داستان كوتاه discussion

53 views

Comments Showing 1-10 of 10 (10 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments قدیم ها زنی بودم شاید به اسم ماریان یا میریام چه فرقی دارد زنی بودم...
کنارگچبری های برجسته و قرمز و طلایی طاق ..رنجوری خود را درآیینه زرکوب نگاه می کردم با آن پیراهن بلند تافته خام و چسپان که یقه سه سانتی وآستین های پفی اش را دانتلی نگین دار تزئین می کرد وموهای طلایی و پرپیچ و خمم را از بالا بسته گذاشته بودم حلقه های مو که چون تقدیرم پرپیچ و خم است به نرمی درون گوشواره زمرد جاخوش کنند به عادت ..دستم را از روی کتابی کاهی اشعار بر میدارم وبا دستمالی ابریشمی و کوچک اشک هایم را پاک می کنم واز پس پرده های ضخیم گیپور به دوردستها خیره میشوم در حالی که اشعار شیلر را زمزمه می کنم .."دلم مرده دنیا برایم تاریک شده زندگی به آرزوهای من اعتنایی نمی کند خداوندا حالا دیگر مرا نزد خود بخوان به اندازه کافی دوست داشته ام ..
شاید هم دختركي بودم كولي ..متعلق به ساليان قبل .. چون شبدرهای وحشی پا کشیدم و واز رقاصه ای زنگی شعر عشق را شنیدم وهدایت مرا برد کنار خداداد تا لاله تنهای اش باشم ..اسمم شاید هم لاله بود یا بقول خداداد لالو ..من چون رهگذر بی قراری مغرور از نگاه سیاهم در آیینه شکسته ای ..دست بدست پسر باد دادم و خداداد از یک زن فالگیر بلغور تا به ابد پرسید لالو ..لالو را ندیدی ؟...
شاید هم زنی ام ..اینجا ..درپشت بامی که آسمانش کوتاه است ....نشسته ام ..آیینه بدست ..لباسی گشاد و موهای که شانه کردن را دوست ندارندو آیینه ای که رنجوریم را به رخ می کشد ...برای تشنگی هوس هایم باران می خواهم ....با کتاب شعری که مرا به رویاهای زیبا می رساند ...
شاید بعد من ..زنی باشد ..به اسم لاله ..ماریان ..یا هر اسمی چه فرقی دارد ...زنی باشد بی قرار..با دستمالی که اشکهایش را در آیینه ای پاک می کند در خلوت ..و کتاب شعری که باد از برش دارد قرنهاست ....با صدای زنی که می خواند
دلم مرده دنیا برایم تاریک شده زندگی به آرزوهای من اعتنایی نمی کند خداوندا حالا دیگر مرا نزد خود بخوان به اندازه کافی دوست داشته ام ................




message 2: by Elnaz (new)

Elnaz | 326 comments خيلي زيبا بود آرزوي عزيز


message 3: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments اين نوشته ام را دوست دارم
مرا بياد تمام زناني مي اندازد كه قرن هاست آيينه اي براي نگاه كردن و قلبي براي شكستن داشته اند
متشكرم از الناز عزيزم
و آقاي سلطان آبادي عزيز


message 4: by Elahe (new)

Elahe | 8 comments واقعا لذت بردم
ممنون آرزو جان


message 5: by ماهور (new)

ماهور (mahoor) | 214 comments زیبا بود
مثل بقیه نوشته هاتون
موفق باشید


message 6: by [deleted user] (new)

هر زني زيباست
پسرکي از مادرش پرسيد: مادر چرا گريه مي کني؟
مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت: نمي دانم عزيزم، نمي دانم.
پسرک نزد پدرش رفت و گفت: بابا، چرا مامان هميشه گريه مي کند؟ او چه مي خواهد؟
پدرش تنها دليلي که به ذهنش مي رسيد، اين بود: همه زنها گريه مي کنند، بي هيچ دليلي!
پسرک بزرگ شد ولي هنوز از اينکه زنها خيلي راحت به گريه مي افتند، متعجب بود.
يک بار در خواب ديد که دارد با خدا صحبت مي کند، از خدا پرسيد: خدايا، چرا زنها اين همه گريه مي کنند؟
خدا جواب داد: من زن را به شکل ويژه اي آفريده ام،
به شانه هاي او قدرتي داده ام تا بتواند سنگيني زمين را تحمل کند،
به بدنش قدرتي داده ام تا بتواند درد زايمان را تحمل کند،
به دستهايش قدرتي داده ام که حتي اگر تمام کسانش دست از کار بکشند، او به کار ادامه دهد.
به او احساسي داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد، حتي اگر او را هزاران بار اذيت کنند.
به او قلبي داده ام تا همسرش رادوست بدارد، از خطاهاي او بگذرد و همواره در کنار او باشد.
و به او اشکي داده ام تا هر هنگام که خواست، فرو بريزد. اين اشک را منحصراً براي او خلق کرده ام تا هرگاه نياز داشته باشد، بتواند از آن استفاده کند.
زيبايي يک زن در لباسش، موها يا اندامش نيست. زيبايي زن را بايد در چشمانش جست و جو کرد زيرا تنها راه ورود به قلبش آنجاست.

منبع: نشان لياقت عشق


message 7: by Maria (new)

Maria (maria_jabbri) | 691 comments ....
"خداوندا حالا دیگر مرا نزد خود بخوان به اندازه کافی دوست داشته ام ................ "

آرزوجان
محشر بود؛
شايد نه به اندازه تو، ولي خيلي دوستش دارم



message 8: by [deleted user] (new)

وخداوند قرن هاست صداي اين زن را چرا نشنيده؟


آرزو خانومي بين تا به حال نوشته هايت اين بهترين بود


من خيلي خوشم اومد


Amir  reza(mohammad) | 79 comments كاش بين اين زنان زن مدرن امروزي هم بود
كه آيينه بدست و دعا خوان كه نيست
هيچ
كلي هم ............
بهتره ننويسم
اما نوشته بسيار امتيازداري بود



message 10: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments از دق الباب دوستان عزيزم متشكرم


back to top