داستان كوتاه discussion

24 views
نوشته هاي ديگران > یک پرس عشق با مخلفات

Comments Showing 1-6 of 6 (6 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Mojgan (new)

Mojgan | 204 comments اگر قدرت جادویی خواندن افکار دیگران را داشتیم هم چیزی عوض نمی شد چون ما بقیه نیستیم هرچند که بتونیم افکارشون رو بخونیم چون در دنیای آنها نیستیم نمی فهمیم و تنها سوئ تفاهمات بیشتر می شد


message 2: by Kourosh (new)

Kourosh | 389 comments هر چه سوئ تفاهمات بیشتر شه عشق کمرنگ میشه و این هم نوعی عوض شدن خیلی چیزهاست


message 3: by Mojgan (new)

Mojgan | 204 comments منظورم از عوض شدن یعنی اینکه کمکی به بهتر درک کردن و درک شدن نمی شه مگر اینکه دنیاهامون به هم شبیه و اشتراکاتی داشته باشند که اون هم بدون خواندن افکار دیگری قابل فهم هستش..
اما به نظر من این مقوله با عشق کاملا در تناقض هستش..
جون به نظرم عشق احترام و نگهبانی از تنهایی و دنیا و حریم خصوصی دیگری هست نه تجاوز به اون..


message 4: by Kourosh (new)

Kourosh | 389 comments درسته اصلا اگر واقعا می توانستیم تمام فکر هایی که تو سر یک نفر که روبرومونه می دیدیم همین تجاوز نا خواسته به حریم خصوصیش بود و دیگر ازادی تفکر نیز نداشتیم و باید تلاش می کردیم وقتی روبرو کسی قرار گرفتیم بعضی فکرامونو واسه خودمونو طرف سانسور کنیم


message 5: by Saleh (new)

Saleh Rezaei nasab (rezaeinasab) | 1919 comments اگر قدرت خواندن افکار دیگران را داشتیم، می بایست به این فکر می کردیم که اگر قدرت خواندن افکار دیگران را نداشتیم چه اتفاقی می افتاد.
و شاید یه تاپیک مشابه تو این گروه در این رابطه بوجود میومد.

مثل اینه که بپرسیم اگه به جای دوتا چشم سه تا داشتیم چی میشد.
مشخصه که هیچی نمی شد.


message 6: by Kourosh (new)

Kourosh | 389 comments ماها از هر چی یکی دو تا داریم وضع اینه بیشتر می شد که دیگه خیلی خطری تر بودیم فکرشو بکنید اگر شاخ داشتیم چی میشد دیگه واقعا حداقل 3 تا چشم لازم داشتیم هم برای مراقبت 4 چشمی از خودمون هم یدک واسه سوانح پیش رو


back to top