داستان كوتاه discussion

46 views
داستان كوتاه > پدر همکلاسی ام (2) - یک داستان خیلی کوتاه

Comments Showing 1-8 of 8 (8 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Nader - نادر (last edited Sep 04, 2010 03:03PM) (new)

Nader - نادر یک خیال طنزآلوده ی تلخ، که پرداخت خوبی دارد اما اگر من بودم در مورد قلب کمی جدی تر مینوشتم۰
در کل برایم قابل تأمل است۰
باز هم از این کارها بکنید۰
برقرار باشی۰


message 2: by Amin (new)

Amin (gharibehichestan) | 266 comments کاری بس تفکر برانگیز

باز هم بنویسید


message 3: by Tj (new)

Tj | 3 comments بد نبود، ولی کاش تو طبقه بندی داستان نمی گذاشتنش مدیران سایت.


message 4: by لیلا (new)

لیلا (leila_shoghi2000) | 71 comments سلام ...چه تلخی پشت تک تک واجه ها پنهان بود . برخلاف نسخه 1 .


message 5: by Alireza (new)

Alireza Azizian (alirezaaziziyan) | 145 comments این داستانا خیلی باحالن


Amir  reza(mohammad) | 79 comments تکه های آدمای که هر روز می خوریمشون

خوب بود مرد!


message 7: by Mojtaba (new)

Mojtaba Heydari | 35 comments یه داستان مینیمال کافکایی، کار خوبی بود.
یکمی منو یاد اشعار زیبای اکبر اکسیر انداخت. طنز و تلخی و صراحتش.


message 8: by elham (new)

elham (laaalaaammm) | 90 comments جالب بود دوستش داشتم
یاد نوشته های شل سیلوراستاین افتادم


back to top