داستان كوتاه discussion

26 views
ای آسمان

Comments Showing 1-14 of 14 (14 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Ashkan (last edited Sep 29, 2010 12:14AM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments ای آسِمان، ای آسِمان! چون تو منم آتشفشان
چون تو شوم سُرخینه روی، آنگه که خور گردد نهان

این سرخی دامان توست، وز شهوت پنهان توست
از لطف بی پایان توست چون تو بگردیدم دَمان

زین شهوتت رویت سیاه، تا ماه تو آید به راه
چون من شبی با این گناه، خوش زی که سرآید زمان

دردا! که شب پایان تو راست، چون زندگی کو مرگ راست!
وصل تو از این غم نکاست، تا بود و باشد این جهان

این ژاله ها وقت سحر، از صبح می آرد خبر
چون چشم من، رویِ تو تَر، بگذشته شب ای آسِمان


message 2: by Ashkan (last edited Sep 29, 2010 12:11AM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments گفته ای کوتاه درباره این نوشته: ‏
امروز که سفر دیگرباره خورشید و رسیدن شب را می نگریستم به خود گفتم که تا چه اندازه آسمان، از زمان بدرود خورشید تا بازگشتش، مانند من است. در خوروران (غروب) سرخ می شود و انگار از شهوتی است بی اندازه چون ماهش به بالینش خواهد آمد. این گناه شهوت آلود روی آسمان را تیره می کند اما شبی را با ماهش هم بالین است در گناه تا اینکه زمان بدرود ماه می رسد و ژاله (شبنم) بر روی گونه های آسمان می لغزد و بر زمین می ریزد که این گردش بوده است و خواهد بود. ‏

با رنج جسمانی بسیار - 28 سپتامبر سن کارلس


Nader - نادر وصل تو از این غم نکاست، تا بود و باشد این جهان

درد هجر با وصل زمانمند قرار نگیرد
ژاله ی زلال این حکایت بهتر داند

وصف الحال زیبایی ست


message 4: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments سپاسگزارم نادر گرامی


message 5: by Ashkan (last edited Oct 05, 2010 10:02PM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments به این وزن می گویند بحر رجز از حلقه موتلفه یا مجتلبه زائده مزاحفه(حلقه نخست) ‏و این شعر در رجز مثمن گفته شده است که در هر مصراع هشت مستفعلن داریم که متقارن آورده شوند. ‏ مانند شعرهای زیر از مولوی: ‏
ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر
تا سینه‌ها روشن شود افزون شود نور نظر

و یا
آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگر
برریز جامی بر سرش ای ساقی همچون شکر

برای زیباتر شدن آهنگ شعر در بسیاری از جای ها از قافیه در پایان مستفعلن در تکرار زوج آن، استفاده شده است. ‏بنابراین قالب همان غزل پنج بیتی محسوب می شود. ‏نمونه ای از آن را در شعر مولوی نقل کرده ام: ‏

مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار
رخ فرخ خود را مپوشان به یکی بار

{باید توجه داشت که وزن موجود با اوزان پیشین متفاوت است و وزن آن مفاعیل، مفاعیل، مفاعیل، فعولن یعنی هزج مثمن مکفوف محذوف است. مکفوف از آن جهت است که مفاعیل آمده (کور!) و محذوف از آن بابت که رکن چهارم عروض که مفاعیل است، حذف شده و فعولن جای آن آمده است.} ‏

نمی دانم توانستم به روشنی پاسخ دهم یا خیر. سپاسگزارم که زمان گذاشتی و این نوشته را خواندی. ‏


message 6: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments حالا چرا رنج جسمانی بسیار ؟
چی شده مریض شدی پسر جان ؟
شعرت را دوست داشتم خیلی زیاد کی بر می گردی ؟


message 7: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments شما اونا رو ول کن! شعر رو بچسب. سپاس فراوان فرزان!؟
;)


message 8: by elham (new)

elham (laaalaaammm) | 90 comments از رعایت وزن وفن شعر بیشتر از محتواش خوشم اومد


message 9: by elham (new)

elham (laaalaaammm) | 90 comments البته توضیح بعد از شعر خیلی خوب بود
من احساس می کنم تاریخ انقضا این نوع شعر گفتن گذشته و اگر این محتوا در شعر نو گنجانده بشه جذاب تره البته این فقط نظر شخصی و سلیقه ی منه


message 10: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments سپاس فراوان الهام گرامی. ‏


message 11: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments من با شما موافق نیستم. آهنگ کلام در این شعر برایم بسیار مهم بود و نیاز داشتم تا شورانگیزی را به خواننده منتقل کنم کاری که در شعر نو از دست من بر نمی آمد. ‏


message 12: by Baran54 (new)

Baran54 | 20 comments عمیقا دوستش داشتم و بر دلم نشست. اولین بار بود که تلقی اینگونه از آسمان می شنیدم.عجیب کائنات آیینه یکدیگر میشوند ! سپاس


message 13: by Baran54 (new)

Baran54 | 20 comments مرا یاد غزلیات شمس انداخت.


message 14: by Ashkan (last edited Oct 08, 2010 01:35PM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments وزن را از مولوی وام گرفتم. سپاسگزارم که این نوشته را خواندی


back to top