Rumi دوستداران شمس ,مولوی discussion

24 views
حافظ /_/_/_/_/_/_/_/_/_/_/_/ Hafez

Comments Showing 1-9 of 9 (9 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by f. (last edited Aug 25, 2016 02:07PM) (new)

f.  | 1028 comments Mod
ما بى غمان مست دل از دست داده ايم
همراز عشق و همنفس جام باده ايم
بر ما بسى كمان ملامت كشيده اند
تا كار خود ز ابروى جانان گشاده ايم
پير مغان ز توبه ء ما گر ملول شد
گو باده صاف كن كه به عذر ايستاده ايم
كار از تو مى رود مددى اى دليل راه
كانصاف مى دهيم و ز راه اوفتاده ايم
چون لاله مى مبين و قدح در ميان كار
اين داغ بين كه بر دل خونين نهاده ايم
اى گل تو دوش داغ صبوحى كشيده اى
ما آن شقايقيم كه با داغ زاده ايم
گفتى كه حافظ اين همه رنگ و خيال چيست
نقش غلط مبين كه همان لوح ساده ايم


message 2: by f. (last edited Aug 25, 2016 02:08PM) (new)

f.  | 1028 comments Mod
سینه مالامال دردست ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی بجان آمد خدا را همدمی
* * *
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو
ساقیا جامی بمن ده تا بیاسایم دمی
* * *
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت
صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی
* * *
سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چُگل
شاه ترکان فارغست از حال ما کو رستمی
* * *
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
* * *
اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
رهروی باید جهان سوزی نه خامی بیغمی
* * *
آدمی در عالم خاکی نمی آید بدست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
* * *
خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم
کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی
* * *
گریه ی حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق
کاندرین دریا نماید هفت دریا شبنمی

برگرفته از : گلهای رنگارنگ

source:
http://070.blogsky.com/


message 3: by f. (last edited Aug 25, 2016 02:08PM) (new)

f.  | 1028 comments Mod
موسيقي كلهاي رنكارنك
بنان

http://www.persiandel.com/?id=120


message 4: by Maryam (last edited Aug 25, 2016 02:08PM) (new)

Maryam Shahriari (maryambanoooo) | 3 comments بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
خوش باش زانکه نبود این هر دو را زوالی

در وهم می‌نگنجد کاندر تصور عقل
آید به هیچ معنی زین خوبتر مثالی

شد حظ عمر حاصل گر زانکه با تو ما را
هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی

آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی
وان دم که بی تو باشم یک لحظه است سالی

چون من خیال رویت جانا به خواب بینم
کز خواب می‌نبیند چشمم به جز خیالی

رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت
شد شخص ناتوانم باریک چون هلالی

حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی
زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی


message 5: by Maryam (last edited Aug 25, 2016 02:08PM) (new)

Maryam Shahriari (maryambanoooo) | 3 comments مرا عهديست با جانان كه تا جان در بدن دارم
هواداران كويش را چو جان خويشتن دارم

صفاي خلوت خاطر از آن شمع چگل جويم
فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم

به كام و آرزوي دل چو دارم خلوتي حاصل
چه فكر از خبث بدگويان ميان انجمن دارم

مرا در خانه سروي هست كاندر سايه قدش
فراغ از سرو بستاني و شمشاد چمن دارم

گرم صد لشگر از خوبان به قصد دل كمين سازند
بحمدالاه و المنه بتي لشگر شكن دارم

سزد كز خاتم لعلش زنم لاف سليماني
چو اسم اعظمم باشد چه باك از اهرمن دارم

الا اي پير فرزانه مكن عيبم ز ميخانه
كه من در ترك پيمانه دلي پيمان شكن دارم

خدا را اي رقيب امشب زماني ديده بر هم نه
كه من با لعل خاموشش نهاني صد سخن دارم

چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمدالله
نه ميل لاله و نسرين نه برگ نسترن دارم

به رندي شهره شد حافظ ميان همدمان ليكن
چه غم دارم كه در عالم قوام الدین حسن دارم


message 6: by f. (last edited Aug 25, 2016 02:12PM) (new)

f.  | 1028 comments Mod
دل مى رود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا
كشتى شكستگانيم اى باد شرطه برخيز
باشد كه باز بينم ديدار آشنا را
ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون
نيكى به جاى ياران فرصت شمار يارا
اى صاحب كرامت شكرانه ء سلامت
روزى تفقدى كن درويش بينوا را
آسايش دو گيتى تفسير اين دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
آئينه ء سكندر جام مى است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال ملك دارا
سركش مشو كه چون شمع از غيرتت بسوزد
دلبر كه در كف او موم است سنگ خارا
در حلقه ء گل و مل خوش خواند دوش بلبل
هات الصبوح هبوا يا ايها السكارا
آن تلخوش كه صوفى ام الخبائثش خواند
اشهى لنا و احلى من قبله العذارا
هنگام تنگدستى در عيش كوش و مستى
كاين كيمياى هستى قارون كند گدا را
خوبان پارسى گو بخشندگان عمرند
ساقى بده بشارت رندان پارسا را
در كوى نيكنامى ما را گذر ندادند
گر تو نمى پسندى تغييركن قضا را
حافظ به خود نپوشيد اين خرقه ء مى آلود
اى شيخ پاك دامن معذور دار ما را


message 7: by f. (last edited Aug 25, 2016 02:12PM) (new)

f.  | 1028 comments Mod
ساقى به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو كه كار جهان شد به كام ما
ما در پياله عكس رخ يار ديده ايم
اى بى خبر ز لذت شرب مدام ما
هرگز نميرد آن كه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جريده ء عالم دوام ما
چندان بود كرشمه و ناز سهى قدان
كايد به جلوه سرو صنوبر خرام ما
مستى به چشم شاهد دلبند ما خوش است
زانرو سپرده اند به مستى زمام ما
ترسم كه صرفه اى نبرد روز بازخواست
نان حلال شيخ ز آب حرام ما
اى باد اگر به گلشن احباب بگذرى
زنهار عرضه ده بر جانان پيام ما
گو نام ما زياد به عمدا چه مى برى
خود آيد آن كه ياد نيارى ز نام ما
حافظ ز ديده دانه ء اشكى همى فشان
باشد كه مرغ وصل كند قصد دام ما
درياى اخضر فلك و كشتى هلال
هستند غرق نعمت حاجى قوام ما


message 8: by f. (last edited Aug 25, 2016 02:12PM) (new)

f.  | 1028 comments Mod
گل در بر و مى در كف و معشوق به كامست
سلطان جهانم به چنين روز غلام است
گوشم همه بر قول نى و نغمه ء چنگست
چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است
در مذهب ما باده حلالست و ليكن
بى روى تو اى سرو گل اندام حرام است
گو شمع مياريد در اين جمع كه امشب
در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است
از چاشنى قند نگو هيچ و ز شكر
زآن رو كه مرا از لب شيرين تو كام است
در مجلس ما عطر مياميز كه ما را
هر لحظه ز گيسوى تو خوشبوى مشام است
تا گنج غمت در دل ويرانه مقيم است
همواره مرا كوى خرابات مقام است
از ننگ چه گوئى كه مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسى كه مرا ننگ ز نام است
ميخواره و سرگشته و رنديم و نظرباز
وانكس كه چو ما نيست درين شهر كدام است
با محتسبم عيب مگوئيد كه او نيز
پيوسته چو ما در طلب عيش مدام است
حافظ منشين بى مى و معشوق زمانى
كايام گل و ياسمن و عيد صيامست


message 9: by HoMa (last edited Aug 25, 2016 02:12PM) (new)

HoMa Me | 6 comments ای غایب از نظر به خدا می سپارمت
جانم بسوختی و بدل دوست دارمت
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک
باور مکن که دست ز دامن بدارمت


back to top