داستان كوتاه discussion

28 views
نوشته هاي ديگران > مترسک /جبران خلیل جبران /

Comments Showing 1-5 of 5 (5 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Art Miss (new)

Art Miss (Artmiss) یک بار به مترسکی گفتم «لابد از ایستادن در این دشتِ خلوت خسته شده‌ای؟» گفت «لذتِ ترساندن عمیق و پایدار است، من از آن خسته نمی‌شوم.»۰

دَمی اندیشیدم و گفتم «درست است؛ چون‌که من هم مزة این لذت را چشیده‌ام.»۰

گفت «فقط کسانی که تن‌شان از کاه پر شده باشد این لذت را می‌شناسند.»۰

آنگاه من از پیشِ او رفتم، و ندانستم که منظورش ستایش از من بود یا خوار کردنِ من.

یک سال گذشت و در این مدت مترسک فیلسوف شد۰

هنگامی که باز از کنارِ او می‌گذشتم دیدم دو کلاغ دارند زیرِ کلاهش لانه می‌سازند۰


برگردان: نجف دریابندری


message 2: by [deleted user] (new)

بسیار زیبا
ممنون آرتمیس جان


message 3: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1522 comments عالیه این عمو خلیل
عالی
به ساده ترین نحو بیان میکنه حرفاش رو


message 4: by [deleted user] (new)

خلیل جبران دوست دارم خیلی‌ زیاد، زیبا زیبا.

مرسی‌ ارتمیس جان


message 5: by Katayoon (new)

Katayoon Kianmehr | 14 comments مرسی


back to top