داستان كوتاه discussion

82 views
داستان كوتاه > << در انتظار بیست و سوم >>

Comments Showing 1-6 of 6 (6 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by پری (new)

پری | 100 comments سلام
خوشبختم
بله نا بسامانی از عمد نشون داده شده، هدف نشون دادن رشته ی نازک بین پوچ گرایی یا به پوچی رسیدن و امید بوده
منظورم از امید همون انتظار برای 23 هستش
خیــــــلی ممنونم از نظر شما و نقدتون که خیلی کمکم می کنه، باز هم اگر نقدی به ذهنتون رسید حتما دریغ نکنید:)


message 2: by [deleted user] (new)

سلام پری عزیز
داستانت رو خوندم.به نظر من فضای حاکم بر داستان نا امیدی، پوچی،عدم امنیت و در آخر افسردگی هست.در انتقال حس فضای داستان موفق بودی.
داستان سرشار از تعابیر و جملات زیبا و خلاقانه ست که خوندنش حس خوبی به مخاطب میده.
اشکالی که وجود داره به نظرم این هست که داستان در جاهایی به سمت خاطره نویسی و شعرگونه شدن میره.

به طور کلی باید بگم داستانت رو دوست داشتم و با خوندنش حس غریبی بهم دست داد.

ممنون پری جان


message 3: by پری (new)

پری | 100 comments مرسی از نظرت مریم لطف کردی
بله البته ناگفته نماند که از عمد خاطرات رو با احساس افسردگی حال مخلوط کردم:)
ولی شعرگونه شدنش خارج از کنترل بوده.


message 4: by [deleted user] (new)

پری گرامی‌ چه زیبا توصیف کردی چریدن در دورترین مرتع زمین را. قسمت می‌کنم این حس سرگشته را با شما که اگر افسردگیست نیمه شود و اگر امید هست بخشیده شود. چه لذت بخش هست وقتی‌ که خاطرات هنوز از صفحه ذهنمان زدوده نشده و به سراغمان میایند تا دلیلی‌ بشوند برای بلند شدن از روی کفّ اتاق در آن دورترین مرتع زمین. و چه دردناک هست وقتی‌ که بی‌ خاطره می‌شویم که دیگر حتا روز بیست و سوم هم روزی خواهد شد همچون روزهای دیگر.

سپاس گزارم از انتقال زیبایی از حس قریب آشنایئ


message 5: by banafshe (new)

banafshe (banafshe65) | 550 comments لذت بردم
:)


message 6: by پری (new)

پری | 100 comments رویا مرسی از این همه همدردی و آن هم از نوع شاعرانه
این فقط یک داستان بود:)
منم امیدوارم هیچ وقت بی خاطره نشیم چون خاطره تنها دارایی ماست که کسی از ما نمیتونه بگیردش


back to top