داستان كوتاه discussion

19 views
هديه

Comments Showing 1-4 of 4 (4 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Elnaz (new)

Elnaz | 326 comments من از نهايت شب حرف مي زنم
من از نهايت تاريكي
و از نهايت شب حرف مي زنم

اگر به خانه ي من آمدي براي من
اي مهربان،چراغ بيار

و يك دريچه كه از آن
به ازدحام كوچه ي خوشبخت بنگرم


فروغ فرخ زاد


message 2: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments الناز عزيزم
گاهي به آدمهاي هم عصر فروغ حسوديم مي شود
دوست داشتم چشمهايش را از نزديك ببوسم
چشمهايش چقدر خوب مي ديد
قلبش چه خوب حس مي كرد
و دستانش همه را چون هديه اي جاويد مي نوشت
.
.
متشكرم


message 3: by Hamed (new)

Hamed | 15 comments چه حسادت خوبی


message 4: by Sal (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments در یک برهه معنی این عبارات رو با تموم وجود حس کردم.

نهایت شب
تاریکی
ازدحام کوچه خوشبخت


و البته شعر قاصدک از اخوان


back to top