داستان كوتاه discussion

20 views
نوشته هاي كوتاه > بدون فرصت خداحافظی

Comments Showing 1-3 of 3 (3 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments ساکش را پشت سرش می کشید و می دونست که به این زودی ها بر نمی گرده و من داشتم دنبالش می دویدم و اسمش را صدا می زدم . در یک لحظه ایستاد و به طرفم برگشت و منو دید که عین یک بچه ای که مامانش ترکش کرده دارم گریه می کنم . داشتم به صدای بلند بهش اتماس می کردم نرو . او تنها دستی به حالت نظامی برام تکون داد و یک نیمه تعظیم کرد از خط مسافران پرواز خارجی گذشت و من فرصتی پیدا نکردم که ازش خداحافظی کنم .‏
-----------------------------------------------------
تقدیم به دوستی که رفت و من هیچ وقت نمی تونم اون را از خاطراتم پاک کنم


message 2: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments جایش سبز


message 3: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments ممنون که خوندی
اشکان عزیز


back to top