داستان كوتاه discussion

20 views
گفتگو و بحث > ردیابی اساطیر شرق در ادبیات داستانی غرب ـ پژوهش و ترجمه

Comments Showing 1-3 of 3 (3 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Nader - نادر (last edited Aug 17, 2010 01:05AM) (new)

Nader - نادر ***


در گذر زمان های از دست رفته پژوهشی در زمینه ردیابی اساطیر شرق در ادبیات غرب داشتم که حیطه ای بسیار وسیع در ادبیات تحقیقی بشمار می آید و چند مقالی را در این زمینه به انجام رسانیدم که بی مناسبت نمی بینم خلاصه ای از یکی از آن را در اینجا جهت آشنایی برای علاقه مندان در این پهنه، بیاورم۰

***

ردیابی اساطیر شرق در ادبیات داستانی غرب


اسطوره ی آگارتا و شهر سحرآمیز شامبهالا در ادبیات محرمانه (متن کوتاه شده)۰



ــ به حق که منظره ای عجیب و باورناکردنی بود۰ گله ای از بوزینه ها، گویی بر بوم نقاشی، رنگ به رنگ، در دامنه ی کوهستان صعود میکردند، همچون گلبرگ هایی بر صخره ای سنگی۰ باشکوه و بی نظیر۰ احساسی والا نگاه را از شیرآبی رنگ بام ها به قلعه ی مستحکم خاکستری در سوی دیگر میکشانید۰۰۰ و از پی آن به نقش سپید برفها بر اهرام تابناک کوهستانها۰ ــ

رمان ماجراجویانه ی <<افق گمشده>> اثر جیمز هیلتون که در سال ۱۹۳۳ منتشر گردید، چنین آغازی دارد۰ جایی در آنسوی هیمالایا دیری لامایی وجود دارد که راهبان آن همراه با برادران دهکده ی پایین دست خود، جامعه ای بهشتی را تشکل میبخشند۰ این مردمان در یک بودگی و یگانگی زیسته و گوش به فرمان تواضع و قناعت سپرده اند و در آنسوی معمول عمر بشری هنوز هم زندگی میکنند و توانایی ها و فضائلی فرابشری دارند۰ وظیفه ی اصلی آنان نگاهداری و حفظ فرهنگ بشری است۰ آنان موظفند تمامی میراث فرهنگی بشر را در مقابل وحشیگری ها و خطراتی که هر روز و هر لحظه دنیای بشر میرا و زندگی سه پنجی اش را تهدید به نیستی و نابودی میکند، حفظ و حمایت کنند۰
وظیفه ای که شاید میراث فرهنگی بسیاری از تمدنهای از بین رفته را نجات داده و محفوظ داشته است۰
آنچه در بالا آمد معرفی کوتاهی از افق گمشده بود که کنجکاوی نسلهای بسیار از کتابخوان ها به ویژه در میان جوامع غربی را بخود جلب کرد و میلیونها نسخه از آن به زبانهای مختلف منتشر گردید۰
موضوع این داستان فقط تخیل محض نبوده و بیشتر از افسانه ها و روایاتی مایه گرفته که در شرق دور جوامع بشری آشنای ذهن عام و خاص است۰
نام این مکان نخست در متون آغازین و کهن بودایی تحت عنوان <<چانگ شامبهالا>> آمده است۰ چانگ شامبهالا در فرهنگ کهن بودایی بعنوان سرچشمه و منبع دانش یا به تعبیری سرچشمه ی دانش و دانایی دوران کهن توصیف شده است۰ اما روایات و گفته ها در رابطه با این مکان از چین برخاسته و چینیان اعتقاد برآن داشته اند که جایی در سلسله جبال کُنلون، دره ای وجود دارد که موجوداتی نامیرا و ابدی در نوعی هماهنگی ناشناخته برای ذهنیت بشری درآن زندگی میکنند۰ افسانه های هندی آن مکان را کالاپا نامیده اند که انسانهایی والا و هوشمند در آن زندگی میکنند۰ از روسیه ی کهن نیز اخبار و گزارشاتی در دست است که در پی آنها بایستی مسیر تاتارها را در صحرای گبی دنبال نمود تا به ناحیه ای بنام بلوودیه رسید۰ محلی که انسانهای روحانی و مقدس جدا از تمامی دنیای متمدن در سرزمین آب های سفید زندگی میکنند۰ در تاریخ اساطیر روسی آمده است که ساکنان این سرزمین نیز همانند اهالی شامبهالا ابر انسانهایی هستند که جامعه ای هوشمند و متمدن را تشکل داده و از دور بر نظام دنیای معمول بشری، نظارت دارند۰
در تمامی اعصار تاریخ بشری انسانهایی وجود داشته اند که در اشتیاق و آرزوی یافتن و رسیدن به چنین مدائن فاضله ای پنهان از چشم بشر معمول، با تلاشی از سر عشق به دانایی و رهایی از بند زندان مدنیت بشری ، بدنبال یافتن این ارواح بزرگ دست به سفرهای مکاشفاتی زده اند۰
یکی از معروفترین این مسافران، محقق مشهور روس، نیکلاوس روریچ است۰ روریچ که فیلسوف و نقاشی شریف و روسی الاصل بوده به همراه همسر خود هلنا که از مدیومه های مشهور روسی محسوب میگردد و پسر خود گئورگ که بعداً از اساتید بنام دانشگاه ییل میشود، در فاصله ی سالهای ۱۹۲۵ تا ۱۹۲۸ میلادی دست به سفری تحقیقاتی و وسیع در سرزمینهای هند، چین و مغولستان میزند و نتیجه ی این سفر مجموعه ی کتابهای بسیار میشود که یکی از آنان <<شامبهالا>> نام دارد۰ برای نیکلاوس روریچ شامبهالا نمادی از حلول دوران صلح و دوستی و روشنگری جهانی است۰ او تمامی آنچه را که در این سفر پرمخاطره و طولانی به نواحی دورافتاده ی کوهستانی و صحرای خشک گبی کسب نموده در قالب نوعی جهان بینی خاص خویش طرح میریزد۰
او شامبهالا را از زبان لاماهای تبتی و ریشی های هندی گزارش میکند۰ تمدنی زیرزمینی جایی در هیمالایا که مغول ها آنرا آگارتا نامیده اند و چینیان مکان آنرا در کنلون شن میدانند۰
در ادبیات روایتی غرب گذشته از داستان معروف افق گمشده گزارشاتی بسیار از راویانی آمده که به این بهشت زیرزمینی سفر کرده و دوباره به جامعه ی متمدن بازگشته اند۰

نخستین گزارشات از آگارتا را در آثار رنه گنون، سنت ایو آل ویدره و اوسندووسکی میبینیم۰ جایی پنهان در زیر هیمالایا که اساتید جهانی در آن بسر میبرند۰
جنیفر وست وود، نویسنده ی انگلیسی وجود چنین مکانی را بعید ندانسته و معتقد است جایی در هیمالایا در زیر سلسله کوه های آسیایی بایستی به دنبال چنین جامعه ای بود۰
هلموت ورنر در فرهنگنامه ی محرمانه ها، آگارتا را سرزمین پادشاهی پنهان معنا میکند که اساتید عارف و روحانی در ان بر امور جهان نظارت دارند۰ او آورده است بسیاری از نویسندگان تلاش کرده اند تا مکانهای تخیلی دیگری را در روایات و داستانهای خویش بر اساس چنین اسطوره ای بنا نهند، اما ناموفق ۰ورنر اسطوره ی آگارتا را تا پوراناهای هندی پی میگیرد۰ جایی که هندوان اعتقاد بر آن دارند در آینده کالکی آواتار از آن برخواهد آمد و دنیا را به نظم میکشد۰
آلبرتو مانوآل و جیانی گوآدالوپی در فرهنگنامه ی خود بنام <<شهرهای ادبی>> آگارتا را در جایی میان تبت و سریلانکا دانسته و شرحی از نظام جامعه فرامدنی در این مدینه ی فاضله ی شرقی آورده و مردمان آگارتا را همچون شخصیتهای داستان فارنهایت ۴۵۱ ری برودبری، انسانهای نامیرایی میداند که در آگاهی خود دانش عظیم تمدنهای گذشته و از بین رفته ی بشری را حفظ نموده و آنان را به بزرگترین کتابخانه ی ابدی عالم بشری تشبیه میکند و آن اساتید ابدی را به حدی هوشمند میداند که فقط با قدرت تله پاتیک با یکدیگر سخن می گویند وگرنه در جهان سکوت بسر میبرند۰
نویل دروری نویسنده ی انگلیسی در پی گیری این اسطوره در ادبیات مسیحی برخاسته از ادبیات اسلامی از مرزهای شرقی اروپا در قرون میانی، اسطوره ی آگارتا را نسخه ی مدرن یوحنای قدیس میداند۰ اما در پی گیری خود ناتوان میماند۰
در گزارشات مشابهی امید مسیحیان در برآمدن یک ناجی از شرق (عیسی مسیح) برای انسان خسته از جنگها و بی عدالتی ها، با ادبیات روایتی غرب تا انتهای قرن بیستم گره میخورد۰
آلکساندر سینت ایو آلیوره، در کتاب خود در توصیف آگارتا آورده است: آگارتا بزرگترین دانشگاه پنهان بشری است و اساتید (مهاتما ها) آن والاترین نقش را در رهنمود بشر خاکی، بدون هیچگونه تماسی با جوامع، دارند۰ رهنمود آنان همه به حفظ صلح و جلوگیری از نابودی تمدن بشری بر اثر جنگ به دلیل طبیعت وحشی او دارد۰ این دانشگاه تا قرن نوزدهم خود را مطلقاً از منظر بشر خاکی دور نگهداشته بود۰

آنچه تقدیم گردید بخش کوچکی از مقالی بلند است که چنانچه بعضی علاقه مند بدان باشند میتوانم در اختیار قرار دهم۰
افسانه های مشابهی در گفته های ایرانی در همین راستا وجود دارد که بحث و مقالی دیگر است
همچنین این سلسله پژوهش را در زمینه ی اساطیر دیگری نیز با خاستگاه شرقی که بر ادبیات داستانی جهان تأثیرات بسزایی گذاشته اند، دنبال میکنم۰ و هرگونه همفکری و راهنمایی را ارج مینهم۰
امیدوارم برای علافه مندان مفید بوده و باشد۰

منابع
Charroux, Robert, Phantastische Vergangenheit, 1969
Hedin, sven, Das enthulte Mysterium der Mysterien. Ossendowski als Nachschreiber, Leipzig 1925
Drury, Nevill, Agarthi, in: Lexikon des esoterischen Wissens
1988
Ossendowski, Ferdinand, Tiere, Menschen und Goetter, Frankfurt. 1923
Roerich, Nicholas, Shambhala, NewYork 1930
Werner,Helmut, Agartha, Lexikon der Esoterik, 1991
Werner, Helmut, Shambhala , Lexikon der Esoterik, 1991
westwood, Jennifer, sagen-Mythen-Menschheitsraetsel

****


message 2: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments پژوهشی بسیار درخور توجه است و می دانم که این دست پژوهش ها دشواری فراوانی دارد. همانگونه که افسانه اوت ناپیشتیم ‏از فرهنگ سومریان به ادیان ابراهیمی راه می یابد و نوح می شود، آخشیج های چهارگانه به تاراج یونانیان می رود و با نام آنان به جهان عرضه می شود، چهار یوگا هندوها به زرتشت و از آن پس به مسیحیت می رسد و سخن از آخر الزمان پیش می آید، افکار میتراییستی به جعل گرگوری وارد مسیحیت می شود، سوشیانت به مذهب شیعه بازگردانی می شود، عروج ربانی مسیح در اسلام و به آفریدیه و بابی ها بسط پیدا می کند و ... این حرکت سیال فرهنگ که در زمان خود فلسفه بوده و اکنون آن را افسانه می گوییم شاید مهمترین بخش از هسته پدیداری یک فرهنگ باشد که خود زمینه خلق هنری را پدید می آورد و بی شک شناخت آن اهمیت فراوانی دارد. ‏
سپاسگزارم از این که این پژوهش را به اشتراک گذاشتی. پیروز باشی


message 3: by Amin (new)

Amin (gharibehichestan) | 266 comments درود نادر عزیز
من در این زمینه کمترین اطلاعاتی ندارم و کاملا در جهل مرکب به سر میبرم ولی از این پژوهش لذت بردم و کمی هم قلقلک داده شدم برای خواندن در این زمینه
امیدوارم اگر صلاح بدانی متن کامل این پژوهش را از ما دریغ نکنی
سربلند باشی


back to top