داستان كوتاه discussion

34 views
گفتگو و بحث > ایجاز، ابهام و تعلیق در داستان کوتاه

Comments Showing 1-8 of 8 (8 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by [deleted user] (new)

منبع:http://knde.blogfa.com/post-67.aspx


ایچاز:
ایجاز، ساده نویسی و ساده گویی از نشانه های ادبیات داستانی معاصر است چندانکه یکی از زیبایی های داستان کوتاه این است که دارای تلفیق منطقی و پیوند طبیعی معانی باشد و در عین حال شیوایی و روانی موضوعی داشته باشد چیزهای اظافی باید از داستان حذف شود یعنی جمله هر قدر زیبا و صحنه هر قدر درخشان و فکر هر اندازه عمیق باشد چنانچه برای داستان ضروری نباشد باید حذف گردد و در مورد ان نباید تردید کرد. چخوف می گوید :«تجربه به من آموخته است که پس از نوشتن داستان اول و آخر آن را حذف کنم زیرا اغلب در این دو قسمت دروغ می گوییم» لغت دروغ را می توان به تمام چیزهای اظافی و بی ربط حول محور اصلی داستان، تعمیم داد.

ابهام:
بعضی ها به چیزی که می خواهند بنویسند زیاد فکر نمی کنند در واقع روند روایت داستان را موکول به زمان نوشتن می کنند پس ناچار زمانی که نوشتن تمام شد آنرا بارها و بار ها می خوانند و آنچه را از محور اصلی اثر دور شده حذف می کنند. در نقطه مقابل ایجاز، ابهام است، وقتی می گوییم داستان ابهام دارد که شخصیت، فضا، پیام، یا حادثه ای که در داستان وجود دارد برای خواننده در حاله ای از گنگی و نامفهومی قرار دارد و خواننده آن را نمی فهمد. ابهام در داستان در دو صورت زیر اتفاق می افتد:
1. نویسنده نخواهد منظور خود را به روشنی به خواننده منتقل کند.
2. نویسنده خود نیز در آنچه قرار است ارایه کند ابهام دارد و یا در مورد چیزی که نقل کرده است، دارای
نشانه های شخصی است.

در حالت اول اگر نشانه هایی و کد هایی در لایه های داستان وجود داشته باشد خواننده به هرحال – با چندین بار مطالعه و یا به کمک دیگران – به ابهام زایی می رسد و تفهیم می شود. اما در حالت دوم خواننده هرگز راز و رمزهای ابهام آمیز داستان را در نمی یابد زیرا خواننده مستند به داستان پیش روی خود امکان دستیابی به فکر نویسنده را ندارد. گاهی نویسنده قصد دارد از نماد و تمثیل استفاده یا بر آن تاکید کند در این هنگام اگر نماد و تمثیل بر گرفته از متن فرهنگ و زبان متداول باشد مشکلی پیش نمی آید اما اگر چیزی که نویسنده خودش آنرا خلق کرده باشد در داستان استفاده شود کمتر کسی می تواند به آن دست پیدا کند.

تعلیق :
در داستان به معنی در انتظار نگه داشتن خواننده و ایجاد انگیزه برای ادامه دادن داستان است. اما به این معنی نیست که اطلاعاتی حیاتی از خواننده دریغ شود و او در بی خبری بماند، بلکه تعلیق یک فضای معلق است. اگر خواننده قطاری را در داستان ببیند که با سرعت به طرف دره ای می رود و پل روی دره خراب شده است، تمام اطلاعات را دارد اما نمی تواند برای قطار کاری انجام دهد و در واقع نمی داند قطار به موقع خواهد ایستاد یا سقوط خواهد کرد، این، حس تعلیق است.


message 2: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1523 comments واقعا ممنون مریم عزیز
خیلی خوب بود .
خلاصه و کافی


message 3: by [deleted user] (new)

:)
امیدوارم ازش استفاده کنیم


message 4: by [deleted user] (new)

منم خوندم، لذت بردم، ثبت کردم برای آینده داستان نویسیم، مرسی‌ مریم جونم


message 5: by [deleted user] (new)

دوستای خوبم
یادتون نره ، من خودم این ها رو نمی نویسم ، من دانش آموز کلاس اولم هنوز،
اگر دقت کنید اول هر متن منبعش دو هم می ذارم
و مطلب رو فقط
transfer
می کنم


message 6: by [deleted user] (new)

شیرین جان ، فکر خوب و کاربردی هست ، اما برای کارگاه داستان نویسی.
توی این محیط مجازی ، امکان انجام همچین کاری نیست
چراکه این کار ، مداومت می طلبه
پراتیکی اش رو می تونیم اینطوری انجام بدیم که هرکس بنا به وقت و فرصتی که داره ، مطالعه هم داشته باشه، و این مطالبی رو که گفته می شه از توی دل داستان هایی که می خونه در بیاره، بعد با استفاده از مطالبی که در نتیجه ی خوندنِ هرچه بیشتر ،یاد گرفته ، یه داستان بنویسه و بذاره توی قسمت داستان کوتاه
و بقیه هم با استفاده از مطالبی که یاد گرفتن ، میان و اون داستان رو نقد می کنن و نقاط ضعف و قوتش رو گوشزد می کنن
این کاری هست که ما همیشه سعی در انجامش داریم

و ممنون از تو که اینقدر به فکری


message 7: by [deleted user] (last edited Mar 06, 2012 12:38AM) (new)

شیرین جون نقد کاربردی ، نقدی که در جهت اصلاح باشه ، نه تخریب ، گاهی از خود داستان نوشتن مهمتره
خوشحالم که پیش مایی


message 8: by [deleted user] (new)

محسن من اگر می تونستم همچین مطالبی رو خودم با قلم خودم بنویسم، مطمئن باش اسمم رو خیلی درشت می نوشتم اون زیر
ولی چه کنم که سوادش رو ندارم
ممنون از اینکه اینقدر بهم لطف داری دوست خوبم


back to top