انجمن شعر discussion

18 views
كارگاه شعر > آخرین دیدار!‏

Comments Showing 1-6 of 6 (6 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 395 comments دستهایم می لرزد. ‏
این بارِ آخر، این آخرین دیدار!‏
ایستاده ام در پشت در خانه اش. ‏
فکرم پر از خاطرات است، پر از پندار! ‏
در خیالم جدایی نیست،
که گویم رسیدن آخرش بادا! ‏
ترس تنهایی جایی ندارد در خیالم؛
یادش جاودانی ست - آسمانی ست. ‏
...
می لرزد دستهایم و پاهایم نیز
و چشمهایم نیز؛
چروک خورده چانه ام بالا و پایین می پرد. ‏
در خیالم ترس دارم. ‏
وه از این شرم آگین خیالات حزین
لعن بر اندیشخانه ام، نفرین، نفرین! ‏
...
کاش در گوشه ای،
رمز آینده بنوشته بود.
یا که «مرد آه» در گوشه ای
با ردای سپیدش بنشسته بود. ‏
هرچه بود «آخر نوشت» در کفم جای بگرفته بود. ‏
...
از کنون تا به نهایت،
شاید، شایدی دیگر نباشد.
ملعون اندیشخانه ام اشکم سترد
لرزش پاها و دستهایم را ببرد
چون برای بار آخر، این آخرین دیدار،
هوش باید مرا بسیار، بسیار. ‏
تمام وجودش را در یاد می خواهم،
از کنون تا به قیامت! ‏
***
باز می آید آنچه اندیشخانه ام
تند بر هم می تند بی گاه: ‏
« در خیالم جدایی نیست
که گویم رسیدن آخرش بادا! ‏
ترس تنهایی جایی ندارد در خیالم؛
یادش جاودانی ست - آسمانی ست. ‏
ترسم از گم شدن در یادش است؛
شود از یاد من آزاد، آزاد؟» ‏
دستهایم می لرزد و پاهایم نیز
و چشمهایم نیز
و چانه ام بالا و پایین می پرد،
هوش از من می برد،
فکر از هم می درد.
اندیشخانه بر آنچه نمی داند چیست،
بر اشکهایم نگرد!؟

9 دی ماه 1387

بخشی از شعری بلند که به دوستی نوشتم که ندیدنش بسیار دشوار است. ‏


message 2: by Amin (new)

Amin (gharibehichestan) | 126 comments درود اشکان

اشکان یه گله ازت دارم
چرا شعراتو کامل نمی زاری؟اونی که دوست داشته باشه بخونه سه صفحه هم باشه میخونه مثل من
و اما بعد
اشکان شعرات حتی مدل نوشتن سطور شعرت منو یاد اخوان میندازه قبلا هم گفته بودم
اشکان دایره لغاتت خیلی وسیعه و این برای شعر گفتن خیلی خوبه ولی من یه خورده سخت متوجه آهنگ شعرات میشم البته شاید اشکال از نوع خوانش من و درک پایین من باشه
یه نکته خیلی خیلی مثبت تو شعرات کلمه هایی که به کار میبری کلمات اصیل مثل سترد,پندار و ...
من لذت بردم


message 3: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 395 comments امین درود
گلایه ات را می پذیرم و پوزش می خواهم. برخی از نوشته هایم هست که در جاهایی آنچنان نمادهای شخصی به کار برده ام که فکر می کنم تنها خودم آن را درک می کنم. از این به بعد بی شک شعرهایم را کامل می گذارم. دلیلش کوتاه شدن شعر نبود و از تذکر بجایی که دادی سپاسگزارم. ‏
من ناخواسته به شدت در تاثیرپذیری از اخوان شعر می گویم انگار چون بسیاری این نکته را به من گوش زد کرده اند. و برخی هم با آهنگ شعر من مشکل داشتند. مشکل من اینجاست که این مسئله را نمی توانم درک کنم. خودم که برای خودم می خوانم و گاهی آنرا ضبط می کنم تا ببینم کجای آهنگ کلام مشکل دارد درک نکرده ام. شاید اگر دیگران برایم بخوانند بتوانم درک کنم که چرا و کجا آهنگ شعری را مخدوش کرده ام. ‏
از مهر بی پایانت سپاسگزارم و خرسندم که از خواندن این نوشته لذت برده ای. باعث افتخار است


message 4: by Parva (new)

Parva Rostami | 499 comments وقتی اشک در چشم ها حلقه میزند چیزی نباید نوشت


message 5: by Parva (last edited Aug 03, 2010 12:09PM) (new)

Parva Rostami | 499 comments خیلی جالبه نهم دی ماه 87
یه روز مهم توی زندگی من
خوب یا بد بودنش رو گذار سالها مشخص میکنه


message 6: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 395 comments پروا گرامی سپاسگزارم


back to top