داستان كوتاه discussion

34 views
داستان كوتاه > شستمش، روزنامه پهن کن!ه

Comments Showing 1-7 of 7 (7 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Mahsa (new)

Mahsa | 22 comments "شستمش، روزنامه پهن کن"

می رسم خونه. هوا سرده. همه ی پنجره ها بازن. مبلا وسط خونه هستن. پرده ها کنار رفتن. لباسمو عوض می کنم. مامان تو حیاط داره فرش می شوره. می خوام برم تو اتاق؛ مامان میگه "فرشو شستم، روزنامه پهن کن".
تلویزیون روشن نمیشه. حتما سیم تو پریز نیست، حالا هم بهش نمی رسه. بابا جابجاش کرده. خاله اینا صبح رفتن. می دونستم مامان قراره خونه رو بریزه. کاری که از دستم برنمیاد؛ بخوابم سنگین ترم. ولو می شم تو رختخواب. لحاف سرده.

ساعت 2 بعد از ظهره. فکر کنم فقط یه ربع خواب بودم. گرسنمه. همه روزه هستن جز من. مامان میگه برم لوبیا پلوی دیشبو بخورم. یادم میاد که شور بود. می گذارمش گرم بشه. اما نمی دونم چرا همه چیز سرده. حتی شعله ی گاز. غذا هم گرم نشده. لوبیا پلویِ نیمه سردِ شورِ پر دارچینو تموم می کنم. سیر ِ سیرم و تشنه ی تشنه.
حالا چی کار کنم. مامان و بابا هنوز دارن تو حیاط فرش می شورن. مریم میگه یه کتاب بردارم سر جام بخونم. بد نیست. تلویزیون جلوی کتابخونست. درش باز نمیشه. ولی به زور کتاب "صفر" رو در می آرم. شروع می کنم.
گوشه ی صفحه پنجاهو تا می کنم. خوابم می بره.

آخیش موقع افطار شد. امروز سه شیفت خوابیدم. مامان میگه برم سفره رو ببرم.
- سفره نیست.
- "شستمش، روزنامه پهن کن. خرما رو هم ببر"
خرما رو برمی دارم و 7،8 تا می گذارم تو ظرف. مامان از دستم می گیرتشون و با آب سماور آبشون می کِشه.
افطار می کنیم.
باید به جای تلویزیون روزنامه پهن کنم.
. انگار همه چیز یه کم نَمه. می خوام کامپیوترو روشن کنم؛ دوشاخه تو پریز نیست. پریزم نَمه.

من تو بیمارستانم و هنوز زنده.



message 2: by M.H.R (new)

M.H.R (mhrr) | 313 comments جالب بود. مخصوصا ضربه آخرش.


message 3: by Nazanin (new)

Nazanin toobaee | 3 comments khosham oomad mer30


message 4: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments حالا حالت خوبه ؟


message 5: by Mahsa (new)

Mahsa | 22 comments هوالحق
سلام. مرسی و بله حالمم خوبه . ولی نکته اینجاست که خوب نوشتن وظیفه است.
قسمتهای بد رو بگید تا اصلاح بشه.
متشکرم


message 6: by Matin (new)

Matin ahmadi (nhka) | 12 comments خوب نوشته شده ولی نمی تونه در قالب داستان بگنجه رجوع شود به عناصر داستان جمال میر صادقی


message 7: by Mahsa (new)

Mahsa | 22 comments ممنون میشم اگر خودتون بگید چرا داستان نبود
اینجوری بحث ایجاد میشه و این خیلی خوبه


back to top