داستان كوتاه discussion

22 views
نوشته هاي كوتاه > هم صنفی ها

Comments Showing 1-3 of 3 (3 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

مهدی عناصری  عناصری | 414 comments ن را که میبینی اسم خاصی نداره . هر روز صبح میام اینجا و زیر شلوارم بیرونش میارم و دراز میکنم جلوی سفره کاسبی . ولی حالا نگاهش کن . انگار شبیه هیچ چیز نیست. درست مثل خودش است . یعنی همان طور که باید باشه . هر روز صبح از ساعت شش میام اینجا . یعنی اگه اون موقع نیام دیگه نباید بیام .چون جامو گرفتن . این سالها بیشرین چیزی که بهش نگاه کردم همین تیکه گوشت آویزون و کثیف بوده .
بعضیها میگن قلم قلب نویسنده است
بعضی ها میگن دختر لیسانسه باید مهریه اش بالا تر باشه
بعضیها میرن از افغانستان زن میگیرن
بعضعها ....
بگذریم

شما چی دارید برای فروختن ؟

سلام به همه ی هم صنفیهای عزیز که قسمتی از بدنشون را برای کاسبی حراج میکنند .



مهدی عناصری  عناصری | 414 comments به نظر شما این داستان کوتاهه یا یک نوشته کوتاه؟
من که خودم نمیدونم


message 3: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1520 comments البته که نوشته کوتاه


back to top