داستان كوتاه discussion

35 views

Comments Showing 1-7 of 7 (7 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
آن مان نمانا تو تو اسکاچی آنی مانی هوپ
.
دست راستت که بر سینه ام نشست
تمام وسطی های دنیا را باختم
من گرگ شدم یا تو ؟
درست یادم نیست
ولی از آن بعد همه جا از پس ات دویدم
هیچ کجا نبودی
نه در خرابه های تخت جمشید
نه در ارگ بم
تمام اروپای شرقی را وجب وجب گشتم
نبودی
نیستی
گاهی صدایی از واشنگتون می آمد
آن هم تو نبودی
هیچ کجا نبودی
هیچ کجا
الا خاطرات دور و دراز کودکی ام
پس پناه می برم به دامان هفت سالگی ام
هفت سالگی ات
با خرمن موهایت به رنگ آفتاب
با درخشش چشمانم به رنگ عسل
دست در دست
قاب عکسی می شویم زیبا
بر دیوار خانه زنی نازا


طيبه تيموري | 659 comments بهزاد گرامی

درود بخاطر اینهمه احساس زیبا
دلتنگم کردی
حس کردم عکسی هستم
بدون همراه
در هیچ کجا


message 3: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments دو جمله آخر فوق العاده بود. خوشحالم که باز می بینمت بهزاد. پاینده باشی


Nader - نادر هرچه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم از آن

گرچه تفسیر زبان روشنگر است
لیک عشق بی زبان روشن تر است

همیشه عاشق باشی۰


message 5: by Sal (new)

Sal (rezaeinasab) | 1919 comments من گرگ شدم يا تو ؟


خيلي خوب بود


(setareh).ساینا ستاره (sainaahmadigmailcom) | 108 comments منتظرم
که با پاشنه های بلندش بیاید و
زیر بگیرد رگ های در محاصره ام را
تو که می دانی
من از مرگ های دسته جمعی خوشم می آید
بیاد دور میز بنشینیم
یا روی همین تخت
تو از رگبار بوسه هایت بگو
من از قفل هایی
که از گردنم
آویزان است
درها را باز بگذار
خون رنگ و رو رفته ام را بشور
از چاقویت
دوباره آویزان شو
به موهایم
و از رد ناخن هایت
برسانم به اتاقی سه در چهار
در اولین خیابان دی ماه
برای من که اجاره ی قبرهایم عقب افتاده
زندگی در زمستان
آسان نیست
...!!!

به دل نشست...
عالی بود
..


message 7: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
ممنون از همه دوستان


back to top