داستان كوتاه discussion

19 views
نوشته هاي كوتاه > آینه نامرغوب

Comments Showing 1-15 of 15 (15 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by mohammad (last edited Feb 23, 2012 11:02AM) (new)

mohammad (irani_1313) | 1522 comments آینه نامرغوب
رنگهای مختلف توپ شیطونی توی آینه کمد اجاق گاز، با بالا و پایین شدن توپ، جمع میشدن و پخش میشدن . رنگهای آبی و سبز و زرد و قرمز و نارنجی از یه گوشه آینه میپریدن گوشه دیگه.
توپ رو تو دستاش گرفت و جلوتر رفت صورت کج و معوج خودش رو نگاه میکرد . میخندید اما تصویر غمگین بود. بیشتر خندید تصویر گریه میکرد. ابروهاش تو آینه موج گرفته بودن.
از توی آینه صورت بابا و مامان رو دید که میخندیدن، رو کاناپه توی هال. توپ رو زمین گذاشت و دوید توی هال. بابا عصبانی بود و مامان گریه میکرد.
برگشت و با توپش بازی کرد.


message 2: by mohammad (last edited Feb 23, 2012 11:24PM) (new)

mohammad (irani_1313) | 1522 comments اون قسمت یعنی این فقط یه آینه نامرغوبه و فقط داره همه چیز رو مواج نشون میده اما این کودکه که اینجا موجها اینطور نمادین میبینه
آینه فقط یه آینه نامرغوبه نه آینه جادویی .
شعر مال خودتون بود؟


طيبه تيموري | 659 comments این داستان با اونچه که منتظرش بودم خیلی فاصله داشت.به نظرم روایتت خیلی متاثر از اولین جرقه ی این داستان تو ذهنته باید می ذاشتی کمی قوام بیاد


message 4: by [deleted user] (last edited Feb 24, 2012 07:15AM) (new)

آیینه ی واقعی
نوشته ی زیبا و تاثیر گذاری بود
دنیای ساده و صمیمی بچه ها رو خوب به تصویر می کشی


message 5: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments من این نوشته را زیاد نپسندیدم به این دلیل که نمادها برای آنکه ضدنماد شوند کار می خواهند. تمام گره این نوشته، همین ضدنماد آیینه است که به باور من درست از آب درنیامده است.
یک پیشنهاد هم دارم و آن اینکه ‏به دلیل حضور کودک به عنوان شخصیت محوری می شد از زبان کودکانه یاری جست. ‏هرچند که فکر میکنم تلاشی کرده بودی اما به باورم کافی نبود
پیروز باشی


message 6: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1522 comments اشکان راوی دانای کل محدوده و هیچ تلاشی تو اینکه به زبان کودک نوشته بشه از طرف من انجام نشده. و فقط دوربینی که بالای سر کودکه داره روایت میکنه.
اشکان عزیز دوست دارم یاد بگیرم برام توضیح بده که چی نماد و چی ضد نماده . اینطور کلی گفتن حالیم نمیکنه

ممنون که هستی و گله دارم که کم هستی


message 7: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments می دانم که راوی دانای کل است ولی ایرادی نمی بینم اگر ورایت با زبان کودکانه باشد. ‏
نماد نوعی المان است که در جامعه مفهومی پیدا می کند. شما زمانی که می خواهید یک نماد را به صورت آبستره و یا ضدنماد دربیاورید باید زمینه سازی شود. ‏
نمی دانم شرح مناسبی داده ام یا خیر؟


message 8: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1522 comments ممنون اشکان عزیز گرفتم چی میگی
اما اگه میخواستم زمینه سازی کنم که دیگه داستانک نمیشد . میشد داستان.


message 9: by Behzad, دیوونه (last edited Feb 26, 2012 07:29AM) (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
داستانک جالب و خوبی بود
و خودت هم می دونی که خیلی جای کار داره این سوژه
و میشه که از توش یه داستان کوتاه ناب در بیاد
با مضمون توهم ما در انعکاس دنیای اطراف
اما من امشب هرچی خوندم همین ایراد رو داشت
یا من خیلی رو این موضوع وسواس شدم
یا اینکه بازم من رو این موضوع وسواس شدم

بابا عصبانی بود و مامان گریه میکرد.
این جمله و جمله بعدی اضافه نیست ؟
مگر نه که قبلا پارادوکس خنده بچه رو تو آینه توضیح دادی؟
پس مطمئنن خواننده متوجه این تناقض می شه


message 10: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1522 comments بهزاد شاید باید اولی حذف بشه چون منظور داستان بیشتر دومی بود.
محسن. چرا اون جمله باید روانی باشه. فقط یه صحنه اس.
درسته شیطونکه و اشتباه نوشتم.


message 11: by Katayoon (new)

Katayoon Kianmehr | 14 comments جالب بود.ممنون


message 12: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments mohammad wrote: "ممنون اشکان عزیز گرفتم چی میگی
اما اگه میخواستم زمینه سازی کنم که دیگه داستانک نمیشد . میشد داستان."


محمد باهات موافق نیستم. زمینه سازی می تواند با یک عبارت کوتاه هم باشد. کسی بتواند آن عبارت ناب و درست را بیابد می شود نویسنده! ‏و آن می شود هنر نویسندگی


message 13: by [deleted user] (new)

فکر کنم منظور محسن ، جمله ی روان هست، نه جمله ی روانی


message 14: by [deleted user] (new)

من این داستانک رو دوست داشتم، موافقم که جای کار بیشتری داره، ولی حس غمگینی رو به من منتقل می کنه
واقعا محمد ، همیشه چقدر ساده و ملموس می نویسی


message 15: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1522 comments خواهش میکنم مریم جان

آها حالا فهمیدم محسن چی میگی.
روون نیست و طولانیه راست میگی اما خیلی هم پیچیده نیست.


back to top