داستان كوتاه discussion

27 views
داستان كوتاه > صلام عاغای رعیص

Comments Showing 1-6 of 6 (6 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by مهدی عناصری (last edited Dec 07, 2008 12:18PM) (new)

مهدی عناصری  عناصری | 414 comments " سلام آقای رییس. حال کوچولو چطوره؟"


"سلام .ممنون"


"
میدونید که من اهل این کارها نیستم. اینکه بیام پیش
شما و بگم فلانی این کارو کرد و ... ولی میدونید اهداف سازمان مهمتر از این حرفهاست . میدونید تو شرع هم اومده که غیبت ظالم پیش حاکم از لحاظ شرعی نه تنها اشکالی نداره بلکه واجب هم هست . این کار ایشون ظلمه ! به هدر دادن منابع سازمانه ! از قران قران مالیات مردم و پول نفت این اداره سر پاست و اون وقت یک عده
...."

فهمیدم قضیه چیه . لبخندی از دور رضایت رییسو نشون میداد که داد میزد
:


"
آخ جون . میگن من حاکم اینجام ! چه خوب ! و چه خوب که افرادی که برای ارتقای سازمان !!!! دل میسوزونن زیاد پیشم میان.
"

هر چند من دیالوگ بالا رو نشنیده بودم و فکر رییسو هم که نخونده بودم ولی خودتون میدونید که اونها کاملا واقعیند . اونهایی که تو ادارات کار کردن خوب میدونن من چی میگم .

بله! آشم پخته بود . بعد بیست سال کار تو این ادارات و همنشینی با برخی همکارهای سر تا پا مناعت و شرافت حتی از قیافه رییس هم میفهمیدم که میگه

"
خوب. پس که اینطور ! که این کارو کرد ! زیاد ناراحت!!!! نباش . اکثر افراد سازمان رو آدمهای کم تعهد و نا لایق تشکیل میدن . ما باید خودمون به فکر سازمان باشیم . مردیکه که نه نماز میاد و نه کارهای دیگه {من که نفهمیدم منظورش از کارهای دیگه چی بود } . این هم لباس پوشیدنشه
..."

برای خنده هم که شده یک لحظه خودمو بر انداز کردم که لخت نیومده باشم سر کار { میدونید که من بیخیالم

اما قضیه چی بود
:


دیروز پرینت داستان " سلام آقای رییس" را گرفته بودم و روی میزم بود تا غلت گیری کنم .
همون موقع که ایشون اون رو روی میزم دید ٬ بوی آش سوختم سوختم رو شنیدم .

نتیجه
:

دیگه غلط کنم که غلط گیری کنم . همینجوری بهتره .


{ آش سوختم سوختم : یک نوع آش خراسانی }



مهدی عناصری  عناصری | 414 comments بابا بيخيال


Amir  reza(mohammad) | 79 comments به نظر من خط خطي خان خوب مي نويسه
فقط يك چيزي هست
يك چيزي كه هرچي فكر مي كنم اسمشو نمي دونم چيه
شايد گفت مزاح زيادي
شايدم گفت جدي نگرفتن نوشته
نمي دونم
اگه بعضي چيزا حل بشه
خوب مي نويسه


خوب مي نويسي رفيق
اما همه چي حدي داره
حتي راحت و رلكس نوشتن


مهدی عناصری  عناصری | 414 comments راستش امیر رضا حق داری
چیزی همیشه ذهن منودرگیر کرده که خودم هم خوب نمیدونم چیه
شاید تو نوشته هام قدری خودشو نشون داده
ولی مفهوم راهت و رلکس نوشتنو متوجه نمیشم؟


MahtaBi KhaNooM | 1782 comments واقعیت اینه که من همه نوشته های بچه ها رو میخونم...ولی خطخطی نامه شما یه جورایی با طعنه مینوسید... رغبت به خوندن و کامنت گذاشتن نمیکنم... ء


message 6: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1522 comments خط خطی چرا حرفها و رفتار افرد جامعه رو تفسیر میکنیو اسمشو میذاری داستان کوتاه

داستانکوتاه طرح میخواد درون مایه میخواد فضا میخواد موضوع میخواد

خلاصه داستان کوتاه باید داستان باشه نه تفسیر شخصی

پسخواننده اینجا چیکارست؟؟؟؟

با نظر نبی کاملا موافقم که

استعداد ِ نویسندگی ِ خوبی داری، ولی بیشتر مینویسی تا بخونی.

هیچ وقت خودتو مجبور نکن که بنویسی
همیشه بزار خودت تورو مجبورکنه که بنویسی

بخون بخون بخون بخون

ولی آقای رئیس چقدر خر بود ها.

در ضمن این طوریکه شما تفسیر کردید همه ی آدمها یکجور با نقاب خیلی ساده لوحانه ای از ریا هستند

نتیجه گیری تو داستان کوتاه دیگه واقعا محشره.
حتیاگه هدف ازنتیجه گیری خوشمزه بازی باشه

داستان مرد و مهتاب و عروسک موطلایی
تو همین گروه داستانهای قوی هستند.
پیشنهاد میکنم که بخونیدشون
البته خوشحال میشن اگه نقد ونظرتونم بگید.

منتظر داستان قوی ای از شما هستم.






back to top