داستان كوتاه discussion

29 views
نوشته هاي كوتاه > بزرگداشت ترس / ميم صاد

Comments Showing 1-8 of 8 (8 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by میلاد (new)

میلاد صادقی | 28 comments حیاط رفیق، حیاط!


message 2: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1522 comments اما میشه بدون اینکه از شاشیدن و غیره حرف زد متفاوت بود


message 3: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments اگر بزرگتر شدی آفتابه یادت نره
;)
به باور من یکی از بهترین نوشته های کوتاهی است که از تو خوانده ام هرچند کلیشه ای! ‏


طيبه تيموري | 659 comments بامحمدموافقم


message 5: by Katayoon (new)

Katayoon Kianmehr | 14 comments مرسی


message 6: by nazanin (new)

nazanin b | 122 comments بزرگتر از این نمیشوی...نترس


message 7: by [deleted user] (new)

نترس بزرگتر از بزرگ خیلی‌ بهتره باور کن.

خیلی‌ جالب بود، مرسی‌


message 8: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments تو بزرگ شدی
و مدرنتر
رو به دنیای پوچی ....
وگرنه از نگاه غضبناک بابابزرگت شرم می کردی
که جامونده اونجا روی کاشی های شسته ء حیاط


back to top