داستان كوتاه discussion

9 views
گفتگو و بحث > کوتاه درباره نقد ادبی و یک پیشنهاد

Comments Showing 1-4 of 4 (4 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments پیش از آغاز
دیرزمانی بود که در این گروه ننوشته بودم. من هم چون بسیاری آن را می اندازم به گردن گرفتاری خودم و گرفتاری گروه در دام «فیلترینگ»! اما این پدیده هم هر چه باشد شده است:«دست ما کوتاه و خرما برنخیل»! این هم حکایتی است از امروزه ما که:«گشتم نبود، نگرد نیست»! هر اندازه که می شد تماس گرفتم و مراجعه حضوری داشتم ولی انگار قفل این وب سایت به دست دوستان بازشدنی نیست که نیست. من که هرچه زدم به در بسته خورد؛ نشد که نشد. شما هم به آن بکوبید، شاید به دستان شما گشوده شد.


message 2: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments کوتاه درباره نقد
شوربختانه نقد در اندیشه بسیاری از مردم، خوب یا بد گفتن از اثری است. هرچند که بررسی فنی یک اثر هنری، بخشی از نقد است، اما نباید از یاد برد که این تنها بخشی از کار منتقد به شمار می رود. «تحلیل آثار» یکی از مهمترین کارهایی است که شوربختانه در ایران به دست فراموشی سپرده شده و اندک منتقدانی که بر سبکشناسی کار می کرده اند یا از دنیا رفته و یا به دلیل سن بالا دیگر کار نمی کنند.
این ضعف بزرگ که در بیشتر هنر ایران به چشم می خورد، سبب آلودگی نقد هنر ایرانی با تعاریفی است که قابل تعمیم در هنر ایران زمین نیست. به عنوان مثال یکی از هنرهای بزرگ در ایران زمین و بسیاری از کشورهای خاور نزدیک و دور، خوش نویسی است. این هنر در هیچ یک از تعاریف هنر غربی جای نمی گیرد. (می توان گمان برد که دلیل پذیرفته نشدن این هنر در میان هفت هنر غربی آن باشد که پس از سده پانزدهم پس از زایش مسیح و آغاز رنسانس جایگاه خوش نویسی به دلیل پیدایش چاپ از میان رفته باشد.) سفالگری، فرش بافی، میناکاری، خاتم کاری و ... نیز چنین اند.
بهره گرفتن از تعاریف و فلسفه هنر غربی بسیار به پیشرفت هنر در ایران یاری می رساند اما باید دانست که نکته به نکته آن را نمی توان و نباید در هنر ایران زمین گسترش داد. منتقدان باید با دسته بندی آثار هنری خلق شده در ایران، سبک های هنری ویژه همین سرزمین را تبیین کنند؛ همان کار بزرگی را که ملک الشعرا بهار در ادبیات آغاز نمود.
گفتگویی درباره شعر و داستان من را برآن داشت تا پژوهشی را درباره بستگی و گسستگی این دو آغاز کنم. این نوشتار خلاصه ای است از جمعبندی دوره نخستین این پژوهش.


message 3: by Ashkan (last edited Feb 16, 2011 08:26AM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments شعر و داستان - ویژگی های وابسته و گسسته

از آنجاییکه بازگردان آنچه من در این پژوهش بدان دست یافته ام بسیار طولانی خواهد بود، تصمیم گرفتم تا نتیجه آنچه یافته ام را به گونه زیر خلاصه کنم تا خواندن آن ساده و زمان خواندنش کوتاه باشد. به همین دلیل امکان دارد که در استدلال ها کمبودهایی حس شود که امیدوارم با ایرادهای بجای خوانندگان امکان پاسخگویی برای من فراهم آید. با پرسش های زیر تلاش دارم تا نخست نشان دهم که نمی توان به نقد دیگر زبان ها دل بست و باید یک سبکشناسی ویژه برای ادبیات فارسی آورد و دیگر آنکه شعر و داستان در زبان فارسی چگونه است و تا چه اندازه با ادبیات دیگر زبان سنجش پذیر.

پرسش نخستین - تا چه اندازه ای دیدگاه منتقدان غربی در هنر و فلسفه هنر ایرانی امکان بسط و تعمیم می یابد؟
پاسخ را با مانندی بررسی می کنیم. همگان می دانند که هنر ادبی کلاسیک، ریشه فولکلوریک دارد. پس اگر ریشه های ادبی ایران را بتوان تا اندازه ای با نقد منتقدان غربی سازگاری بخشید، می توان امیدوار بود دست کم بخش بنیادین تعاریف آن منتقدان، در ادبیات کلاسیک نیز ممکن باشد.
بررسی کتاب ارزشمندی از یری سیپک {ادبیات فولکلور ایران/ت. محمد اخگری} به سادگی نشان می دهد که جدا کردن ادبیات کلاسیک و فولکلوریک ایران ممکن نیست. شما داستان «خسرو و شیرین» را کلاسیک می دانید یا فولکلور؟ بی گمان باید گفت:«هر دو»!؟ همین پاسخ ساده نشان می دهد که تعاریف بنیادین نقد غربی (از دیدگاه ساختاری نوشته های ادبی) سازگاری با ساختار نوشته های ادبی ایران ندارد.
من برخلاف دیدگاه بزرگان زبان و ادبیات فارسی (چون دکتر شفیعی کدکنی که می اندیشند در گام نخست برای پویش به سوی پدیداری سبکشناسی منحصر به فرد باید تلاش کرد تا مفاهیم موجود را در ادبیات فارسی تعمیم داد {ر.ک. انواع ادبی و شعر فارسی/دکتر شفیعی کدکنی}) باید روش پدیداری سبکشناسی را از دیگران آموخت و سپس این روش را (نه انواع ادبی شناخته شده در دیگر زبان ها را) در ادبیات ایران (و چه بسا هنر ایران زمین) گسترش داد. نباید از یاد برد که باید از اشتراک های موجود هم بیشترین بهره را برد. به عنوان مثال اشتراکی که میان تعریف داستان در زبان فارسی و دیگر زبان ها وجود دارد.

دومین پرسش - سبکشناسی ادبی چگونه علمی است؟
به سادگی می توان دریافت که سبکشناسی ادبی نتیجه تولیدات ادبی است. پس از آنکه مدتی از پیدایش یک شیوه نوشتاری گذشت، منتقدان می توانند (و باید) نوشته های مشابه را (مشابهت، تعریف آکادمیک و مشخصی دارد) دسته بندی و هر گروه را نامگذاری کنند. نتیجه این کار سبکشناسی خواهد بود.

سومین پرسش - آیا می توان شعر را در برابر داستان و داستان را در برابر شعر سنجید؟
من باور دارم که این دو در بیشتر موارد در ادبیات اروپاییان از یکدیگر جدا هستند. با توجه به این عمومیت و وجود چند استثنا مانند «کمدی الهی» و یا نوشته های شکسپیر می توان به طور کلی گفت که خاصیت شعری و داستانی از یکدیگر تفکیک شده اند. اما در ادبیات فارسی چنین نیست. تفاوت میان داستان و شعر پیچیدگی بسیاری دارد. از نظر ادبی شاهنامه شعر است یا داستان؟
این پرسش گاهی نیز در شعر معاصر پیش می آید. «شاهزاده شهر سنگستان» از مهدی اخوان ثالث نمونه ای از آن است. شعر است یا داستان؟
بنابراین نمی توان شعر را در برابر داستان سنجید. یک شعر ممکن است داستان باشد و یا داستانی (نه روایتی) به شعر گفته شود.

چهارمین پرسش - داستان چیست؟
من با بهره جستن از برخی تعاریف منتقدان غربی و بررسی شاخه های داستانی (چه کلاسیک و چه نو) در ادبیات فارسی به این تعریف رسیده ام:
داستان، روایتی است واقعی یا تخیلی که بر اساس آخشیج های داستانی (عناصر داستان) از جمله شخصیت پردازی، فضاسازی و ... به گفتار و یا نوشتار درمی آید و بر اساس بلندی گفتار و یا نوشتار به سه دسته بخش می گردد:
1. داستان بلند (برابر با رمان در ادبیات غربی) مانند شاهنامه فردوسی، خسرو و شیرین نظامی در ادبیات کلاسیک و کلیدر از دولت آبادی در ادبیات موج نو
2. داستان کوتاه (برابر با شورت استوری) مانند مثنوی معنوی مولانا جلال الدین در ادبیات کلاسیک و نوشته های بسیاری چون هدایت، جمالزاده، چوبک و ... در ادبیات موج نو
3. خُرد داستان (برابر با مینیمال) مانند گلستان سعدی، رساله دلگشا عبید زاکانی، رباعیات خیام در ادبیات کلاسیک و کاریکلماتور پرویز شاپور در ادبیات موج نو

پرسشی جانبی - آیا مینیمال و مینیمالیزم پدیده ای وارداتی به شمار می رود؟
بی شک چنین نیست. در میانه سده بیستم میلادی چنین تعریفی در چهارچوب موسیقی در غرب شکل گرفت که پس از مدتی به فلسفه ای در هنر تبدیل شد و بسط پیدا کرد. حال آنکه همین ویژگی دست کم در ایران به پانزده سده پیش باز می گردد. چه در موسیقی و چه در ادبیات باستانی. شوربختانه ما جای آنکه بگوییم که بسیاری از آنچه دیگران تنها تحلیل کرده اند سالیان سال پیش پدید آورده ایم، تنها از آنها می پذیریم.


message 4: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments پیشنهاد در سبکشناسی داستانی در ادبیات ایران زمین
پیشنهاد می شود در برخورد با یک نوشتار نخست جنبه روایت آن مورد بررسی قرار گیرد. سپس باید دید تا آخشیج های داستانی در آنها استفاده شده است یا خیر. سپس بلندی داستان مورد بررسی قرار گیرد و در آخر زبان داستانی که آیا به زبان شعر است یا خیر.
پس از آنکه دیده شد که نوشته ای در چهارچوب داستانی قرار می گیرد می توان به درونمایه پرداخت.

تهران - بهمن ماه 1389


back to top