داستان كوتاه discussion
داستان كوتاه
>
به رنگ شـهــوت - محمد حسين خوش بيان
date
newest »
newest »
از خودم مي پرسمچه چيز الهام اين نوشته براي نويسنده اش بوده
ديدن يك فيلم
گوشه اي از يك كتاب
اندوهي هر چند كوچك
.
.
داستان كوتاه موفقي بود
چون تمام پيام را رساند
.
.
موفق باشيد
ممنون از داستانتون. اما موضوع داستان جای تامل زیادی داره و انتظار می ره که بیشتر و ظریفتر برسی بشه .درضمن کمی گیج شدم چون هدفی رو که داستان دنبال می کرد نگرفتم و لی در کل اتفاقی رو بیان می کرد. در آخر باید بگم که امید وارم در انتقاد ها و نظراتمون کمی بیشتر به شخصیت همدیگه احترام بذاریم و گروه داستان کوتاه رو به میدانی برای نمایش حاضر جوابیامون و اینکه چند تا شعر بلدیم یا اینکه چقدر می تونیم از نوشته های همدیگه ایراد بگیریم تبدیل نکنیم.من به عنوان یک عضو این گروه به آقای حمید سلطان آبادی که مدیریت این گروه رو به عهده دارن احترام خاصی قائل هستم و دوست ندارم که با بی احترامی یا کلماتی که چنین حسی رو القا می کنه با ایشون صحبت بشه تا ارزش و اعتبار گروه زیر سوال بره.البته هر کس دیگه ای که بجای ایشون بود و این مسولیت رو داشت من ازشون حمایت می کردم.ما وارد عرصه ئ نوشتن و خواندن داستان شدیم که تاثیر گذارترین وسیله در تفکرات افراد جامعه هستش پس باید اول افکار خودمون رو سرو سامان بدیم و خوب فکر کنیم تا بتونیم این تفکر رو با نوشتن در جامعه نشر بدیم.در آخر بازم از موضوع جالبو داستانتون کمال تشکر رو دارم و می گم که قصد جسارت نداشتم و فقط خواستم حسم رو بگم.موفق باشید
خوب بود از اونهايي كه اونجوري كه آدما ميخوان تموم بشه ولي نميشه و بعد به خودشون ميگن " بابا بازم گول خورديم"
مونا خانم مي شه از تركيب سمفوني براي رنگها هم استفاده كرد.
مي شود يك جوري اون رو جزو تركيبهاي شبيه به آشنا زدايي تعبير كرد.
مي شود يك جوري اون رو جزو تركيبهاي شبيه به آشنا زدايي تعبير كرد.





ترس
ايهام
و بكارتي كه ديگر نبود.
خوب بود.
اما چند جمله اضافي كه توضيح جملات قبلترش بود آزارم داد.
موفق باشي.