عکاس خونه discussion

22 views
عکسهای متفرقه > Keith Lancaster- یک چشم انداز آلوده از ساحل۰

Comments Showing 1-11 of 11 (11 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Nader - نادر (last edited Sep 16, 2010 07:28AM) (new)

Nader - نادر | 11 comments


چشم انداز آلوده ی ساحل

A Tainted View of the Seaside

عکاس: کیت لانکاستر Keith Lancaster

دوربین: نیکون دی ۳۰۰

کیت می گوید: من عاشق زوایای دیگرم۰ به جستجوی خلاقیت در خویش نگاهم را کمی آنسوتر یا اینسوتر میکشانم۰ کمی جلوتر یا عقب تر۰ چند درجه ورای راست یا کمی بیشتر به چپ۰
در پی چارچوبی متفاوتم۰ نورهای دیگرگونه و البته لمس و حضور آدم‌ها نیز۰

*
یک چشم انداز آلوده از ساحل۰ نمایش یک کمپوزیسیون والا و به غایت زیبا۰ رنگ‌های چشمگیر در پرسپکتیوی بی همتا همچون آب رنگی ون گوگی یا تداعی فضای مرگ در ونیز ویسکونتی۰ تفکیک فضای عکاس (مخاطب) از فضای پسزمینه و تقسیم آن در قاب های شیشه‌ای که هریک داستان دیگری با خود دارد۰
انتخاب عنوان مناسب جهت تأمل بیشتر ‌مخاطب۰

*


message 2: by Parva (last edited Sep 16, 2010 05:41AM) (new)

Parva Rostami | 51 comments ممنون نادر گرامی به خاطر این عکس بی نظیرو زیبا
و ممنون به خاطر توضیحات کامل و خوبی که همراه عکس بود



فقط یک سوال:قسمت دوم توضیحات نظر شخصی شماست ویا ادامه ی توضیحات قسمت اول است؟

شاد باشید


message 3: by Mina (new)

Mina | 209 comments Mod
ممنون نادر جان
واقعا از اون چارچوب های کاملا متفاوت بود
ازش لذت بردم


Nader - نادر | 11 comments دوستان مهربانم

تجربه ی چارچوب ها از نگاه جستجوگر دگراندیشان چارچوب های خودمان را وسعت و ژرفای بیشتری میبخشد۰
*
درست است پروای عزیز آن بخش نظر شخصی خودم است
*
از توجه شما خوشحال شدم


message 5: by Parva (new)

Parva Rostami | 51 comments نادر گرامی فقط سوالی در این باره داشتم
شما گفته بودید:"آبرنگی ونگوگی.."آیا ونگوگ آثار آبرنگی با این شهرت دارد که بتوان در زمینه ی توصیف از این اصطلاح استفاده کرد؟
البته ببخشید که من اینطور می پرسم چون واقعا کنجکاو شدم

بازهم ممنون

موفق باشید


Nader - نادر | 11 comments پروا گرامی
نه. ونگوگ اثری با این نام ندارد۰ منظور من تشبیه فضا و به ویژه رنگ ها در این تصویر با آثار ون گوگ است۰
از ۱۵۰ آبرنگی که از او باقیست بسیاری با رنگهای آبی و بژ تا خاکستری نقش شده که با دیدن این تصویر همان فضا و رنگ ها برایم تداعی شد۰
در آدرس زیر این آثار با مشخصات آورده شده۰
این فقط یک تداعی و تشبیه آزاد و شخصی است۰

http://www.vangoghgallery.com/waterco...

سپاس از توجه دقیق شما


message 7: by Ahmad (last edited Sep 17, 2010 09:39PM) (new)

Ahmad Sharabiani (sharabiani) | 1 comments سلام، دیدن های نادر به نظرم نوعی سرایش شعر از جنس تصویر است. عکس های بیشتر عکاسان حرفه ای کشور را دیده ام بسیاری را تحسین کرده ام، یا لااقل خریده ام. گاه فقط نگاهی انداخته ام و لبخندی روانه کرده، آن ها را که خریده ام یا هدیه گرفته از دوستی هنرمند، همه را در قفسه های کتابخانه چیده ام، در بالاترین قفسه تا خاک بخورند. حتی دایرة المعارفی دارم بیست جلدی از عکس و عکاسی، عکاس نیستم اما. دیدن را و نحوه ی دیدن را در آن کتاب ها گاه دنبال می کنم، عکس های بی نظیری در آن دایرة المعارف هست، هرچند نسخهء ام به روز نیست مثل خودم کهنه است و مربوط است به عهد شاوزوزک. اما عکس های خوبی دارد برای دیدن. خوب این مقدمه و حالا حرف اصلی ام. مجموعهء قبلی نادر را که از بازار طجرشت یا همان تجریش امروزی بود، دیدم. ناخود آگاه خواستم، آنها را داشته باشم، تا دوباره ببینم، اول نمی دانستم چرا؟ امروز که این تصویر را دیدم، متوجه شدم. تاکنون بی اغراق، در هیچ عکسی، حضور عکاس اش را ندیده ام، و حالا می بینم. با دیدن چند عکس از آثار دوست هنرمندم نادر گرامی این فکر به ذهنم رسید. از این پس، هرجا عکس دیگری از آثار ایشان ببینم، انگار که امضای ایشان پای عکس باشد، خواهم شناخت. تصویر چهرهء نادر، هنرمند گرامی و عزیز را خواهم دید. انگار خودش هم در کادر همهء عکس هایش حضوری دائمی دارد. این خیلی کمیاب و شاید نایاب باشد. مقدمهء داستان هایش نیز چنین اند، خواستم بدانید که همیشه خواهید ماند تا ابد. سربلند، پیروز، شاد و برفراز بمانید و برانید اسب خیال خویش. با عرض احترام ا. شربیانی


message 8: by Parva (new)

Parva Rostami | 51 comments ممنون نادر گرامی
منظورمن هم وجود اثری با این نام نبود
و کنجکاو بودم بدانم که آیا آثاری که ونگوگ با آبرنگ خلق کرده تا این حد برجسته هستند که به آن اشاره کرده اید.ممنون از اینکه لینک آثار را در اینجا اضافه کردید


message 9: by Parva (new)

Parva Rostami | 51 comments نادر گرامی
از آنجایی که شهرت ونگوگ به خاطر آثار رنگ روغن اوست، این سوال در ذهن من مطرح شد.با رجوع به لینک خوبی که ارائه داده بودید.متوجه شدم که اکثر آثاری که در دسته بندی جزو آثار آبرنگی قرار گرفته اند، آثار تک رنگ وبا تکنیک قلم مو و آب مرکب هستند.وآثاری که در واقع آبرنگ هستند کمتر از 20نقاشی می باشند که در حدود نیمی از آنها از رنگ های شارپ استفاده شده و در مابقی نقاش از خاکستری های رنگی استفاده کرده است.و متوجه شدم که در همان آثار انگشت شمار آبرنگی که دارای رنگهای شارپ هستند نقاش از یک آبی غالب استفاده کرده است.اما بر این باورم که حضور رنگ در آثار رنگ روغنی ونگوگ آنچنان مشهود است که مجالی به این آثار محدود نمیدهد.ونگوگ نقاشی بود که بی پروا از رنگ استفاده می کردوجسارت در رنگ گذاری مشخصه ی کارهای اوست و آن طور که من از دیدن کارهای آبرنگی او متوجه شدم، او گاه گاه و فقط از سر تفنن ابزار کار خویش را تغییر میداده و نقشی بر کاغذ میزده است.

بازهم به خاطر این یاد آوری سپاسگذارم


message 10: by Nader - نادر (new)

Nader - نادر | 11 comments *

آشنا با درد من

دوست بزرگوار استاد شربیانی

در شورزار تحصیلی و عطش دانستن همیشه در پی تعریفی برای نگارگری و به طبع عکاسی بودم تعریفی شخصی برای دلم
تا اینکه به شعر زنده یاد سهراب برخوردم: به تماشا سوگند

به تماشا سوگند
و به آغاز کلام
و به پرواز کبوتر از ذهن
واژه ای در قفس است.

حرف هایم، مثل یک تکه چمن روشن بود.
من به آنان گفتم:
آفتابی لب درگاه شماست
که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد.

و به آنان گفتم:
سنگ آرایش کوهستان نیست
همچنانی که فلز، زیوری نیست به اندام کلنگ.
در کف ت زمین گوهر ناپیدایی است
که رسولان همه از تابش آن خیره شدند.
پی گوهر باشید.
لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید.

و من آنان را، به صدای قدم پیک بشارت دادم
و به نزدیکی روز، و به افزایش رنگ.
به طنین گل سرخ، پشت پرچین سخن های درشت.

و به آنان گفتم:
هر که در حافظه چوب ببیند باغی
صورتش در وزش بیشه شور ابدی خواهد ماند.
هر که با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود.
آنکه نور از سر انگشت زمان برچیند
می گشاید گره پنجره ها را با آه.

زیر بیدی بودیم.
برگی از شاخه بالای سرم چیدم، گفتم:
چشم را باز کنید، آیتی بهتر از این می خواهید؟
می شنیدم که به هم می گفتند:
سحر می داند، سحر!

سر هر کوه رسولی دیدند
ابر انکار به دوش آوردند.
باد را نازل کردیم
تا کلاه از سرشان بردارد.
خانه هاشان پر داوودی بود،
چشمشان را بستیم.
دستشان را نرساندیم به سرشاخه هوش.
جیبشان را پر عادت کردیم.
خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم.
۰۰۰
و آنجا به تعریف دلنشین شاعر و عارفی که نقاش خوبی هم بود, برخوردم

۰۰۰
هر که در حافظه ی چوب ببیند باغی
صورتش در وزش بیشه شور ابدی خواهد ماند.
۰۰۰
آنکه نور از سر انگشت زمان برچیند
می گشاید گره پنجره ها را با آه.
۰۰۰
و برایم این پرسش پیش آمد آیا براستی من هم از آنانی هستم که او می گوید؟
۰۰۰
چشمشان را بستیم.
دستشان را نرساندیم به سرشاخه هوش.
جیبشان را پر عادت کردیم.
خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم.

از آن پس در نگارگری و عکاسی همیشه آنجایی که لحظه‌ها به چراگاه رسالت رفته‌ و به افزایش رنگ درآمده به نوری از سر انگشت زمان برخوردم که برایم جای تأمل و تفکر داشته و دارد۰

*
ممنونم از الطاف شما
شاد باشید۰


message 11: by Naghmeh (last edited Nov 28, 2010 12:54AM) (new)

Naghmeh | 24 comments !عجب عکسی
الوده ی زیبایست
و انتخاب آن زیباتر
:-D


back to top