در کمال بی‌اعتنایی تماشا می‌کنند. این خوراکی برای تفکر است! ما باید کاری کنیم که انقلاب نه تنها به استثمار انسان از انسان که به استثمار زن به‌دست مرد هم پایان بدهد و در کنار برابری طبقات، برابری جنسی را هم برقرار کند.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“مگر غیر از چند اسم، چیز دیگری برای آنها عوض‌شده بود؟ مگر این چشم‌انداز با زمین تفته خشک و آسمان سربی‌اش مثل همیشه نبود؟ مگر به‌رغم سال‌ها خشک‌سالی این منطقه باز در تلاش این نبود که زخم‌هایش را مرهمی بگذارد، بر مردگانش مویه کند و آنچه ویران‌شده بود دوباره به زندگی برگرداند؟ حالا که رئیس‌جمهور به‌جای امپراتور نشسته بود، در کشور مصیبت‌زده چه چیزی عوض‌شده بود؟”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“A Criminal is the case of surplus of human energy directed in the wrong direction.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“مذهب همیشه برای خواب کردن مردم و بازداشتن آن‌ها از شورش علیه اربابانشان به‌کار گرفته‌شده.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“این کلمه وطن یک روز از بین می‌رود. آن‌وقت مردم به پشت سرشان، با ما نگاه می‌کنند که خودمان را توی مرزها حبس کرده بودیم و سر چند تا خط روی نقشه همدیگر را می‌کشتیم، بعد می‌گویند این‌ها عجب احمق‌هایی بوده‌اند.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“پیش از آنکه زمان آغاز شود خداوند همه‌چیزی را آکنده بود و مکان وجود نداشت. پدر برای آفریدن عالم می‌بایست به درون خود بازگردد تا خلائی پدید آورد و این غیبت خداوند مکان را به وجود آورد و در این مکان در هفت روز ستارگان، روشنایی، آب، گیاهان و جانوران و آدمی سر برکردند، اما چندان‌که زمین به سبب بیرون رفت ذات الهی پدیدار شد، زمینه پدید آمد سلطه دشمن خداوند یعنی گناه مساعد بود!”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“سرهنگ گفت: همه روشن‌فکران خطرناکند. ضعیف، احساساتی، و قادر به اینکه بدترین کارهایشان را با بهترین فکرها توجیه کنند.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“The simple fact is that he didn’t write what he saw but what he felt and believed, what those all around him felt and believed. That’s how that whole tangled web of false stories and humbug got woven, becoming so intricate that there is now no way to disentangle it.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“چشمه‌های روشنایی خاموش می‌شدند و ستاره‌ها به زمین می‌ریختند، گله‌های بی‌شماری از ساحل دریا به سرزمین مرکزی می‌گریختند و دریا بدل به صحرا می‌شد و صحرا بدل به دریا، بیابان را علف می‌پوشاند، چوپان و رمه باهم درمی‌آمیختند، کلاه‌ها بزرگ‌تر و سرها کوچک‌تر می‌شد و رودها سرخ می‌شدند و سیاره‌ای جدید در فضا به گردش درمی‌آمد.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“آدم‌هایی که دارند از گرسنگی می‌میرند، غریزه‌شان اغلب قوی‌تر از عقایدشان می‌شود. این‌جور آدم‌ها ممکن است چیزهای بی‌معنی، غیرواقعی و احمقانه را باور کنند. اما این مهم نیست، مهم کاری است که می‌کنند.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“How can he possibly feel pity for men who are trying to destroy Belo Monte? Yes, at this moment, as he sees them fall to the ground, hears them moan, and aims at them and kills them, he does not hate them: he can sense their spiritual wretchedness, their sinful human nature, he knows they are victims, blind, stupid instruments, prisoners caught fast in the snares of the Evil One.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“مبادا در برابر دشمنان دین سر خم کنند، دشمنانی که هدفشان بازفرستادن بردگان به زیر زنجیر، فقیر کردن مردم با گرفتن مالیات، جلوگیری از ازدواج و تدفین با نظر کلیسا و حیران کردن‌ها با کلک‌هایی مثل نظام متری، نقشه آماری و سرشماری بود، وسایلی که هدف واقعی‌شان چیزی نبود مگر فریب مردم و کشاندن آنها به‌سوی گناه.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“علم هنوز شمعی است که در غاری ظلمانی کورسو می‌زند.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“با آنان از جنگ سخن گفت، از کشورهایی که چون مرغان لاشخور که بر سر مرداری می‌جنگند، در طلب غنائم باهم جنگ می‌کنند، آنگاه با افسوس فراوان افزود که چون کشور ازاین‌پس جمهوری شده، مثل کشورهای کافر دیگر عمل خواهد کرد. شنیدند که می‌گفت روز سرور ابلیس فرارسیده!”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“در چشم اغلب مریدان این علم چیزی جز اعتقاد به این نبود که عقل، غریزه و احساس، همگی اجزایی جای گرفته در قشر مغز، و لمس کردنی و سنجیدنی‌اند، اما برای پدرش این رشته از علم به معنای مرگ مذهب، شالوده تجربی ماتریالیسم و دلیلی بر این بود که ذهن آن پرت‌وپلاهای فلسفی که می‌گفتند و چیزی نا سنجیدنی و لمس نا کردنی نیست، برعکس مثل حواس، بعدی از جسم است.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“آدم‌ها به‌تدریج به هر چیزی عادت می‌کنند و راه‌هایی برای زیستن در کنار آن می‌اندیشند.”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World
“کور ذهنی این آدم نمی‌گذاشت تا درک کند که آن برادران با غریزه خطاناپذیرشان تصمیم گرفتند بر دشمن مادرزاد آزادی، یعنی قدرت بشورند!”
Mario Vargas Llosa, The War of the End of the World