داستان كوتاه discussion

9 views
رسوایی / مهدی بهروزی

Comments Showing 1-3 of 3 (3 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
پاریس
ای پاریس افسار گسیخته من
پاریس رویایی
اتفاق قهقهه مستانه ات
تلنگر اغوا گریت
اغوا
اغوا
اغوا
تو پاریس شبهای منی
من باستیل روزهای تو
از شانزلیزه چشمهایت که می گویم
داغ
آبستن
داغ
آبستن شهوت می شوم
ایفل تنت
یادواره هنر مدرن
معماری عصر صنعت
تا هم آغوشی لادفانس
شعر و شراب و شهوت
تجارت عظیم تن با تن
و من با تن
غریزه با عقیده
زیر گیوتین لوئی شانزدهم
نه
ماری آنتوانت نباش
درگیرم نکن که میان تو
میان تو
تو
با تو
با آزادی
که آزادی
انتخاب کنم
که آزادم
آزادی!
که تو حس شهوت آلود پاریسی
و گرم می شوی
می لغزی
فوران می کنی
رود سن از تو جاری می شود
دامنت رنگ گلهای بهاری می گیرد
و من مسخر محافظه کاری ها
تو مارشال پتن
نه
نه
اصلا خود شارل دوگلی
بیا
بیا در سوربن آغوشت
گاهی
فقط گاهی
آدم
که نه
آدمیت را بیاموزانم.

اصفهان
25/8/89


message 2: by پيمان (last edited Nov 16, 2010 06:47AM) (new)

پيمان (phajimohammadi) | 39 comments بیا
بیا در سوربن آغوشت
گاهی
فقط گاهی
آدم
که نه
آدمیت را بیاموزانم

بي نهايت لذت بردم
واقعا ممنون
اگر اجازه بديد اين شعر رو با نام خودتون توي وبلاگم قرار بدم.


message 3: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
خوشحالم که لذت بردید.
خواهش می کنم.


back to top