داستان كوتاه discussion

22 views
نوشته هاي كوتاه > يه قصه واسه نخوندن

Comments Showing 1-15 of 15 (15 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

طيبه تيموري | 659 comments خرِ ما از کره‌گی اسب بود اما هیچ‌جوره نمی‌تونست اینو ثابت کنه. یه مدت به همه خودشو اسب معرفی می‌کرد. همه بهش می‌خندیدن. پس تصمیم گرفت که همون زندگی خری رو داشته باشه چون دیگه حال و حوصله نیش و کنایه‌های این و اون و نداشت. اما هیچ‌وقت از رؤیاهاش دس نکشید و همیشه خودشو تو زمین‌های سرسبزی تصور می‌کرد که داره توشون چار نعل می‌تازه. . .
خرِ ما وقتی‌ام که مُرد رو سنگ قبرش نوشتن: «‌این‌جا خری خوابیده که دوست داشت اسب باشد... »


message 2: by mohammad (last edited Feb 28, 2012 05:04AM) (new)

mohammad (irani_1313) | 1522 comments خر ما خر بود و این رو با افتخار میگفت
و چقدر از خرهایی که دمشون رو ریش ریش میکردن و میگفتن ما اسبیم متنفر بود.
خر ما خر بودن رو به حد کمال خودش رسوند .



یه قصه واسه نخوندن عنوان خوبی نیست.
اسبی که خر بزرگ شد و خر زندگی کرد. این رو رو قبرش نوشتن البته قرنها بعد که استخوناش رو بردن آزمایشگاه.


message 3: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
تی تی. نوشته کوتاهت بسیار زیبا و حاوی پیام های بسیار جالبی بود. از بلند پروازی تا فرهنگ ستیزه جویی و برتری طلبی عده ای و بهتان و پروپاگاندا در این نوشته کوتاه بود تا حسرتهایی که گاه باید علنی شود . بسیار لذت بردم. ممنون.


طيبه تيموري | 659 comments mohammad wrote: "خر ما خر بود و این رو با افتخار میگفت
و چقدر از خرهایی که دمشون رو ریش ریش میکردن و میگفتن ما اسبیم متنفر بود.
خر ما خر بودن رو به حد کمال خودش رسوند .



یه قصه واسه نخوندن عنوان خوبی نیست.
اسبی..."



خرِ ما اما دمشو ريش ريش نكرده بود
روياش خيلي اسبي بود


طيبه تيموري | 659 comments Mehdi wrote: "تی تی. نوشته کوتاهت بسیار زیبا و حاوی پیام های بسیار جالبی بود. از بلند پروازی تا فرهنگ ستیزه جویی و برتری طلبی عده ای و بهتان و پروپاگاندا در این نوشته کوتاه بود تا حسرتهایی که گاه باید علنی شود ...."

مهدي جان
ممنون از تحليلت
بلندپروازي
بهتان
حسرت
...
لااقل خر ما سعي خودشو كرد


message 6: by [deleted user] (new)

نوشته خیلی‌ قشنگی‌ بود ولی‌ بستگی داره چطوری تفسیرش کنید. خر می‌تونه خر باشه با افتخار، خودشو قبول داشته باشه و نهایت استفاده را از قابلیتش ببره بدون اینکه خودش را با ‌اسب مقایسه کنه. خر فهمیده خری هست که میدونه خر به دنیا اومده وجودیت خودشو را قبول می‌کنه و میپزیره که ‌اسب هم هست ولی‌ فقط به عنوان ‌یک حیوون دیگه نه بدتر نه بهتر فقط متفاوت. بنابرین وقتی‌ از دایره مقایسه و بهتر دیدن ‌اسب بیرون میاد به نقاط مثبت خودش فکر می‌کنه و تلاش می‌کنه تا بهترین در نوع خودش باشه. مثل همونی که محمد گفت خر ما خر بود از اول.

اما خر می‌تونه از اول فکر کنه ‌اسب هست یعنی‌ قابلیت و ارزش داده شده به خودش را متعلق به ‌اسب یا نژادی دیگر بدونه که از نظر اون نژاد برتر هست. تمام زندگی بدون تلاش برای بهتر کردن خودش و قبول آنچه که داره فقط می‌خواد به همه ثابت کنه که اون کسی‌ نیست که همه می‌بینند بنابرین عمرش تلف می‌شه به اثبات همون چیزی که نبوده. نمیدونم اگر اسم این را می‌شه گذشت بلند پروازی، ستیزه جوی، و برتری طلبی همونطور که آقای مهدی اشاره کردند. این خصلتها وقتی‌ برتر نامیده میشوند که با توانای‌های فردی به جلو بروند بدون حسرت خوردن به موقعیت یا شرایط فردی دیگر.

چیزی که دنیای امروز ازش رنج میبره همین حسرت خوردن هست که بجای پیشرفت باعث درماندگی و در جا نشستن افراد شده. اگر هر کسی‌ سعی‌ میکرد خود واقعی را قبول کند و با اون جلو برود و از بهترها فقط به عنوان الگو استفاده بکند شاید ما اینهمه دچار دوگانگی و سرخوردگی نبودیم.

به‌هرحال من که ترجیح میدم خری باشم که به خر بودنش افتخار می‌کنه به جای اینکه تظاهر کنم اسبم.

مرسی‌ طیبه جان برای موضوع زیبا


message 7: by [deleted user] (new)

راستی‌ این داستان که خیلی‌ هم خوندن داره چرا اسمش این هست؟؟؟


طيبه تيموري | 659 comments Roya wrote: "راستی‌ این داستان که خیلی‌ هم خوندن داره چرا اسمش این هست؟؟؟"

يه پارادوكس كثيف


طيبه تيموري | 659 comments Roya wrote: "نوشته خیلی‌ قشنگی‌ بود ولی‌ بستگی داره چطوری تفسیرش کنید. خر می‌تونه خر باشه با افتخار، خودشو قبول داشته باشه و نهایت استفاده را از قابلیتش ببره بدون اینکه خودش را با ‌اسب مقایسه کنه. خر فهمیده خری..."



روياي عزيز
اين كلمه بستگي رو خيلي دوست دارم
ممنونم كه خوندي


message 10: by [deleted user] (new)

tAyebe teimouri...Medad Rangi wrote: "Roya wrote: "راستی‌ این داستان که خیلی‌ هم خوندن داره چرا اسمش این هست؟؟؟"

يه پارادوكس كثيف"


tAyebe teimouri...Medad Rangi wrote: "Roya wrote: "راستی‌ این داستان که خیلی‌ هم خوندن داره چرا اسمش این هست؟؟؟"

يه پارادوكس كثيف"


اووم


message 11: by [deleted user] (new)

من وقتی به دنیا اومدم خر بودم ، اما انگار ننه بابام زیاد خوشحال نشدن،صاحابمون هم از ریختو قیافم خوشش نیومد، واسه همین تصمیم گرفتم اسب بشم،به ننم اینا می گفتم می خوام وقتی بزرگ شدم برم چار نعل تو دشتا بتازم ،ولی خودم دلم واسه جفتک انداختن یه ذره شده بود
جلو صاحابمون به هر جون کندنی بود از ته حلقم یه شیهه می کشیدم ، ولی خودم دوست داشتم عر عر کنم
ما که سعیمونو کردیم، همه هم ازمون راضیم
فقط یه وصیت دارم اونم اینکه ، رو سنگ قبرم بنویسین
خری که می خواست خر باشه ولی واسه خاطر دل بقیه ، اسب موند و اسب مُرد


message 12: by [deleted user] (new)

Mohsen Sad wrote: "همه خريم با نقاب يك اسب"

من نه خرم نه ‌اسب من الاغم


طيبه تيموري | 659 comments در من رؤياي بزرگي زندگي نمي‌كرد
محدوديتي بزرگ كلافه‌ام كرده بود
همين


message 14: by Behzad, دیوونه (last edited Mar 11, 2012 12:34PM) (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
آدما دو دسته اند
اونایی که میبینن نویسنده یه حرف رو چجوری می زنه بعد گوش که خب حالا چی میگه
یه دسته ام اونایی که میگن نویسنده اول چی داره میگه بعد اینکه چجوری میگه
من فکر کنم از دسته دوم باشم
چون خیلی از این نوشته کوتاه خوشم اومد


طيبه تيموري | 659 comments Behzad wrote: "آدما دو دسته اند
اونایی که میبینن نویسنده یه حرف رو چجوری می زنه بعد گوش که خب حالا چی میگه
یه دسته ام اونایی که میگن نویسنده اول چی داره میگه بعد اینکه چجوری میگه
من فکر کنم از دسته دوم باشم
چون ..."



خوشحالم بهزاد جان


back to top