داستان كوتاه discussion

31 views

Comments Showing 1-14 of 14 (14 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by mohammad (last edited Sep 10, 2008 01:53AM) (new)

mohammad (irani_1313) | 1522 comments از دریچه توالت به آسمان ابری نگاه کردم .
خمیازه کشیدم
گفتم چقدر امروز شبیه دیروز است
کلاغی غار غار کنان گذشت
لبخند زدم.


message 2: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
خيلي كوتاه . زيبا. و موجز بود.
ممنون.


message 3: by dahdash (new)

dahdash من هم خوشم اومد.


message 4: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments با اين قلم
شما حتما استعداد هايكو سرايي هم دارين
امتهان كردين؟


message 5: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1522 comments از لطف همگی تشکر می کنم


message 6: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1522 comments هایکو سرایی قاعده داره ساختار داره که من از همه اینا گریزانم


message 7: by [deleted user] (new)

حالا چرا توالت
از احساسش مي كاهه
ميشد نوشت پنجره


message 8: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1522 comments توالت گفته شد.
چون فکر میکردم با اون چیزهایی که متن می خواد بگه هم آهنگ تره


و اما در مورد ساختار
من هیچ تعصبی ندارم که از ساختار های موجود استفاده نکنم
ولی من میگم برای آدم تشنه آب مهمه نه ظرف آب


message 9: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments منم دوست داشتم خیلی جالب بود


message 10: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments راستی آرزو خانم امتحان نه امنهان


message 11: by Sal (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments منم لذت بردم



message 12: by Sal (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments راستی فرزان جان:
"امتحان نه امتهان" نه "امتحان نه امنهان"


message 13: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments :) من بمیرم حاضر نیستم اون تو خمیازه بکشم.

زیبا بود.


message 14: by [deleted user] (new)

فرزان جان
گربه بودنت
نوعي فلسفه
حيله گريست؟



back to top