داستان كوتاه discussion

23 views
فال سیاه/امین

Comments Showing 1-6 of 6 (6 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Amin (last edited Nov 18, 2010 01:00AM) (new)

Amin (gharibehichestan) | 266 comments خط افق چشمانت را که دنبال کردم
تازه متوجه شدم که راست میگفتی
دیگر نگاهت دنبال من نبود
تو نگاهت مساحت آسمان را هاشور میزد و من در محیط زمین اسیر بودم
...
تو می نوشتی
از مرد
مردمان
از آزادی
و دلگیر بودنت از آسمان
که جوانه ها را به رگبار بسته بود
و من
که قهوه ای تلخ نگاهت را بی شکر لبخندت مینوشیدم
وهراسان فالم بودم
وقتی طرح صورتت در خیسی چشمانم
تار
و
تار
و
تار تر میشد

...
نوشتی و نوشتی
تا یک روز بردنت
...
اینجا هنوز جوانه می زنند
و من که حتی با هجوم حجم مرگ تو
هنوز در محیط زمین اسیرم


message 2: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments من در این کار یک جهش حس می کنم در مقایسه با کارهای پیشین. پیروز باشی


message 3: by Amin (new)

Amin (gharibehichestan) | 266 comments ممنون از حضورت اشکان
سخنت باعث دلگرمی من شد ممنون


message 4: by Naghmeh (new)

Naghmeh هنوز آزادی آرزویست که در دل جوانه میزند
هر صبح و با هر نبض دل و با هر پلک چشم
جوانه میزند
ارزوی
مرگ

زیباست
:-D


message 5: by Amin (new)

Amin (gharibehichestan) | 266 comments Naghme wrote: "هنوز آزادی آرزویست که در دل جوانه میزند
هر صبح و با هر نبض دل و با هر پلک چشم
جوانه میزند
ارزوی
مرگ

زیباست
:-D"


ممنون از حضورتان


طيبه تيموري | 659 comments درود امین گرامی

من بازیهای زیبایی در واژگانت دیدم

اما کارت می توانست موجز تر باشد

در هر صورت لذت بردم
موفق باشی


back to top