داستان كوتاه discussion

21 views
باد پاییزی توچال

Comments Showing 1-4 of 4 (4 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments به دوستی که باز نخواهم دیدش


message 2: by Ashkan (last edited Sep 02, 2010 06:49AM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments باد پاییزی توچال
که زدوده است سالها، گرمای مهر تابستان
و برایم آوَرَد مهر پاییزی را هرسال،
امسال زودهنگام وزیدن گرفت.
چون خورشید، آهنگ وداع روز دیگر می گفت،
و دامان البرز خون گشته بودش باز از این «بدرودِ» هرروزه!
آوای خنک پاییزی به راز افسونم می کرد: «هو!
او باز خواهد رفت
و باز نم چشمانت به بدرقه خواهد آمد.
تو میان دو فراز از هستی
باز تنها می شوی؛ هو!»

خوروَری دلگیر در دامان توچال
شهریور ماه 1389


message 3: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1252 comments خیلی متاثر می شوم
وقتی شعری چکیده ء غم کسی می شود که لایق شادی بود
اما
شادی نبود که آدمی را تراش داد
این غم بود که همانقدر که شعری ساخت
انسانی را والا و دنیادیده کرد
اشکان گرامی..
قلم زیبای شما ستودنی ست
و من شعری را که خیلی عزیز می دارمش
تقدیم به خاطره غمگین شما
که همچون باد پاییزی زود رسیده است
می نمایم...
.
.
گمان می کنم بدانم این جنگل کیست
هرچند خانه اش در ده است
اما مرا نخواهید دید که در اینجا ایستاده ام
و جنگلش را که از برف انباشته است تماشا می کنم
اسب کوچکم باید حیرت کرده باشد
که چرا در این ظلما نی ترین غروب سال
اینجا بین جنگل و دریاچه ء یخ زده ایستاده ایم
بدون اینکه در این حوالی حتی کلبه ای باشد.
زنگوله های گردنش را تکان می دهد
تا بفهماند که آیا اشتباه نکرده ای
صدای دیگر تنها وزش بادی ملایم
و سقوط برفدانه هاست.

جنگل دوست داشتنی ظلمانی و عمیق است
اما من تعهداتی دارم که باید انجامش دهم
و فرسسنگ ها راه را پیش از آنکه به خواب فرو روم بپیمایم
و فرسنگ ها راه را پیش از آنکه به خواب فرو روم بپیمایم.
.
.
.
راهتان روشن


message 4: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments آرزو گرامی سپاس فراوان از این شعر زیبا از رابرت فراست و همچنین همراهیت. پیروز باشی


back to top