انجمن شعر discussion

26 views
كارگاه شعر > تسلیم

Comments Showing 1-16 of 16 (16 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Mehdi (new)

Mehdi | 158 comments خدا به فکر کوله بار بستن است
...
خیلی خوب بود
....
دست ها بالا
من تسلیم است


message 2: by [deleted user] (new)

دوستش داشتم دوستم خیلی‌ خیلی‌ زیاد.

من رسیدم به آن تهی شدن، پای از گلیم خیالات بیرون کشیدن، و من فقط تسلیم. تسلیم به هر چه که بود به هرچه که آمد در راهم، به هرچه که برایم خط خورده بود و نمی‌دانی چه حالی‌ پیدا کرد زندگی که تازه فهمیدم در حال زیستنم.

با زیبایی همیشگی‌ به تصویر کشیدی آنچه احساس می‌کردم در درون

ممنون عزیز دلم به توان هزار


message 3: by SA®A (new)

SA®A  (sara_bookshelf) محسن صادقیان wrote: "برای من بی عیب نقص بود
آفرین
لذت بردم"


******************

:D
!


message 4: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 395 comments آفرین! تخیل شاعرانه ات را دوست دارم


message 5: by SA®A (new)

SA®A  (sara_bookshelf) Ashkan wrote: "آفرین! تخیل شاعرانه ات را دوست دارم"

******************

!مچکرم


message 6: by Saeed (new)

Saeed (saeedasyn) حس انتهای زمستان رو زیبا منتقل کرد!
آفرین


message 7: by SA®A (new)

SA®A  (sara_bookshelf) Saeed wrote: "حس انتهای زمستان رو زیبا منتقل کرد!
آفرین"


*****************

!انتها؟
:)

ممنونم اَزَت که خوندیش


message 8: by Saeed (new)

Saeed (saeedasyn) والا من سه بار خوندم و حس کردم زمستون داره میره
!!ینی تازه داره می آد؟
:))


message 9: by SA®A (new)

SA®A  (sara_bookshelf) Saeed wrote: "والا من سه بار خوندم و حس کردم زمستون داره میره
!!ینی تازه داره می آد؟
:))"


*****************

!من رو حرفِ حس ِت حرف نمیزنم
;)


message 10: by Saeed (new)

Saeed (saeedasyn) آقا معضل شد اصن واسم!!
واسه چه زمانیه؟
:)))


message 11: by Mehdi (new)

Mehdi | 158 comments Mæsoo wrote: "Saeed wrote: "آقا معضل شد اصن واسم!!
واسه چه زمانیه؟
:)))"

*******************

جوان! کُنون رُ خوب بِدان شعر بیاَندیش و جواب را بیاب و چوون یافتی به سرعت نزد من آی و آر
!
!تو ، می توانی"


خوب اومدی جوانه


message 12: by Saeed (new)

Saeed (saeedasyn) شمعدونی رو اواخر پاییز پیوند می زنیم ولی حس رفتن رو دارم؟


message 13: by SA®A (new)

SA®A  (sara_bookshelf) :))


message 14: by Saeed (new)

Saeed (saeedasyn) Mæsoo wrote: "Saeed wrote: "شمعدونی رو اواخر پاییز پیوند می زنیم ولی حس رفتن رو دارم؟"

*******************
:))"


!!این ینی این که درست گفتم یا کلاً پرتم؟


message 15: by Saeed (new)

Saeed (saeedasyn) Mæsoo wrote: ":))"

در كتاب گفت‌وگوهاي افلاطون، سقراط بر گسترش نوشتار افسوس مي‌خورد.
وي بيم آن داشت كه با روي آوردن مردم به عبارات مكتوب به عنوان جايگزيني براي معرفتي كه قبلاً در محمل سر خود منتقل مي‌كردند، آن‌ها به قول يكي از شخصيت‌هاي گفت‌وگو «از به كار انداختن حافظه خود دست بردارند و فراموش‌كار شوند.» و چون آن‌ها مي‌توانستند «مقداري اطلاعات را بدون آموزش شايسته دريافت كنند.» پس «بسيار مطلع انگاشته مي‌شدند.» در حالي كه در بيشتر موارد به كلي نادان بودند. آن‌ها به جاي فرزانگي حقيقي با خودبيني فرزانگي انباشته مي‌شدند.
سقراط در اشتباه نبود.

اعتراف می کنم برای کسی مثه من که فقط خواندام و تفسیر خودم رو از شعر ها داشته ام، درک این شعر واقعا سخت بود!

عـــــــــــــالی بود!!!!

نمی دونی چقدر ممنونم ازت که من رو متوجه مشکلی کردی تا الان فکر می کردم ندارم و مسخره اش می کردم!


message 16: by Kaveh (new)

Kaveh | 72 comments خیلی زیبا بود

خستونو عالی بیت کرده بودیم

جدا از فالب شعری که انتخاب کرده بودی

لذت بددم


back to top