شعر سـپـيـد discussion

31 views
خانم... امینی

Comments Showing 1-3 of 3 (3 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Hadi (new)

Hadi | 130 comments Mod
بکش

تا در خاکستری نفسهایت

بغض هایم را نقاشی کنم

اوقات تلخی پایه های تخت

طعم گلهای ملافه را

به باغچه همسایه می کشاند

وتو در انحنای سینه های باران

چترت را می بندی





message 2: by Hadi (new)

Hadi | 130 comments Mod


ته مانده اختيارم


به واژه ها گير مي دهد


سايه دستانش خيس


ومن مضطرب ديوار


تا صداي عقربه درنيامده


برگرد


زمين جاي امني نيست





message 3: by Hadi (new)

Hadi | 130 comments Mod


زیر نگاه بتون گرفته ی تو باشم

یا خروار ها خفت

فرقی نمی کند

هر روز به ضیافت یک دار

از نردبان سیمانی سقوط می کنم

سراغ قبر مرا به انگشت نمی دهند

فاتحه خشک می افتد

به حوض فراموشی .



تو که می دانی

من از تاریکی می ترسم

هیچ وقت مشکی نپوش





back to top