داستان كوتاه discussion

25 views

Comments Showing 1-7 of 7 (7 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod



زوزه هاي سگ تو صحرا، شده معناي نگاهم
آخرين نقطه ي دنياست اين دو چشم بي گناهم
شيشه هاي نم گرفته ، روداي هميشه جاري
منو گونه هاي خيس و دو سه تا عشق خيالي
يه كوير خشك و عريون با دو كوزه ي عتيقه
عكس يك بركه ي خشكه نقش لبهاي تكيده
خواب و بيداري يه بُهتِ واسه آدماي مبهوت
واسه من زندگي سخته توي آزادي مشروط




message 2: by Elnaz (new)

Elnaz | 326 comments زيبا بود
ممنون


message 3: by Kourosh (new)

Kourosh | 389 comments واسه منم سخته ولی انگار از بخته و روزگار نداره تخته و چیزی که حسابی لازمه پوشیدن کلی رخته منظوری نداشتم خب زمستونه و هوا سرده و یخته


MahtaBi KhaNooM | 1782 comments نشست بردلي حرفت که از دل آمده بود


message 5: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
چون دلت صافه عزيز
ممنون از همه ولي دوست داشتم اين شعرم يه مقدار موشكافانه تر نقد ميشد


message 6: by [deleted user] (new)

دل منم انگار صافه

نقد بي نقد

زيبا بود


message 7: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
"شاید اینم یه جور دیوونه بازی باشه "
دقيقا ، آخه من كه من نيستم
اينارو اون نصف ديگم مينويسه اوني كه هنوز زندست



back to top