Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “چشمهایش” as Want to Read:
چشمهایش
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

چشمهایش

3.65  ·  Rating details ·  8,747 ratings  ·  682 reviews
چشمهایش نام رمانی از بزرگ علوی است که برای نخستین بار در سال خورشیدی منتشر شد. بزرگ علوی در این رمان روش استعلام و استشهاد را به کار برده، بدینگونه که قطعات پراکندهٔ یک ماجرا را کنار هم گذاشته و از آن طرحی کلی آفریده است که برحدس و گمان تکیه دارد این شیوه بیشتر در ادبیات پلیسی معمول است. برخی معتقدند این رمان و شخصت استاد ماکان، با الهام از زندگانی کمالالملک نگاشته شده ...more
Paperback, 271 pages
Published 2007 by نگاه (first published 1952)
More Details... Edit Details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about چشمهایش, please sign up.

Be the first to ask a question about چشمهایش

Community Reviews

Showing 1-5
Average rating 3.65  · 
Rating details
 ·  8,747 ratings  ·  682 reviews


Sort order
Start your review of چشمهایش
Sinem A.
Jan 09, 2019 rated it really liked it  ·  review of another edition
3 le 4 arasında gidip geldim ama vicdanım ağır bastı :)
Kadın açısından olaylara bakışı, İran ın tarihine ilişkin göndermeleri, hikayenin Şah döneminde yaşanılan zorluklara biraz içerden bakışı ve kadim Pers kültürü hatrına dört yıldız verdim.
Kolay okunan, sona doğru yükselen olayların akışında ve paralel hikayeler üzerinden anlatılan bir kurgu.
Modern İran edebiyatı denince akla gelen önemli yazarlardan biri ile tanışmak için meraklısına iyi bir fırsat olabilir.
Özgür
Bir şey arıyor ama aratamıyor gibi. Biraz daha üzerine düşünmek lazım
Neli Krasimirova
Gözleri beni de mahvetmişti.
Üzerine ince bir politika örtüsü serilmiş plastik karakterlerle yürütülen yapış yapış bir aşkımsı hikayeydi.
Bozorg Alevi döneminin en iyisi ve bu da onun en iyi eseriyse ikisiyle de işim bitmiş demektir.
Sevgi K.
İran Edebiyatından bir eser okumak istemiştim ama sanırım doğru bir tercih olmadı. Uçurtma Avcısı gibi insanı kalbinden vuran ve ait olduğu milletin geçmişine ya da çektiği acılarına dair bir eser bekliyordum, o kitabı okuduğumuzda Afganistan'a dair insanda bir fikir oluşturuyordu. Ama bu eserde, ne İran'a ne de halkına dair bir fikir oluşmadı kafamda. Diğer taraftan, güzel kurgulanmış evrensel bir teması da yok. Dolayısıyla hiçbir beklentimi karşılayamadı.
Papatya ŞENOL
Dec 07, 2017 rated it really liked it  ·  review of another edition
öncelikle yayınevine farsça aslından çeviri için teşekkür etmek gerek. "gözleri" modern iran edebiyatının kurucularından bozorg alevi'nin en önemli romanı kabul ediliyor.

1930lardaki iran'da diktatör baskısı ve polis korkusu arasında sanat çevresinde yeşeren ve yaşamaya çabalayan bir aşkı konu ederken bunu ilerici bir ailede resime ilgi duyan genç bir kızın gözünden anlatması da başlı başına ilgi çekici bir unsur.

ufak tefek imla hataları olmasına rağmen akıcı ve dramatik. dünya edebiyatına ilgi
...more
topics  posts  views  last activity   
چشمهایش بزرگ علوی 13 98 Apr 19, 2019 09:18PM  
hi friend 2 41 Sep 06, 2011 12:04AM  

Readers also enjoyed

  • سمفونی مردگان
  • سال بلوا
  • Suvashun
  • جای خالی سلوچ
  • یک عاشقانه‌ی آرام
  • چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم
  • مدیر مدرسه
  • سگ ولگرد
  • بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم
  • بامداد خمار
  • The Clown
  • همسایه‌ها
  • شوهر آهو خانم
  • شازده احتجاب
  • سه قطره خون
  • Letter to a Child Never Born
  • بادبادک باز
  • کافه پیانو
See similar books…
327 followers
سیّد مجتبیٰ آقابُزرگِ علوی شهرتیافته به آقا بزرگ علوی و بزرگ علوی بهمن ، تهران - بهمن ، برلین) نویسندهٔ واقعگرا، سیاستمدار چپگرا، روزنامهنگار نوگرا و استاد زبان فارسی ایرانی بود که بیش از چهار دهه از نیمهٔ دوم سدهٔ بیستم را در آلمان زیست و به ترجمه، نقد و فرهنگنامهنویسی نیز پرداخت. او را همراه صادق هدایت و صادق چوبک، پدران داستاننویسی نوین ایرانی میدانند
علوی همپای صادق هدایت در دگرگونی داستاننویسی
...more
No trivia or quizzes yet. Add some now »
“اما او انسان بود. برایش هیچ چیزی که جنبه‌ی فردی و شخصی داشته باشد وجود نداشت. او همه چیز، حتا ندای درونی دلش را هم مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌داد و اگر با اصولی که به آن‌ها پایبند بود سازگار نمی‌آمد، این ندا را هم خفه می‌کرد. به‌تان گفتم که او برای هنرش، بیان تمام توقعات وجودش بود. آن‌چه او روی پرده می‌‌آورد، آن چیزی بود که از ته دل و از لابه‌لای روح بلندش زبانه می‌کشید. برای او هیچ‌چیز گرامی‌تر از هنرش وجود نداشت. هنرش هم متکی به جامعه و مردمی بود که میان آن‌ها زندگی می‌کرد. دیگر کی توقع داشت که عشقش را هم فدای این آرمان گرامی‌اش نکند. نه این که او می‌توانست بر سیل احساسات پر شور و متلاطمش غلبه کند و با قوای عقلانی، مانند سدی راه آن را ببندد. نه، او می‌توانست دندان روی جگر بگذارد، دل سوزانش را در مشتش بفشارد و نگذارد که تپش آن را کسی خارج از دنیا و عوالم و حالات او ادراک کند. من آن شب فهمیدم که در نزدیکی چه کوره‌ی پر از آتش ایستاده‌ام و دارم از سرما می‌لرزم؛ او می‌خواست و می‌کوشید که ضربات قلب او که از هجر من در جوش بود، از من مخفی بماند.” 10 likes
“چرا دارم راجع به موزیک برايتان صحبت می‌کنم؟ در این سمفونی‌ها گاهی آهنگی آرام و کم از میان هیاهوی ارکستر رخنه می‌کند. این آهنگ‌ خفیف و لذت‌بخش است. اما به دل شما نمی‌نشیند. شما دائماً انتظارش را دارید. باز این صدای خفیف تکرار می‌شود. منتها این دفعه بیش از بار اول شما را می‌گیرد. کم‌کم تمام ارکستر یکصدا همان آهنگ دلخواه شما را با چنان قدرتی بیان‌ می‌کند که دیگر اختیار از دستتان درمی‌رود. مصیبت‌های جگرخراش هم همینطور بروز می‌کند. انسان اول تمام عمق آن‌ها را درک نمی‌کند. گاهی خودی نشان می‌دهند و در نیستی فرو می‌روند. ناگهان تمام ارکستر به صدا درمی‌آید. آنوقت اشک از چشم‌های شما جاری می‌شود و خودتان نمی‌دانید برای چه گریه می‌کنید.” 0 likes
More quotes…