داستان كوتاه discussion

22 views
اولین عشق

Comments Showing 1-3 of 3 (3 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

مهدی عناصری  عناصری | 414 comments یادت هست؟
در شبی بودیم که اول باربودیم
کودکی دلداده و سرشار بودیم
هوس می ریخت گرما در تن ما
ز گرمی در تبی بیمار بودیم
دو لب پیچیده در بوسیدن عشق
دو تن پیچیده در این کار بودیم
لبی چون در میان لب که افتاد
به لب آماس این اصرار بودیم
دو کس در چرخه ی آرامش تن
دو تن اینگونه در تکرار بودیم

نفس میزد ز کامی گرم و شیرین
دو دل افسون این دیدار بودیم



message 2: by [deleted user] (new)

انگار كت و شلوار تازه جو گيرت كرد
شوق داماد شدن زد به سرت
ok?



مهدی عناصری  عناصری | 414 comments المیرا خانم به من توصیه کردن در این محیط شوخی نکنم
با عرض وحشت


back to top