داستان كوتاه discussion

22 views
نوشته هاي كوتاه > پا توی کفش فرزان!

Comments Showing 1-8 of 8 (8 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by banafshe (last edited Jun 04, 2012 10:34AM) (new)

banafshe (banafshe65) | 550 comments گلویم را فشار می داد که بگو دوستت دارم
چشم هاش سیاه خماری بود که همان اول دوستش داشتم
لبهاش سرخی ملایم همان اولین بوسه
جملات اما عوض شده بود
هیچ جمله ای درگیر مفهوم دوست داشتن نبود با او
هرچه می گفتم نمی شنید
باز پرسید
باز هم
و صدای من
در هیاهوی صدایش محو می شد
پیاپی
پیاپی
"بگو دوستت دارم بگو دوستت دارم بگو دوستت دارم"
گلویم را اما
شاید
خودم می فشردم
منی که دیرزمانی پیش
گفته بودم
لیک
آنقدر ناباور
که
همچنان ارضایش نمی کرد
زیر لب
بی صدا
از دهانم در رفت:
"نمی شناسمت"
آرام گرفت


message 2: by banafshe (new)

banafshe (banafshe65) | 550 comments نه
گمان کنم باید فقط خواننده باشم
شاید دیگه برای مدتی ننویسم
شاید شبیه بچه ای شدم که هرچی بیشتر به آبنباتش میک می زنه گندشو بیشتر در میاره
یه تو دهنی که می خوره
می فهمه آبنباتشو دیگه نمیخواد
شاید نباید بیام سمت نوشتن
بهتره که فقط خواننده باشم


message 3: by banafshe (new)

banafshe (banafshe65) | 550 comments مشکل اینجاست که من مدام و مدام و مدام روی ورق کاغذایی به دنیاشون میارم که خیلی زود ازشون سیر میشم و دورشون میندازم
نوشتن من فقط به درد سقط جنین می خوره هوم؟


message 4: by banafshe (new)

banafshe (banafshe65) | 550 comments اعتباری که ندارم را حراج می کنم
ولی
خب
چشم
"مینویسم"
به سکون روی نون


message 5: by [deleted user] (last edited Jun 05, 2012 12:55AM) (new)

مژده جان عشق شکنجه وار فرزان رو با نگاه خودت نوشتی.این جالبه.اما آیا خودتم قبلا همچین حسی رو تجربه کردی؟
نویسنده وقتی می خواد بنویسه در مورد یه موضوعی،یا باید خودش اون موضوع رو تجربه کرده باشه و یا از نزدیک با کسی که همچین تجربه ایی داشته، حرف بزنه و بفهمش.
این باعث میشه اگر نوشته ایی حتی تخیلی هم باشه،رنگ واقعیت به خودش بگیره.
به نظر من هم زبان نوشتاریت روان نیست.مثلا یک جا از کلمه ی لیک استفاده کردی که بار ادبی زیادی داره، و یک جا عبارت (از دهانم در رفت) رو به کار بردی که بیشتر عامیانه ست.

کاملا می فهمم که تو نیاز دازی به نوشتن.پس بنویس.
اما یه پیشنهاد برات دارم.وقتی .چیزی نوشتی،برای چند روز بذارش کنار.بهش فکر نکن تا هیجان ناشی از نوشتنش درونت فروکش کنه.بعد که دوباره بری سراغش می بینی که خودت می تونی بهترین منتقد نوشته ت باشی.

منتظر نوشته های بعدیت هستم.


message 6: by banafshe (new)

banafshe (banafshe65) | 550 comments بله مریم عزیز
تجربه کرده ام
بابت ضعف نوشته شرمنده


message 7: by [deleted user] (new)

دشمنت
نقد نکردم که شرمنده بشی.اینطوری میگی ،من شرمنده میشم

خوبه که میگی تجربه کردی،منتظرم نوشته ی بعدیت رو بخونم


message 8: by banafshe (new)

banafshe (banafshe65) | 550 comments به جهنم
به درک


back to top